گرین بلاگ – تازه‌ترین مطالب وبلاگستان محیط زیست

عزت عمرانی – عضو فعال هیات مدیره انجمن

آخرین مطلبی که در سایت انجمن کوه نوردان ایران منتشر شده نوشته ای است از عزت عمرانی، دوست گرامی و عضو هیات مدیره جدید انجمن.

«اینجا و با عنوانپرواز بی‌پایان عقاب‌ها با پرچم ایران، بر فراز برودپیک »

نوشته‌ی زیبایی از عزت که طبع شعر دارد و سروده‌هایی از او را خوانده‌ام.

اما در کمال تعجب در پایان متن چنین آمده است:

«نویسنده: عزت  اله عمرانی(عضو فعال هیأت مدیره انجمن کوه نوردان ایران)»

شگفتا که تا به‌حال در انجمن کوه‌نوردان ایران چنین تیتر و عنوانی را به یاد نداشتم!، و سهل است، در هیچ کجای دیگری هم ندیده بودم و همیشه در نوشتارهای انجمن، در گاه‌نامه‌ها سعی بر این بوده که از عنوان‌های رایج در ادبیات اداری ایران مانند جناب مستطاب، عالی‌جناب،… و … حودداری شود. 

عضو فعال هیأت مدیره انجمن کوه نوردان ایران

سرکار خانم حبیبی، رییس محترم هیات مدیره‌ی انجمن

اعتقاد دارم با توچه به دقتی که شما در اداره‌ی کارهای انجمن به خرج می‌دهید، مطالبی که بر روی سایت انجمن منتشر می‌شود باید تا جای ممکن بدون اشتباه باشند. این نوشتار به جز ایراد بزرگی که در بالا به آن اشاره شد، دارای غلط‌ دیکته‌ای و نگارشی است که به آن توجهی نشده است، مثلا در عنوان نوشتار، «پرواز»، «پروار» نوشته شده است.

اما استفاده از عنوان «عضو فعال» می‌تواند به این معنی باشد که در هیات مدیره‌ی انجمن عضو غیر فعال، نسبتا فعال، کم فعال و شاید «بیش‌فعال» هم حضور دارد، در این‌صورت لطف کنید و نام‌ آن‌ها را برای آگاهی اعضا و کسانی که به آن‌ها رای داده‌اند منتشر کنید.

پی‌نوشت۱:

«بیش فعالان» عضو انجمن کیانند؟

«قیچی به‌دستان» عضو انجمن کیانند؟

این قیچی‌ها دسته دارند؟ این قیچی‌ها دسته‌ی خودشان را می‌برند؟

پی‌نوشت۲:

تذکر دادند که موضوع «دسته» به چاقو مربوط است و نه به قیچی! و این‌که در هیات مدیره‌ی انجمن «بیش‌فعال» نداریم و همه فقط «فعال» هستند ولی یکی دو تا «بیش‌فعال» در بیرون حضور دارند.

Read More →

سه دیدگاه از اعضای خانه کوه نوردان – پیگیری فرجام فاجعه بار گشایش مسیر ایران!

پیگیری فرجام فاجعه بار گشایش مسیر ایران!

محمود میرنوری – نگاه اول

آیا فکر می کنید صدور یک مجوز شورای برون مرزی می توانست مانعی از وقوع این تراژدی باشد؟
دیگر بس است، آدرس هایتان تماما اشتباه است. ما را سرگردان نکنید و با سرپوش نهادن بر خطاهای متعددتان به شعور و شان جامعه کوه نوردی توهین ننمایید.

مطلب کامل را اینجا بخوانید

عزیز حبیبی – نگاه دوم

می گویند در زنجیر ه ی دلایل و علل حوادث باید آن حلقه ای را بلند کرد که با بلند کردنش کل زنجیر بلند شود . در حادثه برود پیک تمسک به موضوعات یا عواملی مثل عدم صدور مجوز ، عدم همکاری فلان سازمان یا دستگاه ، تحریم ها ، شبکه ارتباطات ماهواره ای ثریا و…….و…….و……. بهانه های کودکانه ای بیش نیستند . گرسنگی ، تشنگی و خستگی تیم قله و….. و…. و…..همه و همه معلول هستند نه علت . تجربه و سن کم تیم قله ، عدم آشنایی کامل تیم قله با تکنولوژی های مدرن مثل دستگاه جی پی اس یا تلفن ماهواره ای هیچ کدام تاثیری جدی در بروز حادثه نداشته اند . بسیاری از صعود های شاخص و گشایش مسیر های نو در روزگارانی انجام شده که این تکنولوزی های مدرن هنوز اختراع نشده بودند . مطمئنا با همین تیم جوان اما به شرط وجود سرپرستی و مدیریت هوشمند و با طراحی شیوه ی صعود مناسب می شد قله را از مسیری متفاوت و نو صعود کرد . دوستان ! حلقه ی اصلی زنجیره ی حوادث صرفا برنامه ریزی غلط و طراحی غلط شیوه صعود توسط سرپرست و مدیران تیم بوده است . لطفا فقط همین حلقه را بلند کنید ، بقیه ی زنجیر خود به خود بلند می شود .

در حادثه برودپیک همه مقصر نیستند. صرفا سرپرست و مدیران تیم مقصر هستند.

مطلب کامل را اینجا بخوانید

حامد حواله دار – نگاه سوم

خوشا به سعادتتان که اینبار به دلیل تعداد بیشتر دوستان و آشنایان داغدار و همچنین عمق بیشتر فاجعه نتوانستید سالن تامین اجتماعی را انتخاب کنید. آری سالن همایش های برج میلاد برازنده ی بزرگداشت چنین آرزویی است! البته خدا می داند… شاید این انتخاب نیز برای کم کردن روی حریفانتان است!

پویا مرا ببخش. من نمی آیم. آرزویی چنین گستاخانه که خودشان جسارت تحقق بخشیدن آن را نداشتند و زوشی چنین بی پروا بدون حضور شما برای من سزاوار بزرگداشت نیست. سزاوار نیست که چنین آرزویی قبل از هرگونه گزارش و نقد رسمی به عنوان دستاوردی بزرگ به جامعه کوهنوردی ما تحمیل شود. آیدین مرا ببخش, دوست ندارم سال بعد بدون این که مراحل رشد به مرور طی شود، این آرزو آنچنان بزرگتر شود که برای بزرگداشت تلفات آن مجبور شویم ورزشگاه یکصد هزار نفری آزادی را انتخاب کنیم.

مطلب کامل را اینجا بخوانید

Read More →

نخستین نامه به حسن روحانی در نخستین روز فعالیت رییس جمهور یازدهم!

نخستین نامه به رییس جمهور یازدهم

وبلاگ > درویش، محمد – و
سرانجام از لحظاتی قبل و پس از آیین تنفیذ در حسینیه امام خمینی (ره)، حسن
روحانی رسمن فعالیت خود را به عنوان یازدهمین رییس دولت در جمهوری اسلامی
ایران آغاز کرد و اولین نامه را از سوی گروهی از هموطنان خود دریافت کرد.
نوشتار پیش رو، شرح این نخستین نامه به رییس جمهور در نخستین روز فعالیت
حسن روحانی است …

    شاید حسن روحانی به خواب هم
نمی‌دید که نخستین نامه‌ی رسمی خطاب به او در نخستین روز ورودش به ساختمان
پاستور، نه یک مطالبه سیاسی، نه اقتصادی، نه هنری، نه ورزشی و نه هیچ
گرایش صنفی دیگری است! بلکه نامه‌ای است به نمایندگی از آن گروه از
زیستمندانی که در این آب و خاک حق حیات دارند، ولی ظاهراً حق رأی ندارند و
کسی زبان آنها را نمی‌فهمد و حرمت‌شان را درک نمی‌کند!
    لطفاً
نامه‌ی 43 تشکل مردم‌نهاد و تخصصی غیر دولتی در حوزه محیط زیست خطاب به
رییس دولت یازدهم را بخوانید که در آن از دردها و مطالباتی سخن گفته شده که
اگر جدی گرفته نشوند و برای درمان‌شان، راهکاری بایسته اندیشیده نگردد،
آنگاه دیگر مطالبات و عیارهای رفاه جامعه در حوزه اقتصاد، سیاست، آزادی‌های
مدنی و اصولاً آن چیزی که می‌توان آن را “لذت زندگی” نامید با لکنت‌هایی
جدی روبرو خواهد شد.

    متن نامه به شرح زیر است:

جناب آقای دکتر حسن روحانی

ریاست جمهور محترم ایران

موضوع: الگویِ بومی ظرفیت‌سازی برای حفاظت و حمایت بهینه‌یِ طبیعت و فرهنگ

 

    با سلام، احترام و عرض تبریک به
مناسبت انتخاب حضرت‌عالی به عنوان ریاست جمهور ایران، به آگاهی می‌رساند،
طبیعت و فرهنگ ایران زمین در طول تاریخ، بارها و بارها در معرض تهدیدها و
آسیب‌های جبران ناپذیر قرار گرفته و همواره در کشاکش روزگار، بخشی از میراث
طبیعی و فرهنگی خود را از دست داده است. با این حال همیشه انسان‌های
نیک‌نهادی بوده و هستند که با راهکارهای دلسوزانه و کارشناسانه، به نجات
این عرصه‌ها و پدیده‌های با ارزش اندیشیده و پرداخته‌اند. هم چنان که امروز
با تخریب‌‌های گسترده‌ و در برخی مواردِ بسیار مهم، به مرز برگشت ناپذیر
رسیده یا نزدیک شده، دوباره این باور و امید برای دوستداران طبیعت و فرهنگ
ایران پیش آمده تا با ارایه‌ی راهبردها و راهکارهایی بسیار ضروری و قابل
اجرا، انظارِ عمومی و دولت منتخب یعنی قوه مجریه و هم چنین قوه‌های قضاییه و
مقننه را به ارزش و اهمیت «تغییر نگرش» در مورد موضوع، افزایش موثر
اعتماد، همکاری عمومی، مسئولیت اجتماعی و هم چنین، جایگاه ویژه‌یِ مدیریتی،
اجرایی و نظارتی نهاد‌های دولتی و غیر دولتی متولی طبیعت و فرهنگ جلب کند.

    امضا کنندگان این بیانیه به عنوان
جمعی از دوستداران طبیعت و فرهنگ ایران، مشکل اصلی را نادیده گرفتن ارتباط
«ظرفیت‌سازی» با حفاظت می‌دانند. ظرفیت‌سازی، فرآیندی طولانی و مداوم از
توسعه است که تمامی ذی‌نفعان را درگیر می‌کند، که شامل کلیه اقشار جامعه و
حکومت: قوای قضاییه، مقننه و مجریه (سازمان‌ها، وزارت‌خانه‌ها، مدیران
میانی، مقامات و نهاد‌های محلی)، سازمان‌های غیر‌دولتی، متخصصان (مهندسین
مشاور و مجری)، پیمانکاران، اعضای جوامع، دانشگاهیان و پژوهشگران است.
ظرفیت‌سازی به تقویت مهارت‌ها، شایستگی‌ها و توانایی‌های مردمِ جوامع در
حال توسعه می‌پردازد، تا بتوانند بر علل محرومیت و رنج خود غلبه کنند.
مهم‌ترین نکته در ظرفیت‌سازی و ظرفیت‌سنجی برای حفظ تنوع‌زیستی و فرهنگی،
«همکاری تمامی ذی‌نفعان» درسه سطح «فردی»، «نهادی» و «اجتماعی» است.

    امضا کنندگان این بیانیه، با اعتقاد
به لزوم «تغییر نگرش عمومی» در مورد موضوع، سازوکاری پیشنهادی را برای
ایجاد یک «الگوی بومیِ ظرفیت‌سازیِ حفاظت و حمایت محیط‌ زیست و میراث
فرهنگی» مطرح می‌کنند و برای رسیدن به این اهداف، نیاز به افزایشِ اعتماد،
همکاری هرچه بیشتر عمومی و مسئولیت اجتماعی است که انجام مراحل زیر را
مطالبه می‌کند.

    گام یک: تشکیل هرچه
سریع‌تر «شوراهایِ عالیِ حفاظت و حمایتِ تنوع‌زیستی و فرهنگی» در چارچوب
قوانین شوراهای استان، شهر و روستا و با همکاری ایشان و عضویت «نمایندگان
تمامی ذی‌نفعان» یادشده با هدفِ «توجه کافی و نظارت بر اجرای موثر قوانین
ملی و کنوانسیون‌های بین المللی مورد پذیرش ایران»، با توجه به نقش و اهمیت
تعیین کننده‌یِ «شوراها و تشکل‌ها»، با استناد به اصول «ششم»، «بیست و
ششم»، «یکصدم»، «یکصد و دوم»، «یکصد و سوم» و «یکصد و چهارم» قانون اساسی، و
با استناد به بند «الف» ماده‌ی 178 قانون برنامه پنجساله پنجم توسعه، تا
مراحل زیر را به انجام رسانند.
    گام دو: «شناسایی
وضع موجود و مخاطرات محیط‌ها و پدیده‌های طبیعی، فرهنگی، دانش و هنر بومی و
نیاز‌های ضروری و فوری حمایتی و حفاظتی، با اعتماد‌سازی و جلب همکاری
عمومی»، با استناد ماده 184 و بند «ب» ماده‌ی 189 قانون برنامه پنجساله
پنجم توسعه و تسهیل برای اجرایی کردن آن‌ها.
    گام سه:
«تکمیل و تسهیل برایِ آموزشِ موثر، مداوم و تعلیم و تربیت گسترده‌ی
ذی‌نفعان در تمام سنین آموزش‌پذیر در سطوح محلی، منطقه‌ای و ملی» با هدف
ارتقای سطح فرهنگ عمومی و مسئولیت اجتماعی با توجه به نتایج گام دوم و با
استناد بند «الف» ماده 189 قانون برنامه پنجساله پنجم توسعه و هم چنین
بندهای دوم، سوم، چهارم، هفتم و هشتم اصل «سوم»، و تسهیل در اجرای اصول
«سی‌ام» و «پنجاهم» قانون اساسی.
    گام چهار: «سنجشِ
ظرفیت تحمل‌پذیر و قابل بازگشت در موردِ محوطه‌ها و پدیده‌های «حساس و در
خطرِ» طبیعی و فرهنگی» با استناد بند «الف» ماده‌ی 192 قانون برنامه
پنجساله پنجم توسعه و تسهیل برای اجرایی کردن آن‌.
    گام پنج:
«طرح‌ریزی، تصمیم‌گیری و ایجاد صندوق‌های محلی برای اجرای طرح‌های هماهنگ و
همسو با محیط‌زیست و میراث فرهنگی با ضمانت‌های واقعی حفاظتی و حمایتی به
عنوان جایگزین طرح‌های مخرب، با هدفِ ایجادِ معاشِ جایگزین برای مردم بومی»
با توجه به نتایج گام چهارم و ایجاد هماهنگی اجرایی میان این صندوق‌ها و
«صندوق‌های حمایت از توسعه» با استناد به بند «ی» ماده 143 و بند «م»
ماده‌ی 194 قانون برنامه پنجساله پنجم توسعه و تسهیل در اجرایی کردن آن‌ها.
    گام شش: «نظارت و ارزیابی بر حُسن انجام کارها» با استناد ماده 184 قانون برنامه پنجساله پنجم توسعه و تسهیل برای اجرایی کردن آن‌.
    گام هفت:
«هماهنگی با تغییرات دائمی، ایجاد و افزایش ضمانت اجرایی حفاظت و حمایت»،
با انجام راهبرد‌ها و راهکارهای زیر و پیگیری آن‌ها: «آماده سازیِ
پیوسته‌یِ لوایح و طرح‌هایِ پیشنهادی» برای بازنگری و به روز‌رسانی قوانین
حمایتی و حفاظتی و رفع کاستی‌های پیشگیرانه‌ جزایی و کیفری، تسهیل برای
استقلال هرچه بیشتر و تقویت موثر وظایف نظارتی و اجرایی سازمان‌های مرتبط
با طبیعت و فرهنگ با تفویض اختیار، تخصیص بودجه و امکانات کافی، تخصصی شدن
کامل این سازمان‌ها، رفع وظایف موازی میان ایشان، هماهنگی برای لغو تمامی
بخش‌نامه‌ها و مصوبات مخرب و سودجویانه و خلاف قانون، تسهیل در ثبت
سازمان‌های غیر دولتی و انجمن‌ها و افزایش اختیارات قانونی و حقوقی ایشان،
رفع مشکلات قانونی برای اولویت مدیریت بومی و اجرای طرح‌های توسعه‌ای و
طرح‌های هادی روستاها توسط جامعه‌ی محلی با اولویت حفظ میراث طبیعی و
فرهنگی ملموس و غیر ملموس، همکاری در به کارگیری متخصصان و دانشمندان در
تمامی پست‌های حساس و کلیدی، بهره‌گیری از پژوهش‌ها و طرح‌های راکد، ارتقای
کیفیت و کمیت تعلیم و تربیت، تبادل تجربیات در سطح ملی و بین المللی،
استفاده از الگوهای موفق سرتاسر جهان، ایجاد جریان آزاد اطلاعات و
اطلاع‌رسانی با گسترش استفاده از تمامی امکانات و ایجاد «شبکه‌ی رسانه‌‌ای
ملی» با همکاری سازمان های غیر دولتی و افراد مستقل، تقدیر ادواری از
حامیان و حافظان طبیعت و فرهنگ ایران، استانداردسازی در مدیریت تولید و
مصرف سوخت، انرژی و آلاینده‌های آب، هوا و خاک، کاهش و جلوگیری از روش‌ها و
رسوم مخرب و تقویت رسوم همسو، در مدیریت بومی زیست‌بوم‌ها، به کارگیریِ
انرژی‌های تجدید‌پذیر و فنآوری‌های هماهنگ با محیط زیست، استفاده ازالگوهای
متناسب و بهینه برای تامین منابع آب و غذا و رفع وابستگی بی‌تناسب معیشتی
به سرزمین، همکاری برای ثبت ملی و جهانی میراث طبیعی و فرهنگی کشور،
همسوسازی کامل تمامی اقدامات صنعتی و اقتصادی با محیط زیست و میراث ملموس و
غیر ملموس فرهنگی و جلوگیری از هرگونه فعالیت تهدیدکننده یا مخرب، برای
کاهش اثرات منفی طرح‌ها و پیشگیری از آسیب‌های غیر قابل جبران و افزایش
قاطعانه‌ی ابعاد حفاظتی و حمایتی با استناد به اصل «پنجاهم» قانون اساسی و
قانون برنامه پنجساله پنجم توسعه.
    برای برون رفتن از بحران محیط
زیستی و فرهنگی کنونی، به کارگیریِ الگوی ظرفیت‌سازی در یک طرحِ قابل
اجرایِ ملی به عنوان تمرینی همگانی، بسیار ضروری است. بدین منظور و برای
اجرایی کردن بندهای الف و ب ماده‌ی 193 قانون برنامه پنجساله پنجم توسعه،
طراحی و اجرایِ «طرحِ مدیریت مشارکتی پسماند و آلاینده‌ها، با جلب مشارکت
همه‌ی ذی‌نفعان» در سطح کل کشور پیشنهاد می‌شود. نخست با تشکیل «شوراهایِ
عالیِ حفاظت و حمایتِ تنوع‌زیستی و فرهنگی»با انجام گام‌های یاد شده در این
طرح، از دانش‌آموزان دبستانی، سربازان وظیفه، دانشگاهیان، کارشناسان،
متخصصان، سازمان‌های غیر دولتی، تا دستگاه‌های مقننه، قضاییه و مجریه، برای
یک هدف، در سطوح شهر، روستا و طبیعت و عرصه‌های فرهنگی، با یکدیگر، همسو
می‌شوند. از نتایج اجرای آن، موفقیت در یک طرح ملی ظرفیت‌سازی با حفظ اصولی
محیط زیست، ارتقای آموزش و فرهنگ عمومی، افزایش مسئولیت اجتماعی،
بهینه‌سازیِ اجرای قوانین، بهبودِ بهداشت عمومی، آب و هوایِ سالم‌تر، حفظِ
بهینه‌یِ سرزمین، زیباییِ منظر، زمینه‌سازی برای گردشگری مسئولانه و
بومگردی، افزایش شاخصه‌های توسعه و بهبود وجهه‌ی دیپلماتیک و ارتقای جایگاه
ایران در تصمیم گیری های جهانی در حل چالش‌های محیط زیستی خواهد بود.

جمعی از دوستداران طبیعت و فرهنگ ایران (به ترتیب الفبا):

1. انجمن اعضای هیأت علمی مؤسسه‌ی تحقیقات جنگل‌ها و مراتع

2. انجمن بوم پژوهان

3. انجمن پایشگران محیط زیست (پاما)

4. انجمن پیش گامان خورشید استهبان

5. انجمن توسعه زیست‌بوم پاک

6. انجمن حمایت از طبیعت ایران

7. انجمن دوستداران دماوندکوه

8. انجمن دوستداران میراث فرهنگی افراز

9. انجمن دنیای سالم

10. انجمن زنان طرفدار توسعه پایدار محیط زیست

11. انجمن صنفی مهندسان صنعت آب خوزستان

12. انجمن طرح سرزمین

13. انجمن کوهنوردی ایران

14. انجمن محیط زیستی تسنیم

15. انجمن نوای آب و محیط زاگرس

16. انجمن ورزش‌های طبیعی ایران

17. باشگاه کوهنوردی آوا – شیراز

18. جمعیت پویندگان خزر

19. جمعیت حفظ و احیاء محیط کوهستان (پراو)

20. جمعیت دیده‌بان طبیعت شاهرود

21. جمعیت زنان مبارزه با آلودگی محیط زیست

22. جمعیت زنان مبارزه با آلودگی محیط زیست آذربایجان غربی

23. خانه‌ی فرهنگ بوم گردان پارس

24. خانه‌ی فرهنگ و توسعه پایدار

25. دروازه های سبز پارس

26. شرکت مهرازان پیرامون

27. گروه دیده‌بان کوهستان

28. گروه کوهنوردی کلکچال

29. گروه هیلو، جنبش علفزار کرمانشاه

30. گنجه پشتیبان زیست‌بوم ایران

31. مرکز صلح و محیط زیست

32. مؤسسه‌ی توسعه پایدار و محیط زیست، سنستا

33. مؤسسه‌ی توسعه پایدار هرمد

34. مؤسسه‌ی ۱۳ فروردین کازرون

35. مؤسسه‌ی کاوشگران طبیعت دنیا

36. مؤسسه‌ی مطالعات زیست محیطی جوانان اندیشه پویا، «جاپ»

37. مؤسسه‌ی مهرگاه پرتو پژوه

38. مؤسسه‌ی مهندسان بدون مرز ایرانیان

39. مؤسسه‌ی نواندیشان توسعه مشارکت مهر

40. مؤسسه‌ی ئاگرین بهشت گمشده

41. مؤسسه‌ی یاوران سرزمین آریا

42. مهندسین مشاور سرزمین سبز پایدار

43. مهندسین مشاورصراط میثاق

منبع: خبرآنلاین

Read More →

از مافیاهای ادعایی تا مافیاهای واقعی؛ لیست مفسدان اقتصادی احمدی نژاد چه شد؟!


روزنامه
جمهوری اسلامی در یادداشتی با انتقاد شدید از وعده های بی عمل احمدی نژاد
نوشته است: اکنون سؤال اصلی مردم اینست که کدامیک را باید مافیا نامید؛
مافیاهای ادعائی رئیس دولت‌های نهم و دهم که ادعا کننده تا امروز هیچ دلیل و
سند و مدرکی از آن ارائه نکرده است یا مافیاهای مفاسد اقتصادی بی‌سابقه و
بی‌نظیر و پول‌های کلان گم شده در بخش‌های مختلف و جا به جا شده در نفت و
ارز و بانک‌ها در ۸ سال اخیر؟ پاسخ دادن به این سؤال چندان مشکل نیست،
البته به اندکی فرصت نیاز است.

در این یادداشت آمده است: از میان انبوه وعده‌ها و برنامه‌های دولت‌های
نهم و دهم، بی‌تردید یکی از پرسروصداترین و پرحاشیه‌ترین آنها، وعده معرفی
“مفسدان اقتصادی”، “رانت خواران بزرگ” و “مافیای سازمان یافته”است که از
زمان تبلیغات انتخاباتی سال ۸۴ جزو پررنگ‌ترین شعارهای احمدی نژاد بود و در
تمام دوران ریاست جمهوری وی طی ۸ سال گذشته نیز همواره تکرار شد.

وعده افشای نام اعضای باندهای مافیایی در شبکه بانکی کشور، وزارت نفت،
بازار مسکن و بورس طلا و ارز، بارزترین نمونه‌های این تبلیغات به حساب
می‌آید که به فراخور شرایط و نوسان محبوبیت و مقبولیت عمومی دولت از منظر
اجرایی توسط رئیس‌جمهور بکار گرفته شد تا هر یک در مواقع خاص، کارکردهای
ویژه خود را داشته باشد.

به عنوان مثال در دوران تبلیغات انتخاباتی ریاست جمهوری نهم در سال ۸۴،
احمدی نژاد سعی داشت با استفاده از حساسیت‌های عمومی نسبت به مظاهر توسعه
اقتصادی در دولت‌های سازندگی و اصلاحات، این احساس را در جامعه تقویت کند
که نابرابری‌های موجود در حوزه اقتصادی و اجتماعی محصول ریشه دواندن
اختاپوس وار اقمار دولتمردان در بدنه دولت‌ها است و او به عنوان منجی
اقتصاد و اجتماع قصد دارد با ورود به مقر ریاست جمهوری به مبارزه با این
عناصر فاسد و رانتخوار بپردازد.
در مقطع زمانی بعدی یعنی دو سال نخست ریاست جمهوری احمدی نژاد که باید آن
را دوران اوج یکدستی ارکان اجرائی حاکمیت و همراهی تمام و کمال مجلس، قوه
قضائیه و… با دولت نهم نامید و نمایندگان مجلس در تبعیت از رئیس‌جمهور تا
به آن جا پیش رفته بودند که باقی مانده آب لیوان او را نیز تبرکاً
می‌نوشیدند، آقای احمدی نژاد سعی داشت با تکرار شعارهای ضد مافیایی و انگشت
نهادن بر شبکه بانکی و وزارت نفت، به عنوان دو حوزه متهم به فساد از نظر
وی، علاوه بر اینکه تغییرات گسترده و پردامنه خود را در میان مدیران،
کارشناسان و حتی کارکنان لایه‌های میانی این نهادها و… توجیه می‌کند،
سیاست‌هایی مانند کاهش دستوری نرخ سود و تسهیلات بانکی را به زعم عمومی
مصداق ثروت‌اندوزیهای کلان بانکداران خصوصی بود، با پاشنه‌کش مبارزه با
رانت و سرمایه‌داران زالوصفت و… براحتی جا بیندازد و اجازه کمترین مقاومتی
را به منتقدان ندهد.

در مقطع سوم زمانی یعنی اوائل دولت دهم و همزمان با افشای پرونده اختلاس
بزرگ سه هزار میلیارد تومانی، کارکرد وعده‌های افشاگرانه توسط رئیس‌جمهور
تغییر کرد؛ این بار احمدی نژاد با طرح موضوعاتی مانند در اختیار داشتن نام
چند صد تن از مفسدان کلان اقتصادی و بدهکاران بانکی سعی داشت توپ فسادهای
مالی بزرگ را از زمین دولت خود به بیرون پرتاب کند و تکرار شعار “دولت‌های
نهم و دهم، پاک‌ترین دولت‌های پس از انقلاب هستند” با همین هدف صورت
می‌گرفت.

همانگونه که به اختصار اشاره شد، تکرار شعارهای ضدفساد مالی در قالب
مبارزه با مافیاهای رنگارنگ و مجهول‌المصداق در طول سال‌های اخیر همواره با
اهداف و نیاتی زیرپوستی و در قالب راهبردهای تبلیغاتی انجام گرفته است.
نشانه صدق این ادعا نیز این است که اکنون درحالی عمر فعالیت دولت‌های نهم و
دهم به پایان ‌رسیده که هیچ یک از آن وعده‌های افشا و معرفی، تأکید می‌شود
هیچ یک از آن‌ها، محقق نشده است. به عبارت دیگر، رئیس جمهوری که وعده
ارائه فهرست‌های بلند بالای مافیاها و مفسدان را می‌داد، درحالی با ریاست
جمهوری خداحافظی می‌کند که هنوز حتی یکی از فهرست‌های مفسدان کلان اقتصادی و
بدهکاران دانه درشت بانکی و اعضای مافیای نفتی را از جیب خود خارج نکرده
است!

از سوی دیگر افکار عمومی درحالی به پوچ بودن این وعده‌ها پی برده است که
فهرستی بلند بالا و پرتعداد از ابهامات و اسناد مالی مربوط به این ۸ سال
نزد همگان مطرح است و حداقل انتظار مردم از رئیس‌ دولت ۸ سال اخیر کشورشان
ارائه توضیح در مورد آنهاست؛ مخارج بدون سند شهرداری تهران در دوران شهردار
بودن احمدی نژاد، چرایی وقوع تخلف بی‌سابقه سه هزار میلیارد تومانی،
انحرافات چشمگیر دولت‌های نهم و دهم از بودجه‌های سنواتی به گزارش دیوان
محاسبات، پرونده‌های فساد مالی بعضی از دولتمردان نهم و دهم… تنها
نمونه‌هایی از مواردی هستند که افکار عمومی را به خود مشغول کرده‌اند.

اکنون سؤال اصلی مردم اینست که کدامیک را باید مافیا نامید؛ مافیاهای
ادعائی رئیس دولت‌های نهم و دهم که ادعا کننده تا امروز هیچ دلیل و سند و
مدرکی از آن ارائه نکرده است یا مافیاهای مفاسد اقتصادی بی‌سابقه و بی‌نظیر
و پول‌های کلان گم شده در بخش‌های مختلف و جا به جا شده در نفت و ارز و
بانک‌ها در ۸ سال اخیر؟ پاسخ دادن به این سؤال چندان مشکل نیست، البته به
اندکی فرصت نیاز است

Read More →