گرین بلاگ – تازه‌ترین مطالب وبلاگستان محیط زیست

جامعیت لایحه جامع منابع طبیعی، در حاله ابهام

مباحث مالی اقتصادی حقوق ملی بسیار مهم است، منابع طبیعی مشتمل برمجموعه ای از منابعی است که انسان در بوجود آمدنش دخالت نداشته و بطور طبیعی وجود داشته است و یک طرح یا لایحه را هنگامی می توان جامع نامید که احکام  لازم را برای تمام منابع طبیعی و جنبه های حفاظت و بهره برداری از آن داشته باشد.

لایحه یا طرح با سابقه 8 ، 9 ورژن خود هیچگاه در قواره جامع حکم و مقرره نداشت. عبارت هایی که دامنه تداخل را در مدیریت منابع افزایش می دهد، مانند عرصه محیط زیست – تنوع زیستی – حفط ذخایر ژنتیکی – توان اکولوژیکی و… هیچگاه تعریف نشدند و هر کس با دانش و

Read More →

شکار و شکارچی

واژه های شکار و شکارچی که  معمولاً  واژه های پارک ، حیات وحش و …  را همراهی می کند در نوع خود واژه های فنی محسوب می شوند دارای محتوای علمی بوده و در برنامه ریزی مدیریت حیات وحش دارای جایگاه  بسیار مهمی است.   جوامع جانوری بر مبناء شکار و شکارچی شکل می گیرد در تعریف زنجیره غذائی منطقه زیستگاهی ، جانوران سطح پائین زنجیره شکار و سطح بالا شکارچی نامیده می شود در این زنجیره در هم پیچیده جانور ی  که در سطح بالا شکار محسوب می شود در یک سطح پائین تر یا شکارچی و یا علف خوار …  می تواند باشد . برای اینکه زیستگاه پایدار باشد بایستی ترکیب شکارو شکارچی در زنجیره از تناسب علمی تبعیت کند. هر جانوری  که نسبت جمعیت اش در تناسب مزبور افزایش یابد به نوعی خود تبدیل به آفت می شود. در چنین مواردی به تعداد مازاد گونه آفت شده مجوز شکار برای انسان صادر می شود به عبارتی انسان به عنوان شکارچی در زنجیره وارد می شود (شایان ذکر است  از نظر شخصی ام انسانی که حاضر می شود به عنوان شکارچی وارد عمل شود جانی ، روانی با سادیسم خاص یا اگر بخواهم مراعات ادب کنم حداقل می گویم گونه ای قسی القلب از جنس آدم است، ولی از نظر تخصص پارکداری همان که اشاره شد نه یک کلمه کمتر و نه یک کلمه بیشتر، البته انجمن ها مدافع حیوانات امروزه تلاش دارند جا بجائی در طبیعت، انتقال به زیستگاههای مصنوعی انسان ساخت ، باغ وحش ها و …  راجایگزین عمل وحشیانه شکار بدست کنند ،ولی متاسفانه در اغلب کشورها حرف سادیسمی ها به کرسی می نشیند)

بهر حال اخیراً فرمانده یگان حفاظت محیط‌ زیست  ایران اعلام کرد:
“بیش از یک‌ میلیون و ۲۰۰‌هزار قبضه سلاح شکاری در دست مردم است که تنها ۷۰‌هزار قبضه آن دارای مجوز است. افراد به استناد این‌که این سلاح‌ها مجوز دارند وارد مناطق  تحت حفاظت برای شکار می شوند. شکارچیانی که به صورت غیرقانونی وارد مناطق حفاظت‌ شده می‌شوند، تخلف می کنند . “

احتمالاً سلاح ها ی کشتاری حیات وحش شناسائی نشده به مراتب بیش از میزان شناسائی شده می باشد تازه به آن کار نداریم که بعضی شنیده ها حاکی است در مواردی نیز این جانوران مظلوم با سلاح غیر شکاری ژسه و کلاشینکف و… مورد نوازش انسان نما های سادیسمی قرار می گیرند. حتی سئوال نمی کنیم چرا تا امروز سلاح های غیر مجاز جمع آوری نشده است. تنها می خواهیم  سازمان حفاظت محیط زیست برای  تبیین افکار عمومی شفاف سازی کند  که مجوز آن 70 هزار قبصه بر چه مبنا صادر شده است؟ آیا مدل مدیریت برمبناء ترکیب در زنجیره برای سیستم های حفاظتی تحت مدیریت کشور تهیه شده؟  اینکه اطلاع رسانی  کرده اید  که فقط افراد  با سلاح‌ها ی مجوز دار می توانند برای شکار وارد مناطق  تحت حفاظت بشوند؟ کدام شکار را ؟ در کدامین منطقه حفاظت شده؟ برچه مبنا مازاد تشخیص داده اید؟



Read More →

شکار و شکارچی

واژه های شکار و شکارچی که  معمولاً  واژه های پارک ، حیات وحش و …  را همراهی می کند در نوع خود واژه های فنی محسوب می شوند دارای محتوای علمی بوده و در برنامه ریزی مدیریت حیات وحش دارای جایگاه  بسیار مهمی است.   جوامع جانوری بر مبناء شکار و شکارچی شکل می گیرد در تعریف زنجیره غذائی منطقه زیستگاهی ، جانوران سطح پائین زنجیره شکار و سطح بالا شکارچی نامیده می شود در این زنجیره در هم پیچیده جانور ی  که در سطح بالا شکار محسوب می شود در یک سطح پائین تر یا شکارچی و یا علف خوار …  می تواند باشد . برای اینکه زیستگاه پایدار باشد بایستی ترکیب شکارو شکارچی در زنجیره از تناسب علمی تبعیت کند. هر جانوری  که نسبت جمعیت اش در تناسب مزبور افزایش یابد به نوعی خود تبدیل به آفت می شود. در چنین مواردی به تعداد مازاد گونه آفت شده مجوز شکار برای انسان صادر می شود به عبارتی انسان به عنوان شکارچی در زنجیره وارد می شود (شایان ذکر است  از نظر شخصی ام انسانی که حاضر می شود به عنوان شکارچی وارد عمل شود جانی ، روانی با سادیسم خاص یا اگر بخواهم مراعات ادب کنم حداقل می گویم گونه ای قسی القلب از جنس آدم است، ولی از نظر تخصص پارکداری همان که اشاره شد نه یک کلمه کمتر و نه یک کلمه بیشتر، البته انجمن ها مدافع حیوانات امروزه تلاش دارند جا بجائی در طبیعت، انتقال به زیستگاههای مصنوعی انسان ساخت ، باغ وحش ها و …  راجایگزین عمل وحشیانه شکار بدست کنند ،ولی متاسفانه در اغلب کشورها حرف سادیسمی ها به کرسی می نشیند)

بهر حال اخیراً فرمانده یگان حفاظت محیط‌ زیست  ایران اعلام کرد:
“بیش از یک‌ میلیون و ۲۰۰‌هزار قبضه سلاح شکاری در دست مردم است که تنها ۷۰‌هزار قبضه آن دارای مجوز است. افراد به استناد این‌که این سلاح‌ها مجوز دارند وارد مناطق  تحت حفاظت برای شکار می شوند. شکارچیانی که به صورت غیرقانونی وارد مناطق حفاظت‌ شده می‌شوند، تخلف می کنند . “

احتمالاً سلاح ها ی کشتاری حیات وحش شناسائی نشده به مراتب بیش از میزان شناسائی شده می باشد تازه به آن کار نداریم که بعضی شنیده ها حاکی است در مواردی نیز این جانوران مظلوم با سلاح غیر شکاری ژسه و کلاشینکف و… مورد نوازش انسان نما های سادیسمی قرار می گیرند. حتی سئوال نمی کنیم چرا تا امروز سلاح های غیر مجاز جمع آوری نشده است. تنها می خواهیم  سازمان حفاظت محیط زیست برای  تبیین افکار عمومی شفاف سازی کند  که مجوز آن 70 هزار قبصه بر چه مبنا صادر شده است؟ آیا مدل مدیریت برمبناء ترکیب در زنجیره برای سیستم های حفاظتی تحت مدیریت کشور تهیه شده؟  اینکه اطلاع رسانی  کرده اید  که فقط افراد  با سلاح‌ها ی مجوز دار می توانند برای شکار وارد مناطق  تحت حفاظت بشوند؟ کدام شکار را ؟ در کدامین منطقه حفاظت شده؟ برچه مبنا مازاد تشخیص داده اید؟



Read More →

دومین همایش ملی مدیریت آلودگی هوا و صدا – دی 1392

Read More →

در حاشیه تغییر ساختار در ادارات کل محیط زیست استانها

توضیح : مطلب زیر چند ماه گذشته توسط اینجانب در بخش دیدگاه پایگاه خبری سبزپرس درج شده است. با توجه به اینکه کماکان مشکلات ناشی از تغییر ساختار ادارات کل محیط زیست استانها به دلایل اشاره شده در ذیل به قوت خود باقیست لازم دیدم این مطلب مجدداٌ در وبلاگ بازنشر شود.

طی ماههای اخیر با ابلاغ چارت جدید سازمانی و تاکید زیاد بر اجرای هرچه سریع تر آن بنظر می رسد این چارت در حال حاضر دراغلب ادارات کل محیط زیست استانها شکل گرفته باشد. گفته شده چارت مزبور با بررسی تطبیقی صورت گرفته از سایر کشورها بالاخص کشورهای توسعه یافته توسط مرکز تحول و نوسازی سازمان حفاظت محیط زیست تدوین شده است. براساس ساختار نوین سازمانی هر اداره کل حفاظت محیط زیست استانی مشتمل بر سه معاونت فنی، نظارت و پایش و معاونت توسعه مدیریت و منابع می باشد. معاونت فنی شامل سه اداره محیط زیستَ انسانی ، طبیعی و دریایی بوده و معاونت نظارت و پایش دارای سه اداره نظارت بر امور حیات وحش، اداره نظارت و پایش و اداره امور آزمایشگاهها و معاونت توسعه مدیریت و منابع از چهار اداره اموراداری، امورمالی، پشتیبانی وفنی و مهندسی و اداره حقوقی تشکیل شده است.

به عنوان یک کارشناس محیط زیست لازم می دانم در خصوص چارت سازمانی جدید به چند نکته زیر اشاره کنم:  

Read More →

شکار و خوردن گوشت شغال در هندوستان!

امروز مطلبی در مورد شکار و خوردن گوشت شغال در یکی از روستاهای استان تامیل نادو در جنوب هندوستان خواندم. البته ظاهراً این کار فراگیر نیست و نویسنده مطلب هم از دیدن این صحنه تعجب کرده بود ولی جالب اینجاست که وقتی از دوستی در این مورد سوال کردم گفت در شمال هند و در بخش هایی که نزدیک چین است، برخی از مردم سگ هم شکار می کنند و گوشت آن را می خورند!
تا پیش از این اصلن فکر نمی کردم در هندوستان گوشت شغال بخورند. این هم یکی دیگر از عجایب کشوری است که بخش زیادی از مردمانش گیاهخوار هستند. علیرغم مهربانی نسبی هندوها (پیروان آیین هندو) و مردمان هندوستان با حیوانات ولی در عمل شاهد هستیم بخش های زیادی از محیط زیست و حیات وحش این کشور مورد هجوم سودجویان و قاچاقچیان حیات وحش قرار گرفته است.
بی شک جمعیت زیاد دشمن درجه یک محیط زیست است و در کنار آن نادانی و فقر اقتصادی و فرهنگی از دیگر عوامل نابودی محیط زیست و حیات وحش است.

Read More →

برودپیک و کوه‌نوردی به سبک جسورانه

سهند عقدایی- روزنامه‌ی اعتماد

 برای نقد هر اثر انسانی، باید نخست قوانین حاکم بر آن را شناخت و آنگاه در چارچوب آن اصول، وفاداری آن اثر را به ارزیابی نشست. این اثر انسانی می تواند یک ایده هنری باشد، یک تئوری علمی یا یک روش اجرایی باشد که در حوزه های اجتماعی به عمل در می آید. در عرصه ورزش نیز سبک های متفاوتی وجود دارند که ورزشکاران و مربیان وفادار به آن، بنا به اصول آن سبک، تاکتیک های ورزشی خود را از آن استخراج می کنند.

در عرصه کوهنوردی و هیمالیانوردی نیز چنین است و می توان صعودهای کلاسیک و صعودهای سبکبار را به عنوان دو سبک اصلی و پرطرفدار در این رشته برشمرد. تلاش برای نخستین صعودها در هیمالیا که از حدود یک قرن پیش آغاز شد به روش محاصره یی انجام می گرفت که امروزه از آن با عنوان کلاسیک نیز یاد می شود. در این روش کوهنوردان زیادی در قالب یک تیم فعالیت می کردند که گاه تعداد اعضای تیم به چند ده نفر می رسید. عده یی برای آماده سازی مسیر صعود به نصب طناب های ثابت می پرداختند: عده یی دیگر تحت عنوان باربران ارتفاع در مسیرهای آماده شده تجهیزات کوهنوردی، اغذیه و کپسول های اکسیژن را به ارتفاعات بالاتر حمل می کردند، برخی وظیفه دایرکردن کمپ ها را بر عهده داشتند، عده یی به عنوان تیم پشتیبان و امداد در کمپ های بالاتر مستقر می شدند و نهایتا چند نفری هم کارشان صعود نهایی و رسیدن به قله بود و این افراد در طول صعود کمترین فعالیت بدنی را انجام می دادند تا انرژی شان برای حمله نهایی حفظ شود. بدین لحاظ این تلقی هم بی معنی نبود که صعود یک کوه نه با اتکا به توان فاتحان قله که با تجمیع انرژی کوهنوردان پرشمار یک تیم بزرگ انجام می شد.

اما در دو، سه دهه اخیر، سبک دیگری در هیمالیانوردی رواج یافت که صعود سبکبار نامیده می شود.

اصل کلی حاکم بر این سبک آن است که کوهنورد تنها به اتکای توان خود صعود می کند یا به بیانی دیگر هر صعودی در حد توان و مهارت فرد صعودکننده تعریف شود. در این روش به خدمت گیری گروهانی از کوهنوردان و باربران برای صعود افرادی انگشت شمار از اعضای تیم مجاز نیست. روح حاکم بر سبک صعود سبکبار، همکاری های تیمی را نیز تنها در قالب به اشتراک گذاشتن انرژی اعضای تیم -که همگی از حق برابر برای صعود برخوردار خواهند بود – معنی می کند: نه اینکه عده زیادی از افراد تیم، انرژی خود را به تعداد اندکی تفویض کنند. این اصلی است که کوهنورد وفادار به سبک صعود سبکبار، خود را به آن ملزم می داند تا به واسطه این محدودیت خودخواسته، به توانایی های خودش بیشتر متکی باشد، عیار و خلوص تلاش انسانی خود را در برابر کوهستان بالاببرد و بهره جویی یک جانبه از انرژی های دیگران را برای صعود خود به حداقل برساند.

البته پر واضح است که در این سبک صعود، کوهنورد خطرپذیری بیشتری را نیز آگاهانه انتخاب می کند. روش صعود سبکبار در قله های 8000 متری هیمالیا، نخستین بار توسط رینولد مسنر و پیتر هابلر در سال 1975 در صعودبه قله گاشربروم 1 به کار گرفته شد. مسنر چند سال بعد به همراهی هانس کامرلندر، به همین روش تراورس بزرگی بین قلل گاشربروم 1 و 2 انجام داد. این دو در مدت نزدیک به یک هفته، با حداقل تجهیزات و غذا که تنها برای زنده ماندن شان کفایت می کرد، چندین شب در ارتفاعات نزدیک به 8000 متر شب مانی کردند و پس از صعود دو قله، از مسیری دشوار و خطرناک پایین آمدند و بدین سان به این تابوی کوهنوردی پایان دادند که قله های 8000 متری را تنها با فعالیت گروه های پر تعداد و برقراری کمپ های متعدد، قابل دستیابی می دانستند.

سومین برنامه گشایش مسیر ایران بر قله 8051 متری برودپیک نیز از آغاز بر اصول کلی صعودهای سبکبار طراحی شده بود. تیم باشگاه آرش نخستین بار در سال 1388 مسیر خود را از کمپ اصلی تا کمپ سوم گشایش کرد. برنامه آن سال اگرچه با ثابت گذاری، صعودهای رفت و برگشتی و برقراری چند کمپ میانی انجام شده بود اما اصل مهم کوهنوردی سبکبار که همانا اتکای اعضای تیم به توان خود و عدم استفاده از باربران ارتفاع است، در آن رعایت شده بود. سال 1390 تلاشی برای ادامه گشایش مسیر انجام شد که موفق نبود تا اینکه امسال دوباره تیم باشگاه آرش به منطقه رفت و پس از صعود و حمل بار از مسیر عادی تا کمپ سوم، تلاش نهایی خود برای گشایش مسیر تا قله اصلی را به مرحله اجرا درآورد. در حمله نهایی، ابتدا هر 5 نفر اعضای تیم بر آن بودند که همگی در صعود شرکت کنند اما در روز دوم، دو نفر به خاطر خستگی یا مشکلاتی مشابه از ادامه صعود انصراف داده و به کمپ سوم برمی گردند و عملاآیدین بزرگی، پویا کیوان و مجتبی جراحی، سه نفر از اعضای جوان تیم، گشایش نهایی مسیر را بر عهده می گیرند. ایشان پس از سه شب مانی در ارتفاعات بین 7300 تا 7800 متر، عصر روز چهارم، از مسیری جدید به قله برودپیک می رسند، آنگاه بازگشت را از مسیر عادی پیش می گیرند که متاسفانه در فرود از قله فرعی برودپیک دچار اشتباه شده، به میان صخره هایی غیرقابل عبور، خارج از مسیر عادی منحرف می شوند و بعد از یکی، دو روز تلاش بی سرانجام، با پایان یافتن آذوقه، کپسول های گاز و پاره شدن چادرشان زمینگیر شده و با وجود مقاومتی مثال زدنی در مرگی تدریجی جان می بازند.

در بررسی اشتباهات برنامه، صحبت های مختلفی شده است. در این میان، برخی نظرات اساسا با سبک صعودی که این تیم برای خود انتخاب کرده بود مغایرت دارد. مثلامی گویند چرا یک گروه قوی پشتیبان از قبل در نظر گرفته نشده بود یا اینکه باید افراد دیگری در این تیم حضور داشتند که به موازات گشایشگران، از مسیر عادی، قله را صعود و در بازگشت ایشان را تا کمپ های پایین همراهی می کردند. عده یی به اینکه صعود با حداقل امکانات شب مانی و آذوقه طرح ریزی شده بود ایراد می گیرند و اساسا بیواک در ارتفاعات بالارا کاری دور از عقل می دانند. بعضی نیز مدعی هستند این جوانان، چون پیش تر تجربه صعود به ارتفاعات 8000 متری را نداشتند، اساسا نباید به این برنامه اعزام می شدند. به نظر من این گونه پیشنهادات بعد از واقعه، نه تنها با شیوه سبکباری که افراد این تیم، آگاهانه انتخاب کرده بودند مغایرت دارد بلکه توانایی های ارزشمند این کوهنوردان را نیز دانسته یا ندانسته انکار می کند. به جرات می توان گفت ایشان در سال های گذشته، توانایی خود را تا بالاترین سطوح کوهنوردی ایران ارتقا داده بودند. دشوارترین صعودهای فنی و زمستانی را تجربه کرده بودند و تلاش های درخوری در صعود ارتفاعات 7000 متری هیمالیا داشتند. به واقع صعودهایی که آیدین بزرگی و پویا کیوان در یک سال اخیر و تا پیش از برنامه برودپیک انجام داده بودند، اگر نه بی همتا، اما کارهایی بودند که شاید هر 10 سال یک بار در عرصه کوهنوردی ایران با آن مواجه بوده ایم. انتخابی نیز که این سه تن و دیگر اعضای تیم در شیوه دشوار و خطرپذیر صعود سبکبار داشتند با آگاهی درست بر توانایی ها و انگیزه های بالای خودشان بود و تصمیمی حرفه یی و قابل احترام است. به پایان رساندن گشایش مسیر و از آن دشوارتر مقاومت جانانه یی که این قهرمانان در روزهای حادثه از خود نشان دادند گواه گویایی است بر ارزیابی درستی که ایشان از توانایی های خود داشتند.
    
    نتیجه
    باید توجه داشت که در بررسی اشتباهات این صعود، نباید اصالت شیوه ممتاز کوهنوردی آن را مخدوش کرد. به نظر من ایرادهای این صعود را که به حادثه تلخ بی بازگشت آیدین و پویا و مجتبی انجامید، باید اما در جایی دیگر جست. اشتباهاتی اجتناب پذیر که می توانست با وجود وفاداری به سبک خودخواسته شان رخ ندهد و امروز این قهرمانان در کنار ما باشند. مواردی نظیر تصمیم گیری دیرهنگام ایشان به بازگشت یا مسیریابی اشتباه در پایین آمدن از قله فرعی، یا ارتباط رادیویی با سرپرست که به خاطر نقص بی سیم در حساس ترین لحظه ها قطع شده بود یا هرآنچه بعد از شنیدن گزارش بازماندگان این تیم به آن پی ببریم. اشتباهاتی که احتمالا پیش از این نیز در کوهنوردی رخ داده اند و یقینا بسیاری از آنها با پیش اندیشی و دقت به جزییات، قابل رفع می باشند. گو اینکه بعضی اوقات نیز با وجود برنامه ریزی ها باز به سبب خطاهای انسانی، کوهنوردان مرتکب آن می شوند. اما واقعیت آن است که شرایط دشوار کوهستان گذشتی ندارد و یک اشتباه کوچک، می تواند دومینوی مرگ کوهنورد را به حرکت بیندازد.
    

 

Read More →

تجمع مردم اراک در اعتراض به آلودگی هوا

جمعی از مردم اراک در اعتراض به آلودگی بیش از حد هوای اراک و فعالیت کارخانه های صنعتی در این شهر تجمع کردند.گزارش تصویری این تجمع را می توانید ایجا ببینید.

Read More →

تجمع مردم اراک در اعتراض به آلودگی هوا

جمعی از مردم اراک در اعتراض به آلودگی بیش از حد هوای اراک و فعالیت کارخانه های صنعتی در این شهر تجمع کردند.گزارش تصویری این تجمع را می توانید ایجا ببینید.

Read More →

از سایت هفتمین جشنواره یوزپلنگ ایرانی رونمایی شد.

سایت هفتمین جشنواره یوزپلنگ ایرانی به منظور پوشش خبری فرایند برگزاری این جشنواره
رونمایی شد.

به گزارش زیست بوم،  در این
سایت که به دو زبان فارسی و انگلیسی طراحی شده و به نشانی http://cheetahday.com قابل دسترسی است بخش های
مختلفی مانند: درباره یوزپلنگ ایرانی، اخبار، مروری بر گذشته، یادداشت و نظرات چهره
های هنری، ورزشی و اجتماعی کشور در خصوص یوزپلنگ و همچنین فضایی برای علاقمندان به
همراهی با جشنواره ایجاد شده است.

انجمن یوزپلنگ ایرانی در روزهای 7 و 8 شهریور سالجاری هفتمین جشنواره روز ملی حفاظت
از یوزپلنگ آسیایی را با شعار «سرنوشت یوزپلنگ آسیایی در دست ایرانیان» در محل باغ
وحش تهران برگزار خواهد نمود

Read More →

Page 1 of 212