گرین بلاگ – تازه‌ترین مطالب وبلاگستان محیط زیست

شعرهای فولکلوریک قزوینی. 1

شعرهای فولکلوریک قزوینی. 1

نَمدانم چه کُنیمان دلمان وا نَمِشَد
هر سوراخ سُمبه میریمان لَشِمان جا نَمِشَد
کارمان بس گره خوردَس دیَه وا نَمِشَد
بختمان همچـِه دَخو بَست که دیَه پا نَمِشَد !

– جمع آوری و تدوین؛ م. ح. سلیمانی

Read More →

کارشناسی …! ورود دام به جنگل

آیا ورود دام به جنگل کارشناسی است، تردیدی بر غیر کارشناسی بودن ورود دام
به جنگل نیست، اما بحث ورود دام به دلایل مختلفی به صورت امر مشبه شده انتشار
یافته است، گویا دام هایی در شمال وجود دارد و به صورت بسته نگهداری می شود و یا
باید خارج از مرزها دام خریداری و وارد شود و یا از نتاج دام های موجود گرفته شود.

با پرداخت حقوق مابه ازاء تعداد زیادی دامدار « عمدتاً چند شغله ها  از ورثه دامداران » از جنگل خارج شدند، ولی با
توجه به اینکه

Read More →

لب کارون -چه گل نبارون

به تازگی گردشی به استان خوزستان داشتم،اندیمشک،دزفول،اهواز،خرمشهر و آبادان از جاهایی بود که برای نخستین بار می دیدم.
هرچند بسیاریها،خوزستان را به نفت میشناسند،اما برای من ،کارون،این رود پر آب،چیز دیگری بوده و هست،
خوزستان زیبا و ارجمند ،مردم بسیار خوب و مهربانی دارد،چه عرب،لر،بختیاری و فارس و دیگر قوم ها ،همه خوب و پرمهرند
خوزستان با نخل ها و زیبایی ها و دارایی های پرشمارش ،همه و همه پر ارجند و گرانبها،اما نمی دانم چرا بیش از همه رفته بودم تا کارون رو ببینم و در اندیشه ام این رود را آبی آبی می پنداشتم و می خواستم هرچه زودتر برم لب کارون .
اما هنگامی که به لب کارون رسیدم دیدم کارون نازنین آبش،آبی و پاکیزه و گل بارون نیست!
کارون کم آب و  گل آلود و پساب و فاضلاب شهری و کشاورزی و صنایع  ،آزارش میدن و بوی خوش که نمیده ،بوی فاضلاب ،جای آنچه در ذهن داشتم را گرفته
روزی لب کارون گلبارون بود و اما امروز…

Read More →

مامان، نمی توانم نفس بکشم!

وبلاگ امید مادران زمین

همه می دانستند که باید کاری انجام شود.

هر کس؛ می توانست آن را انجام دهد.

فکر می کردند که کسی آن را انجام می دهد.

اما در آخر هیچ کس آن را انجام نداد.

ما همه مادریم؛ مادرانی به شدت نگران و درمانده برای سلامتی و آینده فرزندان و خانواده مان.

نمی دانیم چه باید بکنیم و صدایمان را به گوش چه کسی برسانیم؛ زندگی فرزندانمان به مانند گیاهان کشت دیم به باران و باد وابسته است.

دیگر تهیه و مصرف شیر، آب میوه و اهمیت به تغذیه سالم با وجود این خطر بزرگ به طنزی شبیه است.

گناهشان چیست که به دلیل فیزیولوژی بدنشان چند برابر یک انسان بالغ تنفس می کنند و در فصول سرد سال به دلیل گرفتگی بینی، مجبورند از دهان  تنفس کنند و متاسفانه چند برابر بزرگتر ها آلاینده های سمی و خطرناک هوا را استنشاق  می کنند.

همه می دانیم که آنان اول راه زندگی و رشد هستند و در این مسیر طولانی چقدر نیاز به جسم و روان سالم دارند.

زندگی پیش روی آنان مدام تهدید به تنگی نفس؛ آلرژی؛سرطان؛ آسیب های جبران ناپذیر مغزی و …..است.

بازی ها و موشک پرانی های کودکانه در پارک ها به گریه و سرفه های بی امان و بی وقفه در اورژانس ها و بیمارستان ها تبدیل شده است.

برای امضای این بیانیه، اینجا را ببینید.

آموزش الفبای آنان این روز ها چنین تدریس میشود:

 آ   :آلودگی هوا، آسم، آلرژی

ب : بازی ممنوع

ت :  تحرک و تنفس عمیق ممنوع

س: سرفه، سوزش چشم و گلو، سرطان

ما همه مادریم نه متخصص، ولی از کارشناسان شنیده ایم که عوارض کوتاه مدت در رفتارهای روزمره آنان ( بی حوصله گی، عدم تمرکز، پر خاشگری، بی اشتهایی، تهوع، سوزش چشم و گلو) و بیماریهایی که به کندی درمان میشوند، همگی گواه حکمرانی دیو سیاه آلودگی بر جان و روانشان می باشد.

ما همه مادریم و نه سیاستمدار و قانونگذار و نمی دانیم بر اساس چه منافع اقتصادی، سیاسی یا اجتماعی است که این مشکل برطرف نمی‌شود. اما شنیده ایم که در بسیاری از کشور ها آن را برطرف کرده اند.

خوشبختانه یا بدبختانه هوا مرز نمی شناسد و تنها چیزی است که به عدالت و مساوات تقسیم شده است. پس از تمامی افرادی که دغدغه حفظ کیفیت زندگی فرزندان خود و کودکان این کلان شهر را دارند به ویژه مادران، در خواست می کنیم با ما همراه شوند و امید داریم با حمایت و همراهی از طریق امضای این درد نوشته، گامی برای حل هر چه فوری تر مشکل آلودگی هوای شهرمان از طریق ارایه به فراکسیون محیط زیست مجلس شورای اسلامی و کمیته محیط زیست شورای شهر تهران و … برداریم. چرا که به خوبی می‌دانیم، راه حل برون رفت از این فاجعه زیستی، همتی همگانی و مشارکت جدی مردم و مسئولین را می‌طلبد.

یادمان باشد: مردم کلان‌شهر های دیگر جهان  توانستند، ما هم می‌توانیم.

Read More →