گرین بلاگ – تازه‌ترین مطالب وبلاگستان محیط زیست

سرانجام مهاربیابان‌زایی برنده‌ی جایزه‌ی نخست اجلاس جهانی رسانه‌ها شد

     با پایان‌یافتن رأی‌گیری رقابت‌ بین‌المللی جایزه‌ی اجلاس جهانی رسانه‌ها؛ سرانجام وبلاگ مهاربیابان‌زایی به‌عنوان نماینده ایرانیان(فارسی زبانان)، برنده‌ی این جایزه‌ جهانی شد.      وبلاگ مهار بیابان‌زایی در میان رقبای خود از کشورهای اسپانیا، روسیه، فرانسه، پرتغال، انگلیس، بنگلادش، چین، اوکرائین، عربستان سعودی، ترکیه، اندونزی، آلمان و هند با ۴۶ درصد آرای داده شده در روز […]

Read More →

اعتراف بعد از سی سال یا شناخت خود

16 اردیبهشت را فراموش نکردم و با این پیش فرض که باز هم حرفهای همیشگی را در این گونه مناظرات
و میزگردها خواهم شنید بر صندلی آمفی تأتر موسسه جلوس کردم. درویش با همان لحن
همیشگی و گرمش و با متون زیبایی که انسان را به نهایت ایده آل ها می برد جلسه را
آغاز کرد. در همان ابتدا شاید تذکر اینکه جناب مهندس دائمی می خواهند زودتر بروند
کمی جو را خراب کرد که تبعاتش کلمات تندی بود که یکی از حاضران بعد از صحبت­های
ایشان بر درویش و ایشان نواختند ولی در هر صورت دستور وزیر است! و پاسخگویی به
مطالبات در رده دوم! بگذریم. نمی خواهم ریز برنامه را توضیح بدهم چون خودم هم در
جمع بندی قضیه نبودم ولی البته می دانم که صحبتهای آقایان فقط یک راند داشته و
عملن بخش بعدی برنامه به پرسش و پاسخ گذشته است. فقط مواردی که عنوان شد را کمی
بررسی کنیم و ببینیم با همین قسمت اول صحبت که به نظر من هم نتیجه گیری خوبی از آن
می شد کرد، چه کاری می توان برای آینده کرد؟

آنچه که واضح بود و من نام آن را اعتراف بعد از 30 سال می
گذارم، تقریبا و با کمی اغماض این بود که ناآگاهی عامل این بدبختیها و نابسامانیها
در عرصه منابع طبیعی است. الان نمی خواهم راجع به این بحث کنم که آقایان فرافکنی
کردند یا نه؟ نمی خواهم بگویم آیا تقصیرها را گردن دیگری گذاشتند یا نه؟ نمی خواهم
بگویم که آیا آقای فهمی دوست داشتند که صورت مسئله پاک شود یا نه؟ نمی خواهم به
آقای گرشاسبی و آقای دائمی ایراد بگیرم که به چه دلیل فقط دفاع صرف می کنیم و حاضر
به بررسی بازخوردهای فعالیتهایمان در جهت اصلاح نیستیم.

دولتمردان عزیز همه به لزوم اجرای یک مدیریت مشارکتی در
بحثهای منابع طبیعی اذعان دارند، همکاران آقای گرشاسبی حداقل در پنج سال گذشته در
جریان کامل طرح مدیریت مشارکت پذیر در حوضه کرخه و نتایج آن بوده اند، پس به چه
دلیل آن را عملی نمی کنند؟ نتیجه را گرفته ایم پلان اجرایش کو؟ در چند درصد طرحهای
اجرایی آینده در آبخیزداری برای ورود مردم و لزوم آگاهی رسانی به آنها قبل از
اجرای پروژه و دخیل کردن آنها و سعی در حل معارضاتی که احتمالا طرحها با ذینفعان
دارند، اقدامات ترویجی و آگاهی رسانی صورت گرفته و قرار است صورت بگیرد؟ پس نتایجی
که تا آلان گرفته ایم کجا نمود پیدا خواهد کرد؟ در عین حال اشاره آقای گرشاسبی به
نمونه ای در ترکیه و بحث این­که منابع طبیعی را صرفا دولتی نمی توان اداره نمود
قابل تقدیر بود ولی یادمان باشد که منابع طبیعی و محیط زیست در کشورها اصولا مبحی
حاکمیتی است و اگر هم کارها به مردم سپرده می شود ناچاریم آگاهی رسانی را داشته
باشیم تا بعد از آن کارها را به آنها بسپاریم.

جناب دائمی نفرمودند حال که به نتیجه رسیده اند باید جامع و
چند وجهی و مولتی دیسیپلسن عمل کرد و تمام موارد را مد نظر داشت، به چه دلیل هنوز
طرحهایی تصویب می شود که کاملن در تعارض کامل با دیدگاههای مردم و ذینفعان در عرصه
های اجرایی است؟

آقای دکتر کیخا! مردم و نمایندگان مجلس ناآگاهند؟ چه کاری
برای آگاهیشان کرده ایم؟ جناب دکتر کیخا! کجا و چگونه آگاهی رسانی به مردم را حق
آنها دانسته و آنها را به حقوق خودشان آشنا کرده ایم؟ ایشان فرمودند تعداد
نمایندگان آگاه به امور آب و اقتصاد کشاورزی و محیط زیست در مجلس اندک است. سوالم
این است حزب سبزها در بوندستاگ آلمان چند نفرند؟ ولی چگونه می شود که انرژیهای نو
اینگونه در آلمان پیشرفت می کند؟ آیا در آن کشور سود یقه سفیدهای موج دومی (کتاب
موج سوم آلوین تافلر) دیگر مد نظر قرار نمی گیرد؟ یا چون آلمان در مسیر کامل موج
سوم و عصر اطلاعات قرار گرفته ناچارا حرفهای تافلر را پذیرفته اند به عنوان یکی از
ارکان موج سوم به سوی محیط زیست تمایل پیدا کرده اند؟ در دنیایی که هنوز اجلاسهای عظیم
می گذارند تا تراستهای آنچنانی را نگران موجودیت زمین کنند، که باز هم درنهایت به
نتیجه مطلوب نمی رسند، به طور قطع همه با محیط زیست هماهنگ نیستند.

جناب فهمی صورت مسئله پاک کردن دیگر قدیمی شده، حداقل در
ایران و با این مسئولین زحمتکش! دیگر یک روش راضی کننده نیست. لطفا به این برسیم
که چگونه برنامه ها و ساختارهای دولتیمان را درست کنیم که مجبور به این روشها برای
توضیح کارهای خود نشویم. یادش به خیر. در آخرین کنفرانسی که مرحوم عظیمی برای
تشریح چالشهای برنامه چهارم و قبل از اجرای برنامه گذاشته بود گفت: بعد 30 سال کار
کردن در زمینه برنامه ریزی و مدیریت به این نتیجه رسیدم که الزامن مدیران باعث
ناهنجاریهای برنامه ای و عدم اجرای برنامه ها نمی شوند بلکه ساختار سیستمیک نامناسب
اداری کشور به حدی خراب و فرسوده است و گاهی قوانین به حدی در تناقض با هم هستند
که از مدیر آگاه هم کاری بر نمی آید بلکه باید ساختار را درست کرد؟ آیا تا به حال
به این مسئله فکرکرده بودید؟

آیا در اینجا به این نتیجه برسیم که ناآگاهی مردم (به قول
جناب کیخا مسئولین هم گاهی مردمند و آنطرف میز می نشینند) عامل تمام مشکلات و مانع
بزرگ در راه دستیابی به توسعه پایدار و مطابق با اصول یک محیط زیست پاک است؟ به
نظر من نتیجه میزگرد دیروز چیزی نیست مگر همین. اما حالا برسیم به اینکه آگاهی
رسانی در جایی که تمام خبرهای خاص و مسائل خاص (البته به ظن مسئولین) از ملت پنهان
می مانند چگونه انجام شود؟ چگونه آگاهی رسانی در فضایی انجام شود که همه اش مملو
از فیلترهای گوناگون است؟ چه دلیلی دارد که مردم نباید بفهمند در خطر هستند؟ آیا
بحثهای اقتصادی و مشکلات عدیده اقتصادی در این سامانه آگاهی رسانی تأثیر نخواهدداشت؟
اصلا خود مردم در برنامه ریزی برای آگاهی رسانی به آنها در کجای کار قرار دارند؟ اصلا
تا به حال فکر کرده ایم که دلیل اینکه مردم آگاه نشده اند و نیستند چیست؟ آیا حس و
نیاز آگاه شدن درفلات ایران نشینان اصلا وجود دارد؟ آیا سنت و عرف و به دیگر سخن
فوبیاهای آنچنانی که در بوتونهای مغزی تک تک ما فلات ایران نشینان نفوذ کرده اجازه
می دهد که آگاهی رسانی صورت گیرد و در مسیر خودش قرار گیرد؟ آیا ما دوست داریم
آگاه شویم تا به طور کلی برنامه ریزی برای آگاهی ما صورت بگیرد ویا این که آگاهی
رسانی لازم است که انجام شود؟ جواب خیلی از این سوالها شاید معلوم و برای بعضی از
ما شاید ساده هم باشد ولی چقدر در عمل دارای پتانسیل برای ورود به یک اکشن پلن را
دارد؟

جامعه هنوز احساس نیازی به آگاهی نمی بینید. آگاهی الزاما
به معنی تحصیلکرده بودن مردم و ذینفعان نیست بلکه آگاهی یعنی شناخت، یعنی درک صحیح
از موضوعات و در نهایت آشنایی با اصول گفتگو و نتیجه گیری و همیاری و کار  گروهی. مواردی که جامعه فلات ایران نشین با آن
کوچکترین آشنایی ندارد.  

در اینجا به نظر می رسد که لحن نگارنده این سطور نیز شائبه
یک انسان مطلق گو و یک­جانبه گر را تداعی می کند. همین امر هم خودش خطرناک است.
چون مولتی دیسیپلین بودن امور مدیریت منابع طبیعی و محیط زیست و همچنین مسائل و
ساختارهای اجتماعی، در تمامی مدیریت این امور دخیل بوده و در هر مرحله همه جانبه
نگری و مدیریت مشارکتی تمام ذینفعان مهم و لازم است.

 

در اینجا از محمد درویش عزیز و انجمن اعضای هیأت علمی موسسه
تحقیقات جنگلها و مراتع صمیمانه به خاطر اجرای این میزگرد تشکر و قدردانی می کنم.

پینوشت:

– گزارش خبرآنلاین از سمینار بررسی چالشهای منابع طبیعی ایران

– گزارش سبز پرس از مناظره دیروز

Read More →