گرین بلاگ – تازه‌ترین مطالب وبلاگستان محیط زیست

وقتي بازيافت به آينده جان مي دهد !

در چند دهه اخير موضوع محيط زيست به يكي از اصلي ترين دغدغه هاي جامعه جهاني تبديل شده و با حركت كشورها به سمت صنعتي شدن بحران هاي خاص زيست محيطي نيز متولد شده اند؛ يكي از مواردي كه سلامت محيط زيست زمين را به شدت تهديد مي كند، مصرف گرايي است. اين در حالي است كه با افزايش فزاينده جمعيت استفاده از منابع مختلف نيز گسترش يافته است؛ افزايش شهرنشيني رشد شاخص هاي مصرف را همواره در پي داشته كه به همين دليل اكثر جوامع انساني با انبوهي از زباله هاي خطرناك و بيماري زا روبرو شده اند؛ از سوي ديگر موضوع كمبود مكان دفع زباله و انباشت آنها در حومه شهرها نيز امروزه به يكي از چالش هاي مهم محيط زيست انساني مبدل شده است.

از انقلاب صنعتي بدين سو موضوع توليد انواع زباله هاي خانگي و صنعتي به اوج خود رسيد تا جامعه جهاني براي رهايي از بحران زباله به دنبال راهكاري مناسب و اقتصادي باشد؛ بدين ترتيب موضوع بازيافت از چهل سال پيش در اكثر كشورهاي در حال توسعه به يكي از دغدغه هاي اصلي برنامه ريزان تبديل شد، به طوري كه امروزه بسياري از كشورهاي اروپايي همچون سوئيس،اتريش و آلمان توانسته اند توسط برنامه هاي مشخص و كاربردي تا حد قابل توجهي از حجم زباله هاي خطرناك خود بكاهند.

شوربختانه در يك دهه اخير زمين به دليل انفجار جمعيت كه از مرز هفت ميليارد نفر گذشته شاهد استفاده افسار گسيخته از منابع اوليه بوده اما در مقابل براي جبران اين بار عظيم مصرف گرايي اقدام سزاوارانه اي صورت نگرفته است. اين در حالي است كه در برخي از كشورها توجه به موضوع بازيافت آنچنان كه بايد پرداخته نشده است؛ اين موضوعي است كه هزينه هاي بسياري را به منابع سرزميني تحميل كرده است. اين در حالي است كه ما در كشوري زندگي مي كنيم كه با افزايش جمعيت روبروست و از سوي ديگر استفاده از منابع اوليه در اوج است؛ اين زنگ خطري است كه بايد هر چه سريع تر با استفاده از برنامه هاي راهبردي و كليدي براي رفع آن تلاش كرد.

بر اساس آمار در ايران روزانه 45 هزار تن زباله توليد مي شود كه درصد ناچيزي از آن تفكيك و بازيافت مي شود؛ اين سخن بدين معني است كه ما در حال از بين بردن پايداري هاي سرزمين خويش هستيم. متاسفانه در بسياري از شهرهاي كشور هنوز از سيستم دفع زباله به شيوه هاي سنتي استفاده مي شود و  در حقيقت موضوع تفكيك زباله از مبدا به حلقه گمشده محيط زيست انساني ايران تبديل شده است زيرا اقداماتي كه در اين راستا صورت گرفته كافي و در خور نبوده است.

متاسفانه اكثر شهروندان ايراني به نوع كالايي كه خريداري مي كنند اهميت نمي دهند تا روزانه حجم بسيار زيادي از مواد خطرناك كه براي طبيعت بسيار مضر هستند توليد، مصرف و در نهايت به شيوه هاي نا كارآمد در دل طبيعت دفع شوند تا روز به روز به بحران هاي غير قابل كنترل زيست محيطي نزديك شويم؛ به عنوان مثال روزانه حجم زيادي از پلاستيك، شيشه، كاغذ و نخاله هاي ساختماني توليد مي شوند كه در نهايت بدون آنكه حجم مناسبي از آنها به چرخه مصرف برگردند به مكانهاي دفع زباله برده شده و بدين ترتيب ما فرصت مناسبي را براي احياي سرزمين خويش از دست مي دهيم !

از سوي ديگر مصرف كاغذ نيز در كشور بسيار بالاست زيرا بر اساس آمار سرانه مصرف كاغذ در سال بيش از 20 كيلوگرم است و اين يعني استفاده افسار گسيخته از منابع جنگلي كه عقب نشيني بي سابقه اين منابع ارزشمند را در پي داشته است و اينجا بايد پرسيد چند درصد از اين آمار مصرف كاغذ بازيافت مي شوند و دوباره به چرخه مصرف باز مي گردد؟ آيا مي توان به اين سوال پاسخ مناسبي داد؟

در حقيقت هنگامي كه به موضوع بازيافت آنچنان كه بايد اهميت داده نمي شود و در مقابل هر روز بر مصرف گرايي افزوده مي شود، بايد نگران فردا شد.

اين در حالي است كه فرآيند بازيافت به بهبود شرايط محيط زيست انساني كمك كرده و از سوي ديگر در كاهش هزينه ها هم تاثير بسزايي دارد؛ حتي خروجي سيستم بازيافت مي تواند به توليد انرژي نيز كمك كند كه در نهايت به احياي محيط زيست سرزمين منجر خواهد شد. اينك در بسياري از كشورهاي جهان فرآيند تفكيك زباله و همچنين نحوه كاهش زباله از مدارس ابتدايي به دانش آموزان آموخته مي شود و از سوي ديگر در سيستم بازيافت درصد قابل توجهي از مواد اوليه بازگردانده شده و دوباره استفاده مي شوند. به هر روي در اين بين نبايد فراموش كرد كه نقش رسانه در امر فرهنگ سازي و همچنين مشاركت خود مردم در امر تفكيك و كاهش زباله يك موضوع مهم و اساسي است كه بايد بيش از پيش مورد توجه قرار گيرد.

Read More →

آلودگي هوا را مهندسي كنيم !

در جهان امروز محيط زيست به يكي از مباحث مهم و تاثيرگذار مبدل شده است؛ زيرا هر گونه تغيير در روند چرخه حيات مي تواند محيط زيست انساني را دچار دگرگوني هاي بسياري نمايد. به عنوان مثال بسياري از كشورهاي توسعه يافته جهان به دليل انتشار گازهاي گلخانه اي سبب گرم شدن هواي اطراف جو زمين شده اند تا امروز چالش تغييرات اقليمي و گرمايش جهاني به يكي از نگراني هاي اهالي زمين تبديل شود. در اين بين سهم كشورهاي در حال توسعه نيز در تغييرات زمين كاملا قابل لمس است؛ به عنوان مثال ايران تاكنون نزديك به 80 ميليون نفر جمعيت داشته كه بر اساس پيش بيني هاي صورت گرفته تا 25 سال آينده به مرز يك صد ميليون نفر خواهد رسيد؛ اين شرايط براي پايداري يك محيط زيست سالم برنامه اي جامع و راهبردي را از سوي مسئولين طلب مي كند.

در حال حاضر مهمترين چالش اساسي محيط زيست ايران كه در اكثر شهرهاي كشور مشاهده مي شود موضوع آلودگي هواست؛ معضلي كه متاسفانه در ماه هاي گذشته سلامت ميليونها شهروند ايراني را زير تيغ برده است. در سالهاي اخير افزايش جمعيت و همچنين حضور گسترده خودروهاي شخصي در اكثر شهرهاي كشور به خصوص كلان شهرها با افزايش چشمگيري روبرو بوده كه همين امر سبب افزايش آلاينده هاي خطرناك شده است؛ در همين راستا افزايش سيستم حمل و نقل عمومي از سوي مسئولين و همچنين اعتماد مردم به اين راهكار مي تواند تا حد قابل توجهي از حجم آلودگي هواي اين روزهاي كشور بكاهد.

آلودگي هوا رابطه مستقيمي با احتراق ناقص سوخت در واحدهاي صنعتي، حمل و نقل و حتي توليد برق دارد؛ هر چند آلودگي هوا يك موضوع جهاني است اما در سالهاي اخير اين موضوع در ايران شكل بسيار خطرناكي به خود گرفته است. در سالهاي اخير موضوع آلودگي هوا به دليل برخي بي توجهي هاي صورت گرفته و همچنين نبود يك برنامه جامع در مورد كاهش آلاينده هاي خطرناك كه مي توانند سلامتي شهروندان را به خطر بياندازند، شاهد صعود چشمگير آلودگي هوا در سراسر كشور به خصوص كلان شهرها بوده ايم.

بر اساس تحقيقات انجام شده روند كيفيت هواي ملي نزولي و نگران كننده شده است، به همين دليل شاهد صعود روزهاي ناسالم در سال هستيم. در پايتخت كشور شاهد افزايش نگران كننده روزهاي ناسالم بوده ايم و متاسفانه ذرات ريز معلق كمتر از دو و نيم ميكرون، دي اكسيد گوگرد و مونو اكسيد كربن سلامتي تهرانيها را به وسيله مشكلات حاد تنفسي و بيماري هاي قلبي و عروقي به خطر انداخته است.

متاسفانه در سالهاي اخير شاهد بالا رفتن ميزان آلاينده هاي خطرناكي همچون دي اكسيد گوگرد، دي اكسيد نيتروژن و مونو اكسيد كربن بوده ايم كه براي داشتن يك برنامه جامع راهبردي نيازمند يافتن منابع انتشار اين آلودگيها و به حداقل رساندن آنها هستيم.

از سوي ديگر ايران يكي از كشورهاي تاثيرگذار و برجسته در حوزه توليد آلاينده هاي جوي است؛ بر اساس آمار در تمام ايران سالانه 350 ميليون متريك تن گاز كربنيك متصاعد مي شود كه سهم خودروها و سوختي كه در آنها استفاده مي شود نزديك به 50 درصد اين آلودگي را شامل مي شود. ما در يك دهه اخير در توليد خودروهاي ملي گامهاي مهمي برداشته ايم و توان قدرتي اين خودروها را به بيش از 60 درصد رسانده ايم اما براي بالا بردن استاندارد هاي زيست محيطي و به خصوص مواد ريز معلقي كه از اگزوز آنها خارج مي شوند فكر مناسبي نكرده ايم كه يافتن راهكاري مناسب براي اين مشكل براي شركت هاي سازنده اين خودروها يك وظيفه خاص و ملي است.

شوربختانه امروز سهم خودروها در آلودگي هوا به بيش از 80 درصد رسيده است؛ اين در حالي است كه در بسياري از شهرهاي كشور شاهد حضور خودروهاي بي شماري هستيم كه خارج از توان شهر در حال تردد هستند.  اين در حالي است كه اينك شاهد تردد هزاران وسيله نقليه فاقد استانداردهاي زيست محيطي هستيم كه شامل خودروهاي فرسوده، ميني بوس هاي با بيش از 20 سال كار و موتورسيكلت هاي آلاينده هستيم.

از سوي ديگر سوخت كم كيفيت نيز به افزايش منحني آلودگي هوا كمك تاثيرگذاري كرده است؛ اين موضوعي است كه نبايد از كنار آن به سادگي عبور كرد زيرا بهبود سوخت مي تواند گره گشاي معضل آلودگي هوا باشد. بر بنياد تحقيقات به عمل آمده از سوي پژوهشگران حوزه محيط زيست به غير از بنزين سوپر كليه سوخت هاي رايج غير استاندارد اند و اين در حالي است كه شاهد كمبود بنزين سوپر در بسياري از جايگاه هاي سوخت كشور هستيم كه از مسئولان انتظار مي رود براي جبران اين معضل سزاوارانه تلاش نمايند.

آنچه كه امروز از آن به عنوان حلقه مفقود شده محيط زيست انساني ايران در حوزه آلودگي هوا ياد  مي شود يك برنامه جامع مهندسي شده است كه در آن بايد براي بهبود كيفيت هواي ملي تلاشي در خور شود؛ اين در حالي است كه شواهد نشان مي دهد تلاش هاي انجام شده در اين راستا تا امروز كافي و موثر نبوده است.

به هر روي اگر به شكلي منطقي، علمي و راهبردي براي كاهش آلودگي هوا در كشور چاره اي نشود نه تنها اين معضل از كلان شهرها پاك نخواهد شد بلكه در ساير شهرهاي كشور نيز شاهد افزايش آلاينده ها خواهيم بود؛ به همين دليل از متوليان امر انتظار مي رود هر چه سريعتر با ياري متخصصين حوزه محيط زيست روند رو به رشد آلودگي هوا را شكسته تا شاهد يك هواي پاك ملي باشيم.

Read More →

به قوهای مهاجر کمک کنیم

دوست عزیزمان نادر ضرابیان، عضو گروه کوه نوردی لواسان و عضو فعال انجمن کوه نوردان که یکی از فعالان محیط زیست لواسان نیز هست، در حال جمع آوری کمک مالی برای خرید ذرت و فرستادن به فریدونکنار است. چند هزار قوی مهاجر که به علت نابود شدن یا آسیب دیدگی تالاب های مازندران (و شاید علل دیگر) در آبگیرها و شالیزارهای کوچک فریدونکنار مشغول زمستان گذرانی هستند، بدون کمک انسان ها بختی برای بقا ندارند.

از دوستان طبیعت دوستم درخواست دارم کمک مالی خود را (به هر مقدار که می توانند) به کارت زیر واریز کنند و به نادر ضرابیان اطلاع دهند.

کارت بانک پارسیان: 6221061052485622 به نام ضرابیان

تلفن: 09122120200 (ضرابیان)

همچنین می توانید کمک های خود را به حساب محمد علی الله قلی بریزید (برای اطلاع بیشتر در مورد او و وضع آبگیرهای فریدونکنار، اینجا را بخوانید).

Read More →

پنجمین سمینار حیات وحش برگزار می شود.

Read More →

محیط‌بانی دیگر زیر تیغ/سام خسروی فرد

محیط‌بان دیگری از دنا به اتهام کشتن یک نفر به اعدام محکوم شده است. گفته می‌شود غلامحسین خالدی در ارتفاعات دنا با شماری شکارچی درگیر شده و یکی از آنان در خلال این درگیری جان به جان‌آفرین تسلیم کرده است. خالدی پس از اسد تقی‌زاده دومین محیط‌بان دنا به شمار می‌رود که به اتهام قتل  [ ادامه مطلب ]

Read More →

محیط‌بان‌هایی که همچنان هستند

در پستی که درباره قوها نوشته بودم اشاره‌ای داشتم به قطع سازمان محیط‌زیست با محیط‌بان‌هایی که در مازندران مشغول کار بودند و قوهای مهاجر را یاری می‌دادند. 

این مطلب از خبرگزاری مهر، نقل شده بود که لینک سایتش را نیز درج کرده بودم تا منبع خبر در دسترس باشد. خبری جدیدتر از آن پیدا نکردم لاجرم گمان این بود که محیط‌بان‌ها با سازمان محیط‌زیست به اجبار وداع گفته‌اند. 

نمی‌دانم چرا چنین خبرهایی تصحیح نمی‌شوند یا اگر می‌شوند چرا خبرهای نادرست از روی خروجی خبرگزاری‌ها برنمی‌دارند.

 به هرحال، دوستی خبر داد که از میان محیط‌بان‌هایی که خبرگزاری مهر گفته اخراج شده‌اند، سه نفر همچنان مشغولند. به گفته این دوست مطلع نه تنها مهدی گلی، نقی نبی زاده، حسین بلودار اخراج نشده‌اند که خوشبختانه به استخدام رسمی سازمان محیط‌زیست در آمده‌اند. او اضافه کرد از باقی اسامی مندرج در خبر خبرگزاری مهر بی‌اطلاع است که آیا مشغول به کار هستند یا نه.

همین که مهدی گلی و دوستانش همچنان شاغلند و از طبیعت حفاظت می‌کنند خبر خوبی است و گرچه خیلی بعید است شاید بتوان امیدوار بود آن مخروبه که سازمان محیط‌زیست نام دارد، اندکی در رویه مدیریتی‌اش تغییری بدهد.

Read More →

محیط‌بانی دیگر زیر تیغ

محیط‌بان دیگری از دنا به اتهام قتل عمد، حکم اعدام گرفته است. گفته می‌شود علامحسین خالدی در ارتفاعات دنا با شماری شکارچی درگیر شده و یکی از آنان در خلال این درگیری جان به جان‌آفرین تسلیم کرده است. 

خالدی پس از اسد تقی‌زاده دومین محیط‌بان دنا به شمار می‌رود که به اتهام قتل عمد زیر تیغ است و وکلای او به حکم صادره اعتراض کرده‌اند.

درگیری‌های محیط‌بانان با شکارچیان را گویی پایانی نیست. اگر این درگیری‌ها به کشته شدن بی‌انجامد فاجعه‌‌ای رقم می‌خورد بی‌پایان. فرقی هم نمی‌کند که کشته به کدامیک از دو گروه تعلق داشته باشد. خون ریخته را نمی‌توان با آب زمزم هم شست و غبار غمی که به دل می‌نشیند پاک کردنی نیست. 

این وقایع تلخ هر بار که تکرار شود نشان می‌دهد آن به اصطلاح سازمان محیط زیست‌ با دشواری به حیات نباتی خود ادامه می‌دهد. سازمانی که نتواند با وقایع روز هماهنگ و منطبق باشد، یعنی پویایی خود را از دست داده و دیگر سازمان 

Read More →