بی انصافی هم حدی دارد!
حکایت ما در سازمان حفاظت محیط زیست اغلب شبیه حکایت ملانصرالدین و خرش است! سوار بشوی عده ای فریادشان در می آید، پیاده بشوی عده ای دیگر! نمونه اش همین پالایشگاه مازندران است . از یک طرف فریاد برخی درآمده است که چرا مجوز پالایشگاه دادهاید، دارد همه چز نابود می شود ! و از طرف دیگر آقای استاندار محترم اعتراض نموده است که چرا مجوز پالایشگاه نمی دهید! یا حکایت کارخانه کاوه سودا و آلودگی دریاچه ارومیه که تا کنون پساب آن وارد دریاچه نشده است اما در برخی سایتها حتی عکس آن را هم چاپ کرده اند حالا کجاست... ...

