گرین بلاگ – تازه‌ترین مطالب وبلاگستان محیط زیست

فهرست آزمایشگاههای معتمد سازمان حفاظت محیط زیست در کشور

 

فهرست آزمایشگاههای معتمد سازمان حفاظت محیط زیست

معرفی آزمایشگاههای معتمد محیط زیست در استان البرز

توجه : پیش ازبهره گیری از خدمات آزمایشگاههای معتمد حتماٌ به مدت اعتبار فعالیت آنها مندرج در گواهینامه دقت فرمایید. برای اخذ اطلاعات بیشتر درخصوص نحوه پایش در چارچوب شیوه نامه خوداظهاری لینک زیر را ملاحظه نمایید.

http://karajenvironment.blogfa.com/post-32.aspx

Read More →

شکوه زندگی در یک سوگ

باشگاه کوه نوردان آرش – 22 مرداد

پایان غمبار برنامه‌ی گشایش مسیر ایران بر روی برودپیک، اگرچه خسارتی جبران ناشدنی برای خانواده‌های سه کوه‌نورد و هر ایرانی دیگر و برای جامعه‌ی کوه‌نوردی بوده است، اما همچون هر کار ارزنده و بزرگ دیگر، دستاوردهایی هم داشته که در خور توجه است.

کوه‌نوردی ایرانی در چند هفته‌ی گذشته، در سراسر کشور (و تا اندازه‌ای در بیرون از کشور) بر سر زبان‌ها بوده و صدها هزار نفر اخبار یک کار ملی بر روی کوهی عظیم را پیگیری کرده و زبان به تحسین یا تحسر (به خاطر بازنگشتن قهرمانان آن کار قهرمانانه) گشوده‌اند.

رییس جمهور، با خانواده‌های جراهی، کیوان، و بزرگی دیدار کرد و به آنان لوح افتخار داد؛ همایشی باشکوه و تاثیرگذار با حضور اعضایی از شورای شهر و چند نفر از دیگر مسوولان، در گرامی‌داشت مجتبی، پویا، و آیدین – سه جوان که پهلو به تاریخ زدند- برگزار شد؛ هزاران کوه‌نورد ایرانی به این باور رسیدند که می‌توان از مرزهای موجود گذر کرد و اعتلا یافت؛ آقای عارف که از چهره‌های اجتماعی و سیاسی مطرح کشور است، و آقای تمدن استاندار تهران، به دیدار خانواده‌های آن سه کوه‌نورد رفتند؛ آقای قالیباف، شهردار تهران به مجلس یادبود آنان آمد؛ آقای چمران، رییس شورای شهر تهران، امروز با این خانواده‌ها دیدار دارد؛ خانم ابتکار رییس کمیته‌ی محیط زیست شورای شهر در نظر دارد به دیدار آنان برود؛ و ده‌ها پیشکسوت ورزشی و چهره‌ی هنری و اجتماعی در همایش گرامی‌داشت و در دیگر برنامه‌های مرتبط با این رخداد شرکت کرده‌اند و از افتخار آفرینی آن سه کوهمرد گفته‌اند.

در ده‌ها برنامه‌ی ‌رادیو تلویزیونی به موضوع برودپیک و مسیر ایران پرداختند، ده‌ها مقاله و گزارش در این مورد در مطبوعات منتشر شد و هزاران یادداشت هم در فضای مجازی منتشر گردید که تقریبا در تمام آن‌ها از کار به یاد ماندنی پویا، آیدین، و مجتبی با افتخار یاد شد.

اما، آن‌چه که شکوهی کم‌مانند به کل ماجرا داده است، برخورد ستایش برانگیز خانواده‌های کوه‌نوردان فرود نیامده‌ی ما با این رخداد سترگ است: آن‌جا که مادر آیدین در برابر صدها نفر و چندین دوربین، با چشمانی اشکبار و پرشور از مربیان کوه‌نوردی او سپاسگزاری کرد و راه انتخابی فرزند جوانش را ستود؛ آن‌جا که پدر پویا با بغضی فروخورده گفت که نمی‌پندارد پویا را از دست داده، زیرا کسی مالک کسی نیست؛ و آن جا که پدر و مادر مجتبی فرزند خویش را درستکار و مهربان خواندند، و از کوه‌نویسان تشکر کردند. چنین بود که جلوه‌ای از شکوه وصف ناشدنی زندگی رخ نمود  و اشک شوق بر چشم همگان نشست.

 

باشگاه کوه‌نوردان آرش بار دیگر سپاس و همدلی خود را تقدیم خانواده‌های جراهی، بزرگی و کیوان می‌کند، و آرزو دارد که بتواند در راه‌های دشوار زندگی، اندکی جای فرزندان برومند آنان را پر کند.

باشگاه آرش همچنین قدردان همراهی مقام‌های یادشده در بالا، و همه‌ی دوستانی است که با همکاری‌ها و همراهی‌ها و حضورشان، ما را در کشیدن این بار سنگین یاری کرده‌اند.

Read More →

می خواهم روزنامه نگار باقی بمانم …/ یادداشتی از امیررضا رضایان

مراسم
روز خبرنگار هم در نوع خودش بسیار جالب بود. اگر یک آدم از همه جا بیخبر
وارد آن تالار لبالب از خبرنگار! میشد به قطع یقین بدانید که از این ظرفیت
بالای استان در حوزه خبر و رسانه قالب تهی می کرد و بعید نبود که استان را
پایتخت خبرنگاری جهان معرفی کند. حتی چه بسا اگر آن #روبرت مرداک از خدا
بیخبر به گوشش می رسید که کمیت خبرنگاران استان به قدری زیاد است که در
روزشان یک تالار 400 نفره به انضمام لابی پشتش پر می شود، یحتمل دو سه فقره
از آن بنگاه های چاخان پراکنی اش را در جای جای این استان خبرنگار پرور می
گسترانید.

روز چهارشنبه به رغم خستگی یک سفر طولانی که تنها
دستاوردش یک تغار(سطل) خرمای ناب و همچنین ایمان آوردن به این ضرب المثل
پدربزرگ عزیزم که گاها به ما گوشزد می کرد،” بعد از امام اول، مشگل گشا
ریال است” بود، با یک ساعت تاخیر به #تالار فخرالدین اسعد گرگانی نزول
اجلال فرموده و در آن ظلمات سالن، پس از لقد کردن سهوی پای یک دوجین
خبرنگار روی صندلی ام آرام گرفتم. اتفاقا دیدم خیلی هم بد نشد چرا که مراسم
بنا به سنتی که در جای جای ایران جاری و ساری است با تاخیر شروع شده و
قاری محترم با لحن زیبایی سوره شریفه “#شمس” را تلاوت می کند. اساسا چون از
مراسم روز خبرنگار خاطره خوشی ندارم، خیلی دل و دماغ نشستن و ماندن را
نداشتم. اتفاقا ظاهرا سایر خبرنگاران که ماشالله زیاد هم بودند هم مثل من
خیلی حوصله نشستن و گوش دادن به حرف های مسئولان دولت قبلی را نداشتند و
مرتبا با هم پچ پچ می کردند. جسارت نباشد اما آن جماعتی که من دیدم،
خبرنگار بودن یا نبودنشان که مشخص نبود اما دغدغه شان بیشتر همان صد و بیست
هزار تومان معهود بود و ظاهرا آنچنان در گرفتن این آخرین یادگار اداره
ارشاد دولت قبلی مصر بودند که صابون پیمودن طی طریق چند کیلومتری تا هتل
شهاب را به جان خریدند. به قول یکی از دوستان اسم مراسم روزخبرنگار را باید
تغییر میدادند به اسم “مراسم 120هزارتومان من کو؟”!

حداقل انتظار از اداره ارشاد دولت قبلی این بود که به جای
همه ریخت و پاش ها و صدقه دادن به خبرنگاران به فکر نیاز های اساسی شان
باشد. به جای برگزاری مراسمی که به روال همیشه اجازه صحبت به بیان دغدغه
های اصلی خبرنگاران داده نمی شود و تنها خبرنگاران خودی حق بیان نظرات نخ
نمایشان را دارند، به جای آن افطاری در هم و برهم در آن سر شهر، یک مراسم
ساده تر برگزار می کردید اما همه مسئولان استانی را دعوت می کردید بتا به
درد دل نماینده همه نشریات استان گوش کنند. قطعا این 120 هزار تومان که به
برکت دولت فخیمه دکتر احمدی نژاد در این سالها کاملا بی ارزش شده، گره از
مشکلات خبرنگاران بر نمی دارد و اگر اغراق نکنم حتی مرهمی بر زخم های زندگی
شان هم نخواهد بود. احتمالا مدیرکل اداره ارشاد از خودش پرسیده است که
چطور است که استان این همه خبرنگار دارد اما وقتی یک فاجعه یا یک موفقیت
بزرگ عاید استان می شود، تعداد خبرهایی که از آن واقعه تلخ یا شیرین منتشر
می شود به عدد انگشت های دست هم نمی رسد! درد زیاد است و گفتنش بی فایده،
اما این جمله آخر را اگر نگویم روی دلم می ماند:

درود به شرف همه خبرنگاران و روزنامه
نگارانی که در این سالها همه نوع مشقت و مرارتی را به جان خریدند تا
راویانی صادق باشند، نه آنکه قلم شان را به مال دنیا بفروشند و به جای
خبرنگاری، هرزه نگاری کنند. درود به شرف آنهایی که به خاطر راست نوشتن و
حقیقت گفتن شماتت شدند اما بعد از گذشت این همه سال سرشان را بالا گرفتند و
با افتخار گفتند: “میخواهم روزنامه نگار باقی بمانم”

Read More →