گرین بلاگ – تازه‌ترین مطالب وبلاگستان محیط زیست

SURFIRAN is an Iranian tour operator and Iran travel agency in offers Iran tour packages | Iran Tours - Iran DestinationsEvents

کسی می‌داند کدام رقم درست است؟

به تازگی محمد محمدی‌زاده رییس سازمان محیط‌زیست اعلام کرده است سالانه ۸۰۰ هزار هکتار از جنگل‌های هیرکانی فقط مورد بهره‌برداری صنعتی قرار می‌گیرد. این رقم بیش از اندازه بزرگ و غیر واقعی به نظر نمی‌رسد در صورتی که فرض کنیم کل مساحت جنگل‌های شمال در خوش‌بینانه‌ترین حالت تنها یک میلیون و ۸ هشت هزار هکتار است؟ 

رقمی که رییس دستگاه محیط‌زیست اعلام کرده تنها بهره‌برداری‌های صنعتی را شامل می‌شود و صحبتی از سایر بهره‌برداری ها نیست. در نتیجه می‌توان فرض کرد که حتی اگر به ازای هر درخت کهن فقط یک درخت جدید هم کاشته شود، کمی بیش از دو سال

Tagged →

SURFIRAN is an Iranian tour operator and Iran travel agency in offers Iran tour packages | Iran Tours - Iran DestinationsEvents

3 thoughts on “کسی می‌داند کدام رقم درست است؟

  1. شاهرخ جباری

    با تشکر از توجه و احساس مسئولیت شما، چند توضیح کوتاه به استحضار می رسد.
    یک – متأسفانه بسیاری از آن هایی هم که در رسانه ها در باره جنگل می گویند و می نویسند، دانسته هایشان در این باره وثیق و دقیق نیست و این به علت ضعف اطلاع رسانی جامعه جنگلبانی ایران است.
    دو- آن جایی که بهره برداری صنعتی می شود از سطح جنگل کم نمی شود از حجم آن کم می شود یا ساختار آن آسیب می بیند. مثلا” اگر در سال جاری در یک پارسل(نوعی تقسیم بندی در جنگل با حدود پنجاه هکتار مساحت)، هزار مترمکعب برداشت شود سطح پارسل تغییری نمی کند از حجم آن پارسل کم می شود. ضمنا تا ده سال دیگر در این پارسل برداشتی نمی شود. تا آن وقت این حجم با رویش جبران می شود(ده سال ،هر هکتار دو متر مکعب رویش، در پنحاه هکتار پارسل فرضی- در یک سال می شود یک صد متر مکعب و در ده سال می شود هزار متر مکعب. اگر رویش بیشتر باشد حجم پارسل بیشتر می شود اگر رویش کمتر باشد، حجم آن پس از ده سال کم تر می شود).
    اگر ساختار آسیب ببیند جبرانش مشکل تر است.
    سه – انتخاب درخت برای قطع (نشانه گذاری) حساب و کتاب دارد. هر انتخابی هدفی را دنبال می کند. یا درخت انتخاب شده بیمار، سرشکسته یا آسیب دیده است. یا برای سبز شدن نهال در کف جنگل انتخاب می شود. یا برای این است که به نهال هایی که روییده، نور بیشتری داده شود. یا برای دادن فضای بیشتر به درختان کمیاب و مجاور است. خلاصه این که انتخاب درخت برای قطع (نشانه گذاری) کار مشکلی است و از هر کسی بر نمی آید(کمبود کارشناس، انتخاب نادرست، تخلف و خیانت احتمالی موضوع این بحث نیست).
    چهار- در جنگل های مرغوب به جای درخت قطع شده نباید نهال کاشت. در این نوع جنگل اگر نیاز به کاشت نهال پیش آمد یعنی مدیریت بر این جنگل موفقیت آمیز نبوده است. خود طبیعت باید تجدید حیات کند. باید شرایط تجدید حیات طبیعی ایجاد شود و اگر ایجاد شده از آن حمایت شود. آن جا که می برند و می کارند آمریکا و کاناداست و شرایط و رویشگاه های جنگلی آن ها با ایران فرق دارد. در شمال در جنگلی که اصطلاحا” مخروبه شده و قادر به تجدید حیات طبیعی نیست یا سبز شدن نهال، زمان زیادی می برد در سطح محدود باید روش ” ببر و بکار” را پیاده کرد. اگر در دهه های قبل این نوع برش رواج داشته اشتباه بوده و نباید ادامه یابد.
    پنج- کاهش سطح جنگل یا توسط روستاییان و برای افزایش زمین زراعتی و مسکونی صورت می گیرد یا ناشی از اجرای طرح های عمرانی مانند جاده سازی، انتقال نفت و گاز و… است (سد سازی در جنگل را هم اضافه کنید) یا با موافقت بخش متولی برای تغییر کاربری جنگل با هدف های خاص است.
    شش- در مورد کاهش سطح جنگل های شمال یا افزایش آن به آسانی می شود راستی آزمایی کرد. خوشبختانه عکس های هوایی و تصاویر ماهواره ای به آن اندازه که ابهام را برطرف کند موجود است.
    در پایان یادآور می شود که جنگل شمال خیلی با معرفت و مهربان است و بسیاری از اشتباهات بشر را جبران کرده ومی کند.
    با پوزش و آرزوی ادامه بحث با مشارکت دوستان و همراهان دیگر.

    Reply
  2. انگورج

    سلام
    نمي دانم چه اجباري است كه بايد از عبارت ها و ارقام و اعدادي استفاده شود، كه در بُرد اجرايي و معاني خاصي با ادبيات عامه جامعه دارند.
    اگر مساحتي حدود 800 هزار هكتار جنگل شمال تحت مديريت طرح جنگلداري است، بدين معنا نيست كه كل آن سطح تحت دخالت است، حد اقل حدود 10 تا 20 درصد از سطوح پرشيب يا حساس يا ارزش هاي خاص سطوح حفاظتي و غير قابل كار هستند
    دخالت و انجام برش سالانه فقط در حدود 10 درصد از سطح جنگل هاي تحت پوشش طرح ها يعني در حدود 80 هزار هكتار اتفاق مي افتد و اقدام اجرايي در اين سطح بايد طبق قانون و برنامه طرح داراي علائم و آثار علمي و تخصصي باشد، خلاصه اينكه اصولا هر كسي هر كاري كه دلش بخواهد نمي تواند انجام دهد
    – نمي تواند همه درختان را ببرد
    – نمي تواند هر چه درختان گونه مرغوب است ببرد
    – نمي توانددرختان كه براي آينده جنگل حياتي هستند ببرد
    – نمي تواند درختانيكه داراي بازار مصرف خوب هستند ببرد
    آميانه تر بايد گفت ! خونه خاله نيست، كه بشود هر جوري پا دراز كرد و هيچ در و پيكري براي كار جنگل نباشد !
    خوب است مردم يك بار ماده 3 و 4 قانون حفاظت و بهره برداري را بخوانند و اگر سئوال و ابهامي برايشان داشتند بپرسيد
    داستان قطع درخت مصداق « باي ذنب قتلت » هست.
    نشانه گذاري درخت بر حسب زمان و مكان و شيوه و برش اجرايي و در حدود امكان برداشت انجام مي شود و در كل بايد مشخص شود، بر چه اساسي در جنگل درخت نشانه گذاري شده است، صدور پروانه قطع درخت در طرح جنگلداري تلفني انجام نمي شود، صدور پروانه شكار نيست !
    اگر دست دكتر جراح تيغ جراحي است آلت قتاله بدست نگرفته وكارش سر بريدن نيست ، حتي نبايد بريدن ظاهري جسم انسان در محدوده قلب در جراحي قلب را به غلط شكافتن قلب تصور كنيم !
    ادب حكم مي كند حتي در موارد ناخواسته و در جراحي هاي نا موفق از دكتر جراح، به خاطر تلاشش در درمان بيمار تشكر كنيم !
    بيشتر از هز چيز به فرهنگ سازي نياز داريم و برش اجرايي در جنگل يك كار درماني براي اصلاح ساختار جنگل است، كه متناسب با علم جنگلشناسي انجام مي شود و جنگلداري مديريت است و چه خوب است كسي كه جنگل را شناخته از جنگلداري و سوء مديريت بگويد، تا اصلاح شود .

    Reply
  3. انگورج

    سلام
    نمي دانم چه اجباري است كه بايد از عبارت ها و ارقام و اعدادي استفاده شود، كه در بُرد اجرايي متفاوتند و معاني خاصي با ادبيات عامه جامعه دارند.
    اگر مساحتي حدود 800 هزار هكتار جنگل شمال تحت مديريت طرح جنگلداري است، بدين معنا نيست كه كل آن سطح تحت دخالت است، حد اقل حدود 10 تا 20 درصد از سطوح پرشيب يا حساس يا ارزش هاي خاص سطوح حفاظتي و غير قابل كار هستند
    دخالت و انجام برش سالانه فقط در حدود 10 درصد از سطح جنگل هاي تحت پوشش طرح ها يعني در حدود 80 هزار هكتار اتفاق مي افتد و اقدام اجرايي در اين سطح بايد طبق قانون و برنامه طرح داراي علائم و آثار علمي و تخصصي باشد، خلاصه اينكه اصولا هر كسي هر كاري كه دلش بخواهد نمي تواند انجام دهد
    – نمي تواند همه درختان را ببرد
    – نمي تواند هر چه درختان گونه مرغوب است ببرد
    – نمي توانددرختان كه براي آينده جنگل حياتي هستند ببرد
    – نمي تواند درختانيكه داراي بازار مصرف خوب هستند ببرد
    آميانه تر بايد گفت ! خونه خاله نيست، كه بشود هر جوري پا دراز كرد و هيچ در و پيكري براي كار جنگل نباشد !
    خوب است مردم يك بار ماده 3 و 4 قانون حفاظت و بهره برداري را بخوانند و اگر سئوال و ابهامي برايشان داشتند بپرسيد
    داستان قطع درخت مصداق « باي ذنب قتلت » هست.
    نشانه گذاري درخت بر حسب زمان و مكان و شيوه و برش اجرايي و در حدود امكان برداشت انجام مي شود و در كل بايد مشخص شود، بر چه اساسي در جنگل درخت نشانه گذاري شده است، صدور پروانه قطع درخت در طرح جنگلداري تلفني انجام نمي شود، صدور پروانه شكار نيست !
    اگر دست دكتر جراح تيغ جراحي است آلت قتاله بدست نگرفته وكارش سر بريدن نيست ، حتي نبايد بريدن ظاهري جسم انسان در محدوده قلب در جراحي قلب را به غلط شكافتن قلب تصور كنيم !
    ادب حكم مي كند حتي در موارد ناخواسته و در جراحي هاي نا موفق از دكتر جراح، به خاطر تلاشش در درمان بيمار تشكر كنيم !
    بيشتر از هز چيز به فرهنگ سازي نياز داريم و برش اجرايي در جنگل يك كار درماني براي اصلاح ساختار جنگل است، كه متناسب با علم جنگلشناسي انجام مي شود و جنگلداري مديريت است و چه خوب است كسي كه جنگل را شناخته از جنگلداري و سوء مديريت بگويد، تا اصلاح شود .

    Reply

پاسخی بگذارید