گرین بلاگ – تازه‌ترین مطالب وبلاگستان محیط زیست

کوه‌پیمایی زمستانی به مناسبت روز جهانی کوهستان

۱۹ آذر ۱۳۹۵

کوه‌پیمایی زمستانی در لواسان

به مناسبت روز جهانی کوهستان(۱۱ دسامبر/ ۲۱ آذر)

همراه با آموزش کوه‌پیمایی، محیط‌زیست و آشنایی با لواسانات

 

راهنما: نادر ضرابیان

سرپرست: آزاد بهادری، امید بختیاری

 

  • حرکت از تهران: راس ساعت 6.30 صبح(حداقل 15 دقیقه زودتر در محل قرار حاضر باشید)
  • رسیدن به تهران:  حداکثر تا ساعت 9 شب

 

 برنامه و خدمات:

  • برنامه‌ریزی و هماهنگی اجرای سفر، بیمه‌ی سفر و مسوولیت مدنی، آموزش محیط‌زیست، آموزش طبیعت‌گردی و کوه‌پیمایی، هزینه بلیت‌ حمل و نقل توریستی با توجه به ظرفیت
  • هزینه:  50 هزار تومان
  •  ثبت‌نام: لطفا برای ثبت‌نام با شماره  09366033912 (آقای امید بختیاری) تماس بگیرید.
  • مهلت ثبت‌نام: تا 15 آذر 1395؛ اولویت با افرادی است که زودتر ثبت‌نام می‌کنند و ظرفیت محدود است.

 

شرایط سفر:

ما متعهد می‌شویم پس از مطالعه‌ی فراخوان و شرایط این سفر و با آگاهی و پذیرش موارد زیر برای ثبت‌نام و شرکت در سفر اقدام بکنیم.

 

  • سفر را مسوولانه و سازگار با محیط‌زیست اجرا می‌کنیم. کارهای زیر بخشی از کوشش ما در این راستا است:
  1. مدیریت و بازیافت پسماند در طول سفر و استفاده نکردن از ظرف‌های دورانداختنی
  2. رعایت اصول طبیعت‌گردی سبز در گشت‌ها و بازدید از طبیعت
  3. تغذیه‌ی سالم در طول سفر
  4. موردهای دیگری که در سفر از سوی کارشناسان یا راهنمایان آموزش داده شود.

 

  • بردباری، توجه، کمک به یکدیگر، و هماهنگی با سرپرست لازمه‌ی سفر گروهی است.
  • به هنجارها، آداب و رسوم و فرهنگ جوامع بومی احترام می‌گذاریم.
  • چنانچه سفر به حد نصاب مورد نظر نرسد، سفر ابطال و پول دریافتی برگشت داده خواهد شد. برگزارکننده موظف است در این خصوص حداقل ۴۸ ساعت پیش از حرکت موضوع را به آگاهی برساند.
  • مسافر موظف است در ساعات اعلام شده در برنامه شرکت کند و در صورت حضور نیافتن به موقع هنگام حرکت، برگزارکننده هیچ‌گونه مسوولیتی در این خصوص نخواهد داشت.
  • مسوولیت مراقبت از افراد زیر هجده سال، و حفظ اموال و مدارک شخصی در تمام طول سفر بر عهده‌ی مسافر است و در این مورد هیچ مسوولیتی متوجه راهنما و برگزارکننده نخواهد بود.
  • شرکت‌کنندگان در برنامه ملزم به رعایت زمان‌بندی‌های اعلام‌شده از سوی سرپرست هستند.
  • داشتن کارت بیمه‌ی پزشکی ورزشی سال 1395 برای همه‌ی همراهان الزامی است.
  • همه‌ی شرکت‌کنندگان در برنامه ملزم به رعایت قوانین و مقررات کشور و عرف جاری هستند، و در صورت تخلف شخصا پاسخ‌گوی مقام‌های مسوول خواهند بود.
  • انجمن کوه‌نوردان ایران، دیده‌بان کوهستان، سرپرست، راهنما و دیگر مسوولان برنامه، مسوولیتی در زمینه‌ی خسارت و تلفات ناشی از حادثه‌های جاده‌ای و طبیعی و غیره که خارج از اراده‌ی اشخاص اتفاق می‌افتد، ندارند.

                     

وسایل مورد نیاز:

  • کفش کوه‌پیمایی، کوله‌‌ی مناسب، لباس اضافی و گرم و بادگیر، فلاسک کوچک، دارو و لوازم بهداشتی شخصی، زیرانداز، بشقاب و قاشق شخصی، قمقمه آب و لیوان (ترجیحا فلزی)، چراغ پیشانی، یک جفت جوراب گرم اضافه، کلاه آفتابی، کرم ضد آفتاب، کلاه و دستکش گرم، گتر، عصای کوه‌نوردی(باتوم)
  • صبحانه و نهار، تنقلات و میوه، شربت و ۱٫۵ لیتر آب
  • کارت شناسایی و دفترچه بیمه، قلم و دفترچه یاداشت

 

Read More →

۲۱ آذر؛ دومین جشنواره‌ی کوه‌نوشته‌ها

بنیاد محمدی‌فر، در سال 1391 با پیشنهاد و سرمایه‌گذاری داود محمدی‌فر (متولد 1310) از کوه‌نوردان و کوه‌نویسان باسابقه‌ی ایران، و با همکاری با انجمن کوه‌نوردان ایران شکل گرفت.

هدف این بنیاد، تشویق و معرفی نویسندگان و مترجمان و ناشرانِ کتاب‌ها، مجله‌ها، و مقاله‌هایی است که در زمینه‌ی کوه‌نوردی یا موضوع‌های مرتبط با حفاظت محیط کوهستان، به صورت کاغذی یا در فضای مجازی،  منتشر می‌شود. بنیاد، هر دوسال یک بار در روز جهانی کوهستان در «جشنواره‌ی کوه‌نوشته‌ها» شماری از کتاب‌ها و مقاله‌های برگزیده را معرفی و از پدیدآورندگان آن‌ها تقدیر می‌کند. یکی از اصول اعلام‌شده‌ی هیات امنای اولیه‌ی بنیاد (عباس محمدی، عباس ثابتیان، افسر فراحی شاندیز) این است که جشنواره‌ی کوه‌نوشته‌ها صورت مسابقه ندارد و در آن کارهای «برتر» معرفی نمی شوند، بلکه از «برگزیدگان» به نمایندگی همه‌ی کسانی که در راه ارتقای فرهنگ کوه‌نوردی و حفاظت کوهستان قلم زده اند، سپاسگزاری و به آنان تندیس، لوح سپاس، و جایزه‌ی نقدی داده می‌شود.

نخستین دوره‌ی این جشنواره، در بیستم آذر 1393 (11 دسامبر 2014) در تهران برگزار شد. دومین دوره‌ی جشنواره، مانند دوره‌ی نخست، در روز جهانی کوهستان (11 دسامبر) که امسال برابر است با 21 آذر، برگزار می‌شود.

در این دوره، شمار در خور توجهی مقاله و کتاب به دبیرخانه‌ی جشنواره فرستاده شده که این امر بیانگر توسعه‌ی فرهنگ «کوه‌نویسی» است و رویکرد امیدوارکننده‌ی دغدغه‌مندان کوه‌نوردی و کوهستان را نشان می‌دهد.

Read More →

کوه صُفّه‌ی اصفهان، گرفتار در چنگال شهرداری!

کوه و آب را در فرهنگ‌های کهن جهان، و از جمله در فرهنگ پربار ایرانی، زاینده و بالنده و همچون آتش دارای گوهره‌ای پرجوش، و حتی پایداری زمین را متکی بر آن دانسته اند؛ در بُندَهِش آمده است: «زمین را قرار بر کوه است. هرمزد [آفریننده‌ی بزرگ]، آتش را در کوه نهاد و کوه‌ها را از گوهر آتش برویانید. زمین چونان تخمی است که مرغکی هنوز در آن باشد. هرمزد رودها را از البرز تازانید…»(1). در قرآن مجید، کوه‌ها نشانه‌هایی شایسته‌ی اعتنا و ژرف‌نگری خوانده شده اند: أفلا ینظُرون … إلی الجبال کیف نُصِبت و إلی الأرض کیف سُطِحت (آیا کوه‌ها را نمی‌بینند که چگونه برافراشته اند و به زمین نمی‌نگرند که چگونه گسترده است- الغاشیه 19 و 20). و در فرهنگ عامیانه‌ی ما کوه‌ها با صفت‌هایی که نشانگر قداست و بزرگی و پاکیزگی است، خوانده شده اند: شاه الوند، شاهوار، سلطان ساوالان، تخت سلیمان، پیر علمدار، قلعه‌دختر، کوه الله‌اکبر، و همین صفّه و صدها نام دیگر مانند این‌ها. با چنین پیشینه‌ی گرانسنگی که کوهستان در فرهنگ ما دارد، جای شگفتی است که چگونه مدیران کشور این‌همه حرمت‌شکنی‌ را بر کوه‌های این سرزمین روا می‌دارند!

کوه صُفّه در جنوب اصفهان که همانند زاینده‌رود یکی از چشم‌اندازهای ارجمند این شهر تاریخی است، چونان دیگر کوه‌های کشور در معرض ستم ناشی از کوته‌بینی و سودجویی است؛ صفّه، هم زاینده‌ی آب، هم زیستگاه انواع گیاهان و جانوران، و هم جایگاه آثار انسانیِ کهن است. اما این کوه باشکوه، از چند سال پیش گرفتار آفت «شهری‌سازیِ پدیده‌های طبیعی» شده است؛ پدیده‌ای که از بی‌مهری و بی‌خردی مدیرانی برمی‌آید که از یک‌سو ارزش ذاتیِ سامانه‌‌های به‌هم‌پیوسته‌ی طبیعی- تاریخی را درک نمی‌کنند، و از سوی دیگر توسعه‌ی اقتصادی را تنها در چارچوب تنگ بهره‌مندی چند ساله‌ی خود و گروهِ یاران‌شان می‌بینند.

کمیته‌ی میراث جهانی یونسکو، یکی از انواع «چشم‌انداز» را آن نوعی می‌داند که در آن، استمرار زندگی انسانی با شکل‌گیری ویژگی‌های معنوی و فرهنگی همراه است و با این رویکرد، از سال 1992 منطقه‌هایی را که دربرگیرنده‌ی برهم‌کنش چشم‌گیر انسان و طبیعت بوده، به عنوان «چشم‌اندازهای فرهنگی» به رسمیت شناخته و کشورها را به ثبت و حفاظت آن‌ها و تبدیل‌شان به جاذبه‌ی گردشگری ترغیب کرده است(2). صفّه، دارای تمامی آن ویژگی‌هایی است که می‌توان برای یک «چشم‌انداز سرزمینی» برشمرد؛ اثری طبیعی که نقشی برجسته در پدید آوردن خاطره‌های جمعیِ یک جامعه‌ی انسانی با تاریخ کهن داشته است. اما، گویا مدیران شهر اصفهان «حفاظت» را یکسره فراموش کرده و درک‌شان از گردشگری، به ساخت مجتمع تجاری و شهرِبازی و باغ وحش، و عَلَم کردن اسباب‌بازی‌های زمختی همچون تله‌کابین محدود شده، و شناخت‌شان از محیط زیست به کاشت درختان غیربومی وناسازگار با اقلیم تنزل یافته است!

دستکاری سنگین شهرداری اصفهان در صفّه، درهم‌تنیدگی کم‌مانندِ طبیعت و تاریخ را با پیشینه‌ی هزار و چندصد ساله‌اش در این کوه مخدوش کرده، و این میراث فرهنگی- طبیعی را به تفریحگاهی بی‌کیفیت بدل ساخته که در آن کسب و کار کوته‌بینانه حرف اول را می‌زند(3). این کوه، می‌تواند بی‌نیاز از این همه ساخت و ساز، نورپردازی افراطی، و کاشت گل و چمن و درختان ناسازگار با اقلیم، هزاران سال دیگر بی هیچ هزینه‌ای کارکرد طبیعی خود را که همانا تولید آب و فراهم ساختن محیط زیست برای ده‌ها گونه‌ی گیاهی و جانوری است، داشته باشد و در عین حال برای انسان‌ها نیز تفرجگاهی باشد که در آن ‌بتوانند با آرامش کوه‌پیمایی و سنگ‌نوردی کنند، یا بقایای ارزشمند شاهدژ را بر فراز قله ببینند. چنین کوهی در کنار چنین شهر تاریخی‌، هم شکل‌دهنده‌ی یک «خاطره‌ی جمعی» برای شهروندان است و هم می‌تواند جاذبه‌ای جهانی باشد در خدمت درآمدزایی پایدار به نفع شهر. اینک اما، شهرداری اصفهان با تحمیل میلیاردها  تومان هزینه‌ بر دوش مردم، چشم‌انداز طبیعی کوه صُفّه را با تاسیسات شهری مخدوش کرده، آرامش آن را با صدای بلندگوها و خودروها از میان برده، و با تله‌کابین به حریم اثر تاریخی شاهدژ به شدت آسیب رسانده است. چنین بی‌سلیقگی در اجرای طرح‌های تجاری، از سوی شهرداریِ معروف‌ترین و پرجاذبه‌ترین شهر ایران، چه معنایی دارد؟! آیا جز این است که افرادی بی‌صلاحیت و بیگانه با فرهنگ بر منصب‌هایی جای گرفته اند که جایشان نیست؟ و آیا نه این که طرحی در کار است تا سلیقه‌ی مردم را به گونه‌ای تغییر دهند که گردشگری، به سوار شدن بر تله‌کابین و ماشین‌سواری و شکم‌بارگی در خوراکخانه‌ها تنزل یابد؟!

ساخت و سازهایی که (با توجه به خیزی که شهردای برداشته) ممکن است در بلندای کوه صفّه و حریم آن گسترش یابد، می‌تواند اثر منفی بر «چشم‌انداز فرهنگی» میدان نقش جهان (ثبت شده در فهرست میراث‌های جهانی) یا پهنه‌های دیگری از شهر که چنین قابلیتی را دارد، داشته باشد. چند ماهی است که دوستداران فرهنگ و طبیعت اصفهان به مخالفت جدی با شهری‌سازی کوه صفّه برخاسته اند و جا دارد که مسوولان بلندپایه‌ی کشور (در ریاست جمهوری، سازمان میراث فرهنگی، سازمان حفاظت محیط زیست، مجلس، …) و همچنین اهل فرهنگِ سراسر کشور، در همراهی با این گروه از هم‌میهنان، به جلوگیری از تخریب بیشتر این چشم‌انداز ارزشمند اصفهان همت گمارند.

 

پی‌نوشت

۱) نقل از: قرشی. امان‌الله. آب و کوه در اساطیر ایران، انتشارات هرمس، 1380، ص 149 . در این کتاب به تفصیل درباره‌ی «زنده و زاییده و زاینده» دانستن کوه‌ها در فرهنگ کهن هند و اروپایی بحث شده است؛ به‌ویژه بنگرید به فصل 5

http://nationalgeographic.org/encyclopedia/landscape  تارنمای نشنال جیوگرافیک:(2

۳) کسانی که در زمینه‌ی بوم‌سازگان شکننده‌ی کوهستان پژوهش داشته اند، غالبا از «گردشگری انبوه» (mass tourism) به عنوان یکی از عامل‌های برهم زننده‌ی ثبات زیست‌بومی کوهستان، تهدید کننده‌ی اجتماعات زیستی و انسانی، نابودکننده‌ی منابع آب، آسیب‌زننده به محیط زیست طبیعی و فرهنگی، و مانند این‌ها یاد کرده اند. بنگرید به اشاره‌های هنریک مجنونیان، درک دنیستون، مهراج موتو، آنی ویلنوو و… در کتاب حفاظت محیط کوهستان، ترجمه و تالیف هنریک مجنونیان، محمد دانش، هادی غبرایی، پرستو میراب زاده. انتشارات سازمان حفاظت محیط زیست، 1387، صص 58، 89، 187، 234، و… .

Read More →

۱۴ Pictures Show Why You MUST Visit Desert Of Iran

These pictures show you why you must visit desert of Iran and showing why the Iranian desert is worthy of your bucket list.

The post 14 Pictures Show Why You MUST Visit Desert Of Iran appeared first on SURFIRAN – Iran Tours – Iran Travel Agency and Operator Travel to Iran.

Read More →

۱۴ Pictures Show Why You MUST Visit Desert Of Iran

These pictures show you why you must visit desert of Iran and showing why the Iranian desert is worthy of your bucket list.

The post 14 Pictures Show Why You MUST Visit Desert Of Iran appeared first on SURFIRAN – Travel to Iran Tour Operator, Iran Travel Agency.

Read More →

زنده‌یاد یحیایی؛ یک نظامی خوب در کوه¬نوردی ایران

این یادداشت را پس از درگذشت زنده‌یاد عبدالباقی یحیایی در سال 1380 نوشتم که در گاهنامه‌ی شماره‌ی 5 انجمن کوه‌نوردان (خرداد 1381) چاپ شد.

عبدالباقی یحیایی در ۲۸ مهرماه ۱۲۹۹ در تهران متولد شد. او دوستدار کوه و طبیعت بود، و از همین رو پیوسته به کوه­نوردی و اسکی می­پرداخت. یحیایی تحصیلات نظامی داشت و در ارتش خدمت می­کرد، در دورانی که مسوولان ورزش کوه­نوردی بیشتر از میان نظامیان گزینش می­شدند، او از کسانی بود که این شرط را داشت، و علاوه بر آن، به لحاظ علاقمندی شخصی و خلق و خوی پسندیده، خدمات قابل توجهی به ورزش کوه­نوردی (و اسکی) کرد. می­توان گفت تمامی کوه­نوردانی که با او برخورد داشته­­اند یا شرح خدمات او را شنیده­اند، از او به نیکی یاد می­کنند.

یحیایی در سال ۱۳۲۰ یک باشگاه ورزشی به نام آریا تاسیس کرد که بعدا به باشگاه کاوه تغییر نام یافت. این باشگاه در رشته­های ورزشی کشتی و فوتبال فعالیت داشت.

 

با توجه به نوشته­های محسن محسنین، به نظر می­رسد که یحیایی در «مرکز آموزشی نظامی برای ورزش­های زمستانی و کوه­نوردی» که پس از سال1320 در پادگان «رودبار قصران» تشکیل شد، آموزش دیده بود. یکی از کارهای این مرکز، تشکیل گروه­های نجات و تجسس بود. نخستین گروه از این نوع، در سال1327 به ماموریت اعزام شد تا به جستجوی هواپیمایی که با پنج سرنشین آمریکایی در حوالی کوه کینو (شمال خوزستان) سقوط کرده بود، بپردازد. سروان یحیایی، در این ماموریت همراه با سروان خاکبیز، غیر نظامی گیلان­پور، و سربازان وظیفه آوانس مگردون، ماناواز میکائیلیان و علی بقایی بود. کوه­پیمایی بسیار طولانی آنان (که 11 روز- 22 بهمن تا 3 اسفند- برای رسیدن به لاشه­ی هواپیما به طول انجامید)، شاید نخستین برنامه­ی جدی کوه­نوردی در زمستان باشد که در ایران اجرا شده است. این افراد برای پایین آمدن از شیب­ها و عبور از دره­های پر برف، از چوب اسکی استفاده می­کردند(1).

در سال ۱۳۲۷، سروان یحیایی در مسابقه­ی اسکی افسران پادگان مرکز، در رشته­ی 6 کیلومتر استقامت، رتبه­ی نخست را به­دست آورد(2).

در سال 1328 یک کارخانه­ی کوچک ارتشی برای ساختن چوب اسکی به همت سروان یحیایی در لشگرک دایر شد. یحیایی برای رساندن کیفیت این چوب­های اسکی به سطح چوب­های خارجی، چند نفر را مامور نمونه­براداری از چوب­های جنگلی کرد، و نیز پیشنهاد استخدام یک متخصص چوب­شناسی و فرم­بندی اسکی از سوئیس یا فرانسه را داد که متاسفانه مورد قبول قرار نگرفت و تولید اسکی­های ارتشی که دوام زیادی نداشت، پس از چندی متوقف شد(3).

در ۱۸ بهمن ۱۳۲۸، یکصد نفر اسکی­باز لشگر 2 پادگان مرکز به سرپرستی سروان یحیایی و سروان ایروان­لو برای نجات 1100 نفر مسافر قطار تهران- تبریز که بر اثر برف سنگین و کولاک، بین قزوین و زنجان متوقف شده بود، حرکت کردند. آنان 30 کیلومتر را پیاده­ طی کردند تا به قطار رسیدند و سپس با هفت شبانه­روز تلاش، قطار را که تقریبا زیر توده­ای از برف مدفون شده بود، به راه انداختند(4).

در سال ۱۳۳۰، سروان یحیایی به اتفاق سروان محمد خاکبیز و ستوان یکم اکبر غفاری برای گذراندن یک دوره­ی کامل کوه­نوردی و اسکی تابستانی و زمستانی ویژه­ی نظامیان به شامونی فرانسه می­رود. این دوره یک سال (چهار فصل) به طول می­انجامد و پس از آن هر سه نظامی در سال 1331 به کشور باز می­گردند و منشا تحولات چشم­گیری در کوه­نوردی و اسکی کشور می­شوند.

در فاصله­ی 1330 تا 1332، یحایی دبیر «فدراسیون اسکی» بود. ریاست این فدراسیون را فلیکس آقایان به عهده داشت(5). از 16 مهر 1332 تا 6 آبان 1334، سرگرد یحیایی رییس «فدراسیون کوه­نوردی و اسکی» شد. هم کوه­نوردان و هم اسکی­بازان، از این دوره به عنوان یک دوره­ی خوب فعالیت فدراسیون یاد می­کنند. محمد علی ابراهیمی و داوود محمدی از پیشکسوتان کوه­نوردی، از خوش رویی مسوولان فدراسیون آن زمان در برخورد با کوه­نوردان یاد می­کنند، و اشاره می­کنند که برای نخستین بار، در این دوره وسایل کوه­نوردی به قیمت خیلی ارزان و به صورت قسطی از طرف فدراسیون در اختیار کوه­نوردان قرار گرفت (کوله­پشتی30 تومان و…) آنان، یحیایی را در میان 14 رییس فدراسیون کوه­نوردی در دوران پیش از انقلاب، یکی از چهار یا پنج رییس فعال می­دانند(6). دبیر فدراسیون، کاظم گیلان­پور بود که فردی پرکار و علاقمند در زمینه­ی کوه­نوردی و اسکی، و به واقع نخستین آموزگار و نویسنده­ی مجرب این دو ورزش در ایران بود. گشاده­رویی یحیایی، وجهه و سابقه­ی گیلان­پور، و کاردانی مهندس ابوالقاسم نوروزی (نایب رییس آن فدراسیون)، مجموعا فدراسیون کوه­نوردی و اسکی آن دوره را مورد قبول عموم ورزش­کاران این رشته ساخته­بود. در این دوره پناهگاه اسپیدکمر (ساخته شده در سال­های 1325 تا 1326) که نخستین پناهگاه کوه­نوردی ایران بود، مرمت شد.

یکی دیگر از کارهای جالب توجه سرگرد یحیایی برای آن زمان، بردن سیصد سرباز آموزش دیده به قله­ی دماوند بود که تا آن تاریخ  مانند نداشت(7). دیگر کار او، گرفتن ساختمانی در ده رینه، از اداره­ی املاک پهلوی برای استراحت کوه­نوردان بود که به قرارگاه رینه معروف شد(6). نخستین کتاب آموزش کوه­نوردی ایران با نام سرباز و کوهستان در سال 1334 به قلم یحیایی منتشر شد (ترجمه و تالیف). این کتاب در سال 1335 با عنوان فن کوه­نوردی از سوی باشگاه کوه­نوردی و اسکی دماوند دوباره چاپ شد.

در زمینه­ی اسکی، یکی از کارهای انجام شده در دوره­ی ریاست یحیایی به فدراسیون، این بود که در پیست آبعلی«یک صندلی رنگی روی هریک از دو تله اسکی فدراسیون به افراد تیم ملی اختصاص داشت که مدت زیادی در صف معطل نشوند و … از آنان بلیت هم دریافت نمی­شد»(8) در این دوره، همچنین فدراسیون اردوهای ارزان­قیمت برای اسکی­بازان ترتیب می­داد، و چند اتوبوس ارتشی با گرفتن مبلغ ناچیزی- فقط برای سوخت اتوبوس­ها- «افراد باشگاه­ها را علاوه بر تعطیلات، هفته­ای سه روز به آبعلی یا لشگرک می­برد»(8).

یکی دیگر از قدم­های مثبت، «تاسیس بانک اسکی در سال1332 در شمشک بود. فدراسیون حدود 30 دست کامل وسایل بچگانه را در دکه­ای قرار داده بود تا بچه­هایی که وسیله نداشتند، صبح وسایل را قرض بگیرند و عصر به دکه تحویل دهند. این بانک سال­ها دوام آورد و بسیاری از بچه­ها را به اسکی بازان زبده بدل نمود»(9).

در حدود سال ۱۳۴۲ هم گویا (اطلاعات دقیقی ندارم) سرگرد برای یک دوره‌ی دیگر رییس فدراسیون اسکی بوده است.

در روز ۱۸ تیر ماه ۱۳۴۶، سرهنگ یحیایی که در آن موقع فرمانده­ی تیپ 20 همدان بود، به اتفاق یک سرباز وارد غار علی‌سرد (علی صدر) شد. آنان با تیوب خوردو وسیله­ای شبیه قایق ساخته بودند و با آن حدود سه ساعت در دهلیزهای غار پیش­روی، و نقاطی را شناسایی کردند. این نخستین بار بود که یک «صاحب منصب» وارد غار می­شد، و نخستین بار بود که پس از شناسایی اولیه­ی غار به دست دیگر کوه‌نوردان (از حدود 1339) چیزی شبیه قایق برای شناسایی این غار به کار می­رفت.

در سال ۱۳۷۲ یحیایی حدود پانصد متر مربع زمین در روستای دربندسر، به منظور ساخت مدرسه­ی کوه­نوردی و اسکی به باشگاه دماوند اهدا کرد، مشابه این کار را تا کنون هیچ کس در کوه­نوردی ایران انجام نداده است­، ضمن آن که خود این فکر، در کشور بدیع و کم­مانند بوده است.

یحیایی قله­های زیادی را صعود کرده بود، و به علت عشقی که به طبیعت داشت، سالیانی دراز، هر هفته چند روز را در باغچه­ای که در دربندسر داشت، به کار دام­­داری و باغبانی مشغول بود. در یک روز شهریور ماه 1380 برای مصاحبه با او، به اتفاق محمد علی ابراهیمی و محمد نوری به دربندسر رفتیم. استخوان­بندی او هنوز نیرومند به نظر می­رسید که حکایت از یک زندگی ورزش­کارانه داشت، اما گذشت زمان و استیلای بیماری او را بر صندلی چرخ­دار نشانده بود، و چشم­هایی که چندین دهه، مشتاقانه در کوه و صحرا زیبایی­ها را می­جست، تقریبا به طور کامل دید خود را از دست داده بودند. مهربانانه ما را پذیرفت، و گفت که همه­ی کوه­های ایران و چندین قله در خارج از کشور را درنوردیده است، و خاطرات بسیاری را باز گفت.

آفتاب به پشت کوه­های دربندسر می­رفت، و خنکای پاییز زودرس آن‌جا و رنگ انداختن برگ­های درختان، سرعت گذر عمر را یادآور می­شد. یحیایی آرام بر صندلی نشسته بود، و مطمئن بودم که اگر نه با چشم سر، با چشم دل و با تمامی حواس دیگرش، از نزدیکی با کوه­ها لذت می­برد. چویبار باریکی از میان باغچه می­گذشت و سبزه­ی کناره­های آن، مخملی چشم­نواز بود. هیچ­گاه خیام را چنین نزدیک ندیده بودم:

این سبزه که امروز تماشاگه ماست                    تا سبزه­ی خاک ما تماشاگه کیست

یحیایی در ۲۸ اسفند ۱۳۸۰ چشم از جهان فرو بست.

 

پی نوشت

  1. محسن محسنین، راهنمای اسکی و تاریخچه­ی کوه­نوردی ایران و جهان، ناشر مولف، تهران1369، ص 3 تا 33، و صحبت­های تیمسار خاکبیز
  2. همان، ص ۱۸۷
  3. همان، ص ۲۰
  4. همان، ص ۳۳
  5. همان، ص ۲۲
  6. بایگانی و یادداشت­های محمد علی ابراهیمی و داوود محمدی
  7. جلیل کتیبه­ای، مجله­­ی کوه، شماره­ی 7، تابستان 1376، ص39
  8. محسن محسنین، همان، ص ۲۵
  9. همان، ص ۲۸

۱۰٫ عبدالله حاجیلو، غار علیصدر، انتشارات بهجو، چاپ دوم(بهار ۱۳۷۶) ص ۵۲

Read More →

Is it safe to travel to Iran

Is it safe to travel to Iran now? Those who travel to Iran tend to report that they feel most unsafe as a pedestrian, as particular norms that are followed in many western countries such as cars stopping automatically at pedestrian crossings are not generally adhered too in Iran.

The post Is it safe to travel to Iran appeared first on SURFIRAN – Iran Tours – Iran Travel Agency and Operator Travel to Iran.

Read More →

Is it safe to travel to Iran

So is it safe to travel to Iran? Those who travel to Iran tend to report that they feel most unsafe as a pedestrian, as particular norms that are followed in many western countries such as cars stopping automatically at pedestrian crossings are not generally adhered too in Iran.

The post Is it safe to travel to Iran appeared first on SURFIRAN – Travel to Iran Tour Operator, Iran Travel Agency.

Read More →

مسوول آلودگی هوا کیست؟

 هر سال هزاران ایرانی بر اثر عوارض ناشی از آلودگی هوا می‌میرند، و میلیون‌ها تن دیگر دچار انواع بیماری‌های جسمی و ناراحتی‌های روانی و عقب‌ماندگی‌های ذهنی می‌شوند. مدیران شهرها و همه‌ کسانی که در قوای سه‌گانه‌ی کشور مسوولیت دارند، از آلودگی می‌گویند اما وضع همچنان خطرناک است. گو این که به نظر من (به استناد دیده‌هایم از کوه‌های شمال تهران، و آمارهای رسمی) در دو سه سال اخیر هوا کمی بهتر شده و دست‌کم دود و سیاهی‌ها کم‌تر به چشم می‌خورد، اما باید گفت که اگر در یکی از کشورهای پیشرفته، وضع هوا یک‌دهمِ این هم خراب بود، قطعا مسوولان (در درجه‌ی اول: شهردارانِ) بسیاری استعفا می‌دادند یا برکنار و محاکمه می‌شدند.

گفته‌های مسوولان و تمام مشاهده‌ها حکایت از این دارد که بیش از هفتاد درصد آلودگی هوای شهری مانند تهران، بر اثر شدآمد خودروها و موتور سیکلت‌ها است. اما هیچ اراده‌ی جدی در میان شهرداری‌ها، قانون‌گزاران، و دولت برای محدود کردن اساسی خودروهای شخصی وجود ندارد، و خودروها و موتورها بدل به حاکمان غدّار و خونریز شهرها و جاده‌ها شده اند. آیا این، تاثیر لابی خودروسازان وطنی و واردکنندگان قدرتمند خودرو و موتورسیکلت است؟ آیا نتیجه‌ی تلقین سازمان‌یافته‌ی این پندار به مردم است که هر کس باید یک خودروی شخصی داشته باشد؟ آیا اثر شهرسازی‌های نادرستی است که فاصله‌ی خانه‌ها تا محل کار را تا ده‌ها کیلومتر افزایش داده؟ آیا به خاطر این است که گروه‌هایی نمی‌خواهند سامانه‌ی حمل و نقل همگانی به شکل رضایت‌بخشی گسترش یابد؟ آیا اراده‌ای در کار است که مردم را در هر شبانه‌روز چندین ساعت گرفتار راه‌بندان‌ها کند تا فرصت پرداختن به مشکلات اجتماعی را نداشته باشند؟ آیا نتیجه‌ی القای این تصور نادرست است که کارخانه‌های خودروسازی اشتغال‌آفرین‌های بسیار خوبی هستند؟

به نظر می‌رسد که هر کدام از این فرض‌ها تا حدی درست اند! دست پنهانی در کار است که موضوع پیشگیری از آلودگی هوا را تا آن‌جا پیش نبرد که کم‌ترین تاثیری بر فروش خودروهای شخصی داشته باشد! تجربه‌ی یکی دو روز «زوج و فرد» کردن خودروهای مجاز به رفت و آمد نشان داده که در این حال هم هوا بسیار بهتر می‌شود و هم رفت و آمد اتوبوس‌ها و تاکسی‌ها روان‌تر می‌شود که نتیجه‌ی آن رسیدن راحت‌ترِ همه به کارهایشان است. اما نمی‌گذارند که این تجربه‌ی عالی دائمی شود و یا با اصلاحاتی، فراگیر گردد! چون اگر مردم ببینند که می‌توان با وسایل همگانی راحت‌تر رفت و آمد کرد، کم‌تر خودروی شخصی خواهند خرید.

طرح‌های تخیلی مانند این که موتور خودروها باید اصلاح شود، یا معاینه‌ی فنی خودروها در دوره‌های کوتاه‌تری صورت گیرد، با توجه به انواع تحریم‌هایی که کشور ما با آن روبرو است؛ با توجه به فسادهای اداری (که امکان می‌دهد با پول برگه‌ی معاینه‌ی فنی بگیرید)؛ و با توجه به این که در پیشرفته‌ترین کشورها با کارآمدترین خودروها هم باز مشکل راهبندان‌ها و آلودگی و گرم شدن زمین برقرار است، به هیچ جا نخواهد رسید. موعظه‌های اخلاقی برای مردم که از وسیله‌ی شخصی کم‌تر استفاده کنند، نیز تاثیر بسیار کمی دارد، چرا که مسوولیت اصلی متوجه دارندگان قدرتِ قانون‌گزاری و اِعمال قانون است. تنها راه برای قابل تنفس کردن هوای شهرهای بزرگ، محدود کردن جدی امکان شدآمد خودروها و موتورهای شخصی است. راه‌های آن هم بسیار ساده و در دسترس است… اگر بخواهند و بگذارند!

یادداشت‌های مرتبط:
روزگار تهران‌، همان‌ است که بود (همشهری 30/10/1387)
هوای آلوده به سیاست (خبرآنلاین)
می خواهیم نفس بکشیم! (رسانه‌های گوناگون، دی ماه 1390)
آیا شهرداری و دیگر مسوولان، می‌خواهند آلودگی هوا را رفع کنند؟! (خبرآنلاین)

Read More →

جشنواره‌ی کوه‌نوشته‌ها؛ مهلت تا دوشنبه

 مقاله‌ها، کتاب‌ها، گزارش‌ها، و یادداشت‌هایی را که در زمینه‌ی کوه‌نوردی و حفاظت کوهستان نوشته شده و به صورت کاغذی (در مطبوعات / به شکل کتاب) یا در فضای مجازی منتشر شده است، می‌توانید تا آخر روز دوشنبه اول آذر برای دومین دوره‌ی جشنواره‌ی کوه‌نوشته‌ها بفرستید.

در این جشنواره به آثار برگزیده، تندیس، لوح تقدیر، و جایزه‌ی نقدی داده خواهد شد.

این جشنواره، یک مسابقه نیست؛ فرصتی است برای نکوداشت کسانی که برای کوهستان و کوه‌نوردی قلم می‌زنند!

اطلاعات بیشتر در:   این‌‌جا

 

Read More →

Page 1 of 212