گرین بلاگ – تازه‌ترین مطالب وبلاگستان محیط زیست

بیانیه بیش از 60 نفر از وبلاگ نویسان و کوشندگان محیط زیستی در حمایت از سبزپرس.

در شرایطی که وضعیت محیط زیست ایران مطلوب
نبوده و مجموعه‌ای از فشارهای انسانی و تنگناهای اقلیمی بر درجه آسیب‌پذیری
و شکنندگی آن افزوده است، آگاه سازی مردم و آشنایی ایشان به حقوق‌شان در
راستای حفظ مواهب طبیعی سرزمین، می‌تواند بسیار مفید و اثرگذار باشد؛
رسالتی که تحقق آن در گرو حمایت از رسانه‌های اطلاع رسانی در این حوزه است.
با
این وجود، شوربختانه خبردار شدیم که یکی از مهم‌ترین، فراگیرترین و
قدیمی‌ترین پایگاه‌های اطلاع رسانی محیط زیستی کشور به نام سبزپرس، ظاهراً
با شکایت سازمان حفاظت محیط زیست کشور، مسدود شده است.
سبزپرس پس از 4
سال به عنوان مرجعی برای دوستداران محیط زیست در سراسر کشور تبدیل شده بود و
تلاش می کرده در روزهای سخت محیط زیست از طریق افزایش آگاهی عمومی و ارائه
اخبار لازم و نظرات کارشناسی به مدیران اجرایی، یاری گر محیط زیست رنج
دیده وطن باشد.
در حالیکه در سالهای اخیر بسیاری از سازمانهای غیردولتی
زیست محیطی تعطیل و کم رمق شده اند، تعطیلی یک رسانه پرمخاطب مردمی آن هم
به دلیل شکایت ارگانی که وظیفه سازمانی اش حفظ محیط زیست است را باید اوج
بی سلیقگی مدیران آن سازمان دانست.
براستی چرا تا به این میزان انتقاد
پذیری در بین مدیران این سازمان پایین آمده است که رسانه ای زیست محیطی را
نمی توانند تحمل کنند؟! مگر غیر از آنست که بیش از 90 درصد اخبار این رسانه
در همسو با نظرات آن سازمان و در جهت حفظ محیط زیست بوده است؟! آیا قرار
است هیچ خبر و صدایی بر خلاف نظر سازمان منتشر شود؟ آیا سازمان محیط زیست
خود را مبرا از اشکال و انتقاد می داند که در صدد ساکت کردن صدای گروههای
مردمی و مستقل است؟
آیا کسانی که حکم به مسدود شدن سبزپرس داده اند تصور
می کنند در شرایط فعلی و در زمانه دهکده جهانی می توان مانع از انتشار
اخبار و وقایع شد؟ آیا نمی دانند که تعطیلی رسانه ای مثل سبزپرس که در داخل
کشور و توسط خبرنگاران داخلی اداره می شود می تواند باعث مراجعه جویندگان
خبر به رسانه های خارجی شود؟ آیا قرار است دوستداران محیط زیست از این پس
اخبار زیست محیطی کشور را از رسانه های خارجی پیگیری کنند؟!
ما، جمعی از
وبلاگ نویسان محیط زیستی ایران ضمن گلایه و انتقاد از کسانی که تحمل شنیدن
صدای نظرات مخالف در حوزه محیط زیست را ندارند معتقدیم تعطیلی سبزپرس بر
خلاف مصالح محیط زیست وطن بوده و نقطه تاریکی در کارنامه مدیران فعلی محیط
زیست به یادگار خواهد گذاشت. لذا از همه کسانی که مسبب تعطیلی سبزپرس شده
اند می خواهیم ضمن تجدید نظر در این خصوص، فضا را برای فعالیت هر چه بیشتر
رسانه های مستقل ایجاد کنند.

مأخذ: وبلاگ دوستداران حیوانات و محیط زیست، سپهر سلیمی

Read More →

خاک سرزمین مان را از دست می دهیم!

محمد درویش- شرق

از آخرین یادداشتی که برای ستون نگاه سبز شرق نوشتم، دقیقاً 98 روز می‌گذرد . در آن یادداشت که در سومین روز مهر به چاپ رسید، پرسیده بودم: از لس آنجلس تا اشتوتگارت چقدر راه است؟ و در انتهای آن با خوش‌بینی کودکانه‌ای نتیجه گرفته بودم: انگار این فاصله از مسافت بین تهران تا اشتوتگارت هم گاه بیشتر می‌نماید! اما به فاصله‌ی فقط 48 ساعت دانستم که این خوش‌بینی افراطی برای یک مرد 48 ساله تا چه اندازه سخره‌برانگیز است! چرا که خبر رسید: آفتاب مطبوعات ایران دیگر از شرق طلوع نمی‌کند و در نتیجه مستمر‌ترین ستون ثابت محیط زیستی روزنامه‌های ایران که با عنوان نگاه سبز در 53 قسمت تاکنون منتشر شده بود هم بی هیچ گناهی محکوم به خاموشی شد! ستونی که کوشیده بود با زبانی ساده و در عین حال اثرگذار برای مردم، مدیران و تصمیم‌گیران حکومتی یادآوری کند که چرا هامون مهم است؟ چرا هورالعظیم در آن سوی مرز سیاسی که از دست برود، سیاستمداران در این سوی مرز سیاسی، در قلب پایتخت مجبورند تا فرمان تعطیلی تهران را صادر کنند؟ چرا نباید و نمی‌توان به آن نوع از خودکفایی در کشاورزی دلخوش داشت که به بهای اُفت سالانه‌ی 2 متر در سفره‌های آب زیرزمینی و نشست زمین از آبی‌بیگلو در اردبیل تا خانمیرزا در لردگان تمام می‌شود؟ … و چرا تبدیل ارومیه از نگینی فیروزه‌‌ای به پلاتینی نمکی، می‌تواند کابوس بزرگترین مهاجرت قرن را برای ایرانیان رقم زند؟

این سخنان و تحلیل‌ها همه جملگی در راستای حمایت عملی از پنجاهمین اصل قانون اساسی ماست که صراحتاً می‌گوید: حفظ محیط زیست لازمه حیات اجتماعی روبه رشد مردم ایران است و باید با هر حرکتی که منجر به تخریب یا آلودگی این سرمایه‌ی ملی شود، مقابله کرد. و این همان آموزه‌ای است که عالی‌ترین مقام در جمهوری اسلامی ایران، در مراسم آغاز به ساخت بوستان ولایت در بهار 1390 آشکارا بر آن تأکید کرده و فرمودند: « من خواهش می‌کنم مسئولینى که در بخش‌هاى مختلف هستند، به این نکته توجه کنند که نگاه به مسأله‌ى غبار، نگاه به مسأله‌ى هواى سالم، نگاه به مسأله‌ى آب سالم، نگاه به محیط زیست سالم، نگاه به مسأله‌ى جنگل‌ها، نگاه‌هاى اصلى است؛ این‌ها را در متن برنامه‌ها، در مجارى همه‌ى برنامه‌هاى زندگى بگنجانند .»

    اما به راستی آیا دولتمردان ما چنین کرده و می‌کنند؟ نگاه کنید به همین ماجرای غم‌انگیز و شگفت‌آور فرمان مسدودیت مهم‌ترین و پرمخاطب‌ترین پایگاه اطلاع‌رسانی محیط زیست کشور، سبزپرس؛ آن هم در پی شکایت رسمی سازمان حفاظت محیط زیست کشور! آیا این گونه می‌خواهیم مطابق گفته‌ی عالی‌ترین مقام جمهور کشور در اجلاس کپنهاک، بر حساسیت‌های مردم نسبت به مسایل محیط زیستی بیافزاییم؟ وقتی آستانه تحمل سازمانی که باید بیشترین تعامل و حمایت را از فعالان رسانه‌ای در حوزه محیط زیست داشته باشد، اینگونه اندک و حقیر است، دیگر چه انتظاری از طبیعت‌ستیزان مشهور و شناسنامه‌داری در وزارت راه و شهرسازی، نفت و نیرو داریم؟

چرا؟!

 

    حرف من این است که وقتی سخن از فرسایش 4 تا 5 میلیارد تن (و حتا بیشتر) در سال برای ایران می‌کنیم و هشدار می‌دهیم به عواقب بی‌تفاوتی نسبت به چنین روند مرگ‌آوری؛ یعنی داریم به زبانی ساده می‌گوییم: سالانه زمینی حاصلخیز به مساحت حدود 2 میلیون هکتار را در اثر فرسایش خاک از دست می‌دهیم که این مقدار، 10 هزار برابر وسعت جزیره تنب کوچک است که همه‌ی ایرانی‌ها به درستی و سزاوارانه برای حفظ تمامیت این جزیره کوچک 210 هکتاری ، حاضران جان‌شان را بدهند تا شیخ‌نشین زیاده‌خواه ساکن در جنوب خلیج فارس، متوجه هزینه گزاف لاف‌ها و عربده‌کشی‌های سیاسی‌اش باشد.

    چگونه است که این 210 هکتار را می‌بینیم و آن دو میلیون هکتار را نه؟

    بیاییم اجازه دهیم تا شرق همچنان آفتاب مطبوعات ایران بماند و سبزپرس از تداوم سبزینگی در وطن دفاع کند تا بتوانیم بر شمار مردمی که دل‌شان برای آب خوردن یک کبوتر و سیراب شدن یک سپیدار و شور نشدن آب کارون می‌تپد، بیافزاییم و بدین‌ترتیب، عملاً نشان دهیم که پایبندی ما به اصل پنجاه قانون اساسی، یک پایبندی آرمانی و استراتژیک است و نه تاکتیکی و متأثر از مد روز.

    در آن صورت ایمان دارم که دیگر امکان ندارد با مردم و مدیرانی مواجه باشیم که نسبت به روند نگران‌کننده‌ی از دست رفتن خاک سطحی و مسدود شدن رسانه‌های سبزِ وطن، اینگونه بی‌تفاوت یا خاموش بمانند.

Read More →

پارادوکس تحریف اخبار محیط زیستی؛ نگاهی به توقیف سبزپرس


“انحرافِ
خبر از واقعیت” موضوعی است که سالهای متمادی و به شیوه های گوناگون در رسانه
های مختلف و در تحقیقات مربوط به حوزه رسانه بدان پرداخته شده است. پژوهشگران
رسانه، علل انحراف گزارش یک رسانه از واقعیت را دلایل زیر می دانند:

        
گزینش های ترکیبی: مربوط به وقایعی که ابعاد مختلفی دارد و گزارشِ یک بعد
آن، متناقض با ابعاد دیگر می گردد.

        
گزارشهای با واسطه: اینکه گزارشگر به دلایل گوناگون در محل واقعه حضور نداشته
و از راههای دیگری به کسب اطلاعات در مورد واقعه پرداخته است. این کانالهای
ارتباطی می توانند از شاهدان عینی تا روابط عمومی سازمانها را دربر گیرند. در این
صورت نیز کانالهای ارتباطی حاوی نویزها و پارازیت هایی هستند که گزارشِ اصل واقعه
را مخدوش و مختل می نمایند.

 

درباره ی
خبرهای مرتبط با محیط زیست، عدم حضور گزارشگر در محل وقوع حادثه بسیار محتمل است چرا
که حوزه ی مورد تحقیق به گستردگی دشتها و بیابانها و کوههای کشور می باشد و عملا
هیچ رسانه ای ، هر چقدر پرتوان و فراگیر، نمی تواند چنین گستره ای را مستقیما پوشش
دهد. از این رو اخبار توسط واسطه، که معمولا روابط عمومی سازمان محیط زیست و منابع
طبیعی  و یا بومیان هر منطقه است به دست
اهالی رسانه می رسد.

 

ملوین
دفلور تئوریسین مشهور ارتباطات، در مقاله ای با نام “چگونه حقایق خبری تحریف
می شوند؟” اینگونه می نویسد: “گزارشهایی که توسط روابط عمومی هر سازمانی
از یک حادثه و یا واقعیت تهیه می شود اغلب نکات مبهمی دارد و بلافاصله قابل
استفاده نیست. معمولا گزارشگران شخصا فرصتی برای دیدن وضعیت حادثه ندارند و حتی
نمی توانند با افرادی که عملا شاهد ماجرا بوده اند مصاحبه کنند. در این گونه موارد
آنها به سراغ سخنگوی مربوطه می روند و او به راحتی اطلاعاتی کتبی و یا شفاهی در
اختیار آنها قرار می دهد. در حقیقت این اطلاعات به ندرت به کار می آیند.برای اینکه
همه گروهها و موسسات دارای دستور کار و برنامه های خاصی هستند و نیاز به حفاظت از
اجزاء و منابع خود دارند بنابراین دلایل زیادی وجود دارد که به اینگونه گزارشهای
تهیه شده بدبین باشیم.”

 

بگذریم از
اینکه به نظر می رسد حتی روابط عمومی سازمان
محیط زیست “به راحتی” همان خبرهای گزینش شده را هم در اختیار سبزپرس
قرار نمی دهد. منابع اطلاعاتیِ رسانه ای مانند سبزپرس، به غیر از روابط عمومی سازمان محیط
زیست، افراد محلی مطلع و برخی آدمهایی هستند که به دلایلی نمی خواهند (یا نمی
توانند) از طرق مستقیم اداری و سازمانی خبرهایشان رسانه ای شود. افراد محلی مطلع،
به دلیل شماره یک (که در بالا ذکر شد) می توانند حاوی خبرهای ضد و نقیض باشند. از سوی دیگر گاهی توطئه هایی نیز شکل می گیرد: افراد مطلع درون سازمانی، گاهی عاملی هستند برای کنترل و مهار
یک رسانه به سود همان سازمان. به این شکل که مثلا کسی می آید و به اسم اینکه من
دلسوز هستم و این اطلاعات محرمانه است و اگر سازمان متبوعم بفهمد که من به شما
اطلاعات رسانده ام حسابم با کرام الکاتبین است و …  اطلاعات نادرست را عامدانه به رسانه می رساند و
پس از نشر آنها، دست سازمان متبوع برای پیگیری حقوقی رسانه ی مزبور باز می شود.

 

ممکن است
این سوال پیش بیاید که: چرا یک رسانه بدون اطمینان از صحت یک خبر اقدام به انتشار آن
می کند؟

 استاندارد تایید یک خبر، انتشار آن توسط سه
رسانه ی معتبر است. اما در کشوری که تنها یک رسانه ی محیط زیستی معتبر وجود دارد چگونه
می توان اعتبار هر خبر را منوط به انتشار آن توسط سه رسانه ی معتبر دانست؟!

 

و با تمام
این تفاسیر، پرسش متناقض نمای اصلی را می توان اینگونه مطرح نمود: چگونه می توان
رسانه ای را که بالذات نه می تواند شاهد عینی وقایع گزارش شده اش باشد و نه قابلیت تایید اعتبار گزارش هایش را داراست، به دلیل نشر اکاذیب به زیر تیغ برد؟ 

Read More →