گرین بلاگ – تازه‌ترین مطالب وبلاگستان محیط زیست

درباره ببر خفه شده در باغ وحش ارم؛ قاتل همان مقتول است، هیچ الاغی هم مقصر نیست

دو هفته پس از خفه شدن ببر بنگال در باغ وحش ارم همچنان دلایل اصلی مرگ این حیوان در هاله ای از ابهام قرار دارد و هیچ پاسخ رسمی از سوی مدیران مجموعه ارم ارائه نشده است.
این درحالیست که دیده بان حقوق حیوانات با انتشار مطلبی، بخشی از ابهامات جدی در خصوص مرگ این حیوان را مورد سوال قرار داده است و خواستار شفاف سازی و پاسخگویی مدیران و مسئولان مربوطه شده است.
در این میان از بین خبرهای منتشر شده غیر رسمی اینگونه بر می آید که ظاهراً قاتل همان مقتول است و این ببر باید می مرده و هیچ عامل انسانی بطور مستقیم و غیر مستقیم در مرگ آن نقش نداشته است! همچنین این بار بر خلاف دفعه پیش که گوشت الاغ های آلوده به مشمشه عامل مرگ سیبری اعلام شد بود، حتی الاغ یا الاغ ها نیز در این مرگ نقش نداشته اند!
با ادامه روند فعلی پیش بینی می شود در دفعات بعدی، حیوانات کشته شده در این باغ وحش و یا باغ وحش های دیگر به خودکشی متهم شوند!!

Read More →

پایان سرشماری تابستانه حیات وحش منطقه حفاظت شده البرز جنوبی

مهندس حکیمی معاون اداره کل و رئیس اداره حفاظت محیط زیست کرج گفت: برنامه سرشماری تابستانه حیات وحش منطقه حفاظت شده البرز جنوبی با همکاری معاونت نظارت وپایش،کارشناسان اداره کل و اداره حفاظت محیط زیست شهرستان کرج و با حضورمامورین یگان حفاظت شهرستان به مدت سه شبانه روز انجام پذیرفت.

حکیمی اظهار داشت: براساس برنامه زمانبندی شده،سرشماری تابستانه جمعیت حیات وحش منطقه حفاظت شده البرز جنوبی درمرداد ماه سال جاری(22 تا 24 مرداد) انجام شد و در این برنامه سه روزه تعداد 8 مسیر جهت سرشماری پستانداران منطقه در نظر گرفته شد و تعداد 30 نفر متشکل از کارشناسان و مامورین اجرایی جهت سرشماری در منطقه حضور داشتند. وی افزود: بر اساس نتایج حاصل از سرشماری حیات وحش توسط گروههای سرشماری، خوشبختانه نسبت به سال گذشته ما شاهد رشد چشمگیر درجمعیت کل و بز نسبت به سال قبل بودیم.

گفتنی است مهمترین گونه حیات وحش این منطقه کل و بز است البته در منطقه قوچ و میش نیز وجود دارد که دارای جمعیت قابل توجهی بوده و جزء گونه های مهاجر بوده که با توجه به پوشش گیاهی منطقه،صرفا در فصل تابستان به این منطقه مهاجرت می نمایند.

 تصاویر بیشتر را در ادامه ی مطلب ملاحظه فرمایید.

Read More →

سومین همایش ملی فرسایش بادی و طوفان های گرد و غبار

 

Read More →

سی امین برنامه پاکسازی رفتگران طبیعت در استان البرز – پارک شهیدچمران

سی امین برنامه پاکسازی رفتگران طبیعت استان البرز در روز جمعه 25 مردادماه 1392 در پارک چمران برگزار شد.

همه ی آنچه شما از “رفتگران طبیعت ایران ” می خواهید بدانید:

مصاحبه ایی با آقای “کاظم نجاریون” موسس گروه مردم نهاد رفتگران طبیعت ایران در روزنامه شرق 24 امرداد 1392

به امید روزی که هر ایرانی یک رفتگر طبیعت باشد.
 

 
لینک متنی خبر

http://www.magiran.com/npview.asp?ID=2795150
 

Read More →

کشته شدن ببر بنگال در باغ وحش ارم و ابهامات پاسخ داده نشده در خصوص مرگ آن

دیده بان حقوق حیوانات: در حالی که دو هفته از مرگ عجیب و قابل پیشگیری ببر بنگال باغ وحش ارم می گذرد، هنوز این خبر بر سایت مجموعه باغ وحش ارم منتشر نشده است.
امروز دوازدهمین روز پس از خفه شدن یک گونه با ارزش جهانی در باغ وحش ارم است. با این حال هیچ خبر، مطلب و اعلام نظر رسمی در این زمینه توسط سایت باغ وحش ارم منتشر نشده است. سایت این مجموعه که برای ورود دو فیل اهدایی به محمود احمدی نژاد اخبار و گزارشات مکرر و نمایش های تبلیغی منتشر می کرد، در قبال مرگ عجیب «ببری» سکوت اختیار کرده تا تحلیل خبری این رخداد تاسف بار توسط رسانه های خارج از کشور انجام شود.

یکی از این رسانه های خارجی در مصاحبه ای با دامپزشک مجموعه ارم، از غیر قابل پیشگیری بودن مرگ «ببری» خبر داده و دیگری در مصاحبه با یکی از دامپزشکان بخش خصوصی از احتمال ابتلای این حیوان به مشمشه گفته است. مسوولان باغ وحش هم تلاش دارند تا با نمایش آنچه از آن با عنوان عشق به حیوانات نام می برند، خود را عاشق حیوانات جلوه دهند؛ عشقی که اگر نگاهمان عمق کافی داشته باشد، بیش تر و پیش تر با زنجیر و میله و نرده و حصار به نمایش گذاشته شده است. آمار غیر قابل قبول معشوقه هایی مظلوم و بی زبان که در راه این عشق اجباری فدا و فنا شده اند گواه خوبی است بر صلابت این عشق آتشین.
حامیان حقوق حیوانات چه می گویند؟
رصد مباحث پیرامون این رخداد گویای وجود سووالات و ابهامات جدی حامیان حقوق حیوانات در رابطه با قصور در مرگ «ببری» است. خلاصه ای از ابهامات موجود در ماجرای خفگی ببر در باغ وحش ارم تهران به این قرار است:
۱- آیا تعبیه ااستخر در جایگاه حیوان مبتلا به صرع با سابقه تشنج قوی استاندارد است؟ به نظر می رسد باقی ماندن ببری در همان اتاق حقیر قبلی لا اقل منجر به خفگی حیوان نمیشد، کما اینکه در ۴ سال گذشته چنین اتفاقی نیفتاده بود! باید توجه داشت که این حیوان به دلیل بیمار بودن، شرایط ویژه ای داشت و تغییرات انجام شده در محل نگهداری باید متناسب با شرایط این حیوان می بود. آیا هدف مسوولان از تغییرات اعمال شده در جایگاه این حیوان صرفاً زیبا سازی و به قول ایشان به روز شدن جایگاه بوده و یا رفاه و زنده ماندن حیوان؟
۲- مشاهدات و ضوابط خنک کردن حیوانات در باغ وحش های مختلف جهان حاکی از آنست با توجه به اطلاع مسوولان از ابتلای ببر خفه شده به صرع و مشاهده تشنج های شدید آن، می بایست هرگونه حفره آبی (و هرگونه خطر بالقوه دیگر) از محل نگهداری آن حذف شود. برای خنک شدن حیوان در گرمای هوا از واترجت، استخرهای با عمق بسیار کم، دوش آب، اسپری دایمی آب از ارتفاع و حتی کولرهای بادی در فضای محدود استفاده می شود. استفاده از قالبهای یخی با طعم گوشت نیز برای این گونه های ارزشمند رایج است.  برخی از این روش ها بسیار ارزان و قابل دسترس هستند و سالهاست که حتی در گاوداری ها نیز مورد استفاده قرار می گیرد! (تصاویری از موارد شایع در باغ وحش های مختلف را در همین گزارش مشاهده می کنید.)
۳- در مصاحبه ای گفته شده ببری، ببر بنگال پیش از خفگی، تکه های گوشت حاوی دارو را گوشه ای پنهان کرده و نخورده در حالی که اصولا ببر بر خلاف جوندگانی چون سنجاب عادت به پنهان کردن غذا ندارد! کارشناسان تغذیه حیوانات به خوبی می دانند که می توان بر اساس وزن، سن، نژاد و میزان تحرک هر حیوان، جیره غذایی متناسب با آن حیوان را تهیه و اعمال کرد به شکلی که غذای داده شده به حیوان منطبق با نیاز حیوان باشد تا نه با کمبود مواجه شود و نه اینکه بخواهد بخشی از غذا را پنهان کند. جیره نویسی برای هر حیوانی در اسارت، از ابتدایی ترین اصول نگهداری جهت تامین حداقل رفاه حیوان در شرایط مختلف است.
۴- آیا ادعای یک دامپزشک بخش خصوصی در زمینه احتمال ابتلا به مشمشه قطعا مردود است؟ اگر چنین است بر اساس چه اسنادی؟ مشمه بیماری بسیار پر خطری است که پیش تر با اقبال نیک برای مردم خطری ایجاد نکرد ولی جان یک ببر سیبریایی و چندین شیر را گرفت.
۵- با توجه به انجام کالبد شکافی توسط مسوولان این مجموعه، کدام مرجع رسمی مستقل و غیر ذینفع علت تامه مرگ را تایید می کند؟ در حالی که مسوولان مجموعه از سوی حامیان حقوق حیوانات مظنون به کوتاهی در نگهداری از حیوان هستند آیا کالبد شکافی توسط مسوولان ذینفع، تشخیص مخفیانه علت مرگ و اعلام خبر به رسانه ها پس از ۴۸ ساعت، اطلاع رسانی بدون شبهه محسوب می شود؟  جالب اینکه گفته می شود ببری با تشنج به داخل استخر سقوط کرده و به قدری بی هوش بوده که نگهبانان می توانند این موجود سنگین وزن را از آب خارج کنند. آیا برای تعیین علت مرگ ببری که از استخر بیرون کشیده شده و زنده نمانده نیاز به کالبد شکافی وجود داشته یا هدف پوست کندن و تمرین کالبدگشایی بوده؟! ارایه توضیحاتی چون نقص فنی دستگاه ام آر آی دانشگاه تهران و تهیه یا عدم تهیه تصاویر ام آر آی بجز نمایش همان عشق و حرفه ای گری چه ارتباطی با خفگی حیوان در استخر دارد؟
۶- مسوولیت از دست رفتن این ببر به عهده چه شخص یا ارگانی است؟ واضح است که صرف پرداخت پول در قبال خرید یک مخلوق جاندار هیچ کس را مالک جان یک جاندار نمی کند. در مورد ببرهای سیبری شاهد بودیم که هر کدام از مسئولان به نحوی از بار مسئولیت شانه خالی کردند و در نهایت مسوولیت کشته شدن ببر را بر گردن الاغ های مبتلا به مشمشه انداختند. آیا این بار نیز قرار است پرونده مرگ یک حیوان با ارزش بدون یافتن مقصر یا مقصران بسته شود؟
۷- با توجه به اینکه حتی با بهسازی این مجموعه باغ وحش هم سایه شوم مرگ از سر جانداران مظلوم و بینوا برداشته نشده است، آیا مسوولان هنوز هم بر افزایش تعداد حیوانات اسیر و تکثیر در اسارت حیوانات متعلق به حیات وحش اصرار دارند؟
۸- هدف از ادامه فعالیت باغ وحش ارم چیست و از اهداف چهارگانه باغ های وحش هر یک تا چه حد توسط این مجموعه دنبال می شوند؟ قطعا متولیان مطلع هستند که بر اساس استانداردهای چند ده سال قبل، باغ وحش نباید صرفا اسارتگاه حیوانات برای بلیط فروشی باشد. انتهای روند مرگبار خرید و واردات حیوانات توسط این مجموعه چه زمانی خواهد بود؟ اصرار بر واردات حیواناتی که در اقلیم تهران زندگی عذاب آور (و در موارد متعدد منجر به مرگ) را تجربه می کنند به چه علت است؟

Read More →

“منِ زیر کتابها مدفون؟” یا “نسبتِ میان تئوری و عمل”

یکی از خوانندگانِ مقاله ای که اخیرا توسط سبزپرس منتشر شده از نگارنده انتقاد کرده که این نوشته ها به درد همان کتابها می خورد و در دنیای واقعی مفهومی ندارد (نقل به مضمون). یکی از گره های کار فعالان اجتماعی – و محیط زیستی- در ایران همین موضوع است: نسبتِ زندگی واقعی ما با تئوریهای موجود در کتابها چیست؟

ما فعالان محیط زیست چقدر می توانیم به الگوها و راهبردهای تئوریک علوم اجتماعی استناد کنیم و بر مبنای آنها برای فعالیتهایمان روشی برگزینیم؟ و یا اینکه آن حرفها صرفا به درد همان کتابها می خورند و دنیای واقعی کاملا متفاوت از نوشته های کتابهاست؟ پاسخ این سوالها به ذات و ماهیت علوم اجتماعی باز می گردد.

علوم اجتماعی، رویکرد اندیشمندان به پدیده های تجربی جامعه و سعی در فرمولبندی آنها از زاویه ی دید خودشان است. بحثهای فراوانی در اینکه آیا علوم اجتماعی را می توان در زمره ی Science قرار داد یا خیر درگرفته است. مشخصات اصلی علم عبارت است از: 1- توانایی ارائه ی فرمولی دقیق، دائمی و مرتبط، 2- توانایی تعمیم و پیش بینی و 3- توانایی رسیدگی به داده ها و تعمیم ها . آیا در مورد علوم اجتماعی می توان چنین شرایطی را محقق دانست؟

مسلما نه همیشه. اما علوم انسانی روشهای مخصوص به خودش را دارد و نمی توان همان روشهای علوم طبیعی را در باره ی آن به کار برد. فلسفه ی علم و استراتژی رسیدن به حقیقت در مورد علوم طبیعی و اجتماعی متفاوت است. این به مخاطب و خواننده باز می گردد که حدود و ثغور هر نظریه و هدف آن را بداند و نسبت آن را با واقعیت بسنجد. برخی از نظریات اجتماعی، مختص زمان و مکان خاصیند و برخی دیگر شاخصه هایی دارند که آنها را از جهانشمول بودن باز می دارد. تطبیق تئوری و فضای واقعی، هنر برنامه ریز اجتماعی است که تکنیکهای خودش را دارد.

پس بدین ترتیب، تئوریهای اجتماعی را نه می توان دور ریخت و نه قالبی فراگیر برای همه ی وضعیتها دانست. متاسفانه در ایران به دلیل بدفهمی علم، بیشتر مردم و حتی فعالان مدنی، جامعه ی ایران را بی قاعده و قانون تصور می کنند و به خیالشان نظریه های اجتماعی در غرب تحت رفتارهای منظم اجتماعی به وجود آمده است، غافل از اینکه اگر ما برای جامعه قواعدی نمی بینیم، مشکل از چشمهای ماست و نه جامعه! کمبود تئوریهایی که بتواند مشخصات جامعه ی ایرانی را در ساختاری نظری جای دهد ضعف متفکران ماست. حتی برای هرج و مرج هم قوانین و نظریاتی وجود دارد که می تواند – حتی اندکی- روشن کننده ی ادامه ی مسیر باشد. کلید ماجرا در فهم درست از علوم اجتماعی است.

اما در مورد موضوع مقاله ی اخیر و نقد آن خواننده ی گرامی: همپایی با جامعه ی مدنی جهانی و یا حساس کردن سازمانهای بین المللی موضوعی نیست که مختص کتابها باشد.این یک تجربه ی احساس شده ی جهانی است که سازمانهای بین المللی می توانند نقش اهرم در موضوعات مختلف بازی کنند و سیاستهای داخلی کشورها را تغییر دهند. استفاده از تجربیات فعالان جهان و راهکارهایی که آنها در جوامع پیچیده ی خودشان اتخاذ کرده اند هم می تواند الهام بخش باشد.

اگوست کنت؛ پد جامعه شناسی
او بر این عقیده بود که علوم اجتماعی را نمی توان science دانست

Read More →