گرین بلاگ – تازه‌ترین مطالب وبلاگستان محیط زیست

SURFIRAN is an Iranian tour operator and Iran travel agency in offers Iran tour packages | Iran Tours - Iran DestinationsEvents

کاشت ۷۰ درخت به یاد دو فعال فقیدمحیط زیست

آنها امروز در میان ما نیستند؛ اما یادشان همواره با ماست؛ به ویژه هنگامی که پای یک حرکت محیط زیستی در میان باشد. مراسم درختکاری به یادبود دو فهال فقید محیط زیست، “کامبیز بهرام سلطانی” و “یاسر انصاری” در بوستان ولایت تهران برگزار شد. به گزارش سبزپرس، در این برنامه که در آخرین پنج شنبه سال ۱۳۹۰ با حضور جمعی از فعالان محیط زیست برگزار شد، با کاشت ۷۰ درخت چنار همراه بود. “معصومه ابتکار” عضو شورای اسلامی شهر تهران یکی از حاضران در این برنامه بود که طی سخنانی یاد و خاطره “کامبیز بهرام سلطانی” و “یاسر انصاری” را گرامی داشت. او گفت: متاسفانه وضعیت محیط زیست کشور روز به روز بدتر می شود و سقوط کشور ما در جدول رتبه بندی وضعیت محیط زیست جهانی، موید این نکته است. ابتکار گفت: طبق اعلام مرکز پژوهش های مجلس، بیش از ۷۰ درصد از برنامه چهارم توسعه انجام نشده است. در حالی که تدوین این برنامه در کشور بی سابقه بود چراکه تنها برنامه ای بود که بر پایه محیط زیست و آمایش سرزمین نوشته شده بود. او ادامه داد: در جریان سوال از رئیس جمهور هیچ کس درباره اجرای این برنامه و بی توجهی به وضعیت محیط زیست کشور سوالی نپرسید. در حالی که این مسئله، یکی از مهم ترین مسایلی است که امروز در کشور وجود دارد. در ادامه این برنامه همچنین “مژگان جمشیدی” همسر زنده یاد “یاسر انصاری” به ایراد سخنرانی پرداخت و گفت: پس از فوت یاسر احساس می کردم که دیگر فعالیت های زیست محیطی کاهش خواهد یافت اما فعالان محیط زیست نشان دادند که همیشه پیش رو هستند چرا که توانستند در چند روز اخیر در مدت ۹ روز مبلغی برای آزادی یک همیار محیطبان زندانی در استان هرمزگان جمع آوری کنند. او افزود: اگرچه امروز یاسر و استاد بهرام سلطانی در کنار ما نیستند اما خوشبختانه فعالان محیط زیست ایران هنوز رسالت خود را با جدیت انجام می دهند و این مایه دلگرمی همه ماست. در این مراسم همچنین خانم “روشن”، همسر زنده یاد “کامبیز بهرام سلطانی” نیز در سخنانی کوتاه ضمن تشکر از برگزار کنندگان این مراسم یاد و خاطره زنده یاد بهرام سلطانی و انصاری را گرامی داشت. این مراسم توسط ستاد محیط زیست و توسعه پایدار شهرداری تهران و با همکاری شهرداری منطقه ۱۹ تهران در بوستان ولایت انجام شد.

Tagged →

SURFIRAN is an Iranian tour operator and Iran travel agency in offers Iran tour packages | Iran Tours - Iran DestinationsEvents

One thought on “کاشت ۷۰ درخت به یاد دو فعال فقیدمحیط زیست

  1. میم : پ

    ممنون از خانم موسوی که یادی از شادروانان ” آقای بهرام سلطانی و آقای انصاری ” نمودید . همانطور که خانم جمشیدی گفت : ” پس از فوت یاسر احساس می کردم که دیگر فعالیت های زیست محیطی کاهش خواهد یافت . اما فعالان محیط زیست نشان دادند که همیشه پیش رو هستند .
    آنک ای نقاش بر می کش چنین تصویر ما :
    پرچمی افتاد و نسلی رفت و تنها مانده ایم
    ای شما ای آرزومندان شنزار و کویر
    با خبر باشید : ما سبز و شکوفا مانده ایم
    ای شما ای شب پرستان ِ سکوت- آئین ِ پست
    ماچوخورشید ِ فروزان سرخ وگویا مانده ایم
    انجمن کردند خارا و نسیمی
    جملگی گفتند : یاران ! همچنان ، ما مانده ایم
    اما انگیزه من برای نوشتن کامنت اینجا ؛ نقل قولیست که شما از خانم ابتکار کرده اید : ” طبق اعلام مرکز پژوهش های مجلس، بیش از ۷۰ درصد از برنامه چهارم توسعه انجام نشده است. در حالی که تدوین این برنامه در کشور بی سابقه بود چراکه تنها برنامه ای بود که بر پایه محیط زیست و آمایش سرزمین نوشته شده بود. او ادامه داد: در جریان سوال از رئیس جمهور هیچ کس درباره اجرای این برنامه و بی توجهی به وضعیت محیط زیست کشور سوالی نپرسید. در حالی که این مسئله، یکی از مهم ترین مسایلی است که امروز در کشور وجود دارد. ”
    من نمیخواهم اینجا عقده گشایی کنم و اصلا پرونده کاری خود دولت هشتم را که خانم ابتکار درراس سازمان حفاظت از محیط زیست بود را به زیر سوال بکشم . اما فقط به سخنان آقای يوسف حجت مسئول بخش امور انساني سازمان محيط زيست تحت رياست خاتمي- ابتكار، اشاره می کنم و دهان گشادم را می بندم . ایشان می گوید : ” برنامه هاي توسعه، اهميت و ارزش محيط زيست از نظر مسئولان پنهان مانده و در پي آن برنامه ريزيها با بي توجهي زياد به محيط زيست كشور صورت گرفته است. در عدم ارزيابي اثرات زيست محيطي طرحهاي توسعه گذشته و پيامد بي توجهي ها به محيط زيست اكنونن باعث بحران آلودگي و نخريب و تهي سازي شديد منابع زيست محيطي و طبيعي كشور گرديده است.”
    اما در کل موردی که خانم ابتکار بدان اشاره کرده ؛ یعنی اینکه چرا برنامه چهارم توسعه انجام نشده است !!! بسیار جای حرف و صحبت دارد .بنظرم بهترین پاسخ برای این سوال خبری بود که در تاریخ
    15 مرداد 90 ناگهان از سوی صندوق بین المللی پول اعلام شد .صندوق در گزارش خود نوشته : ” رشد اقتصادی ایران به 2/3 درصد رسیده است .” در حالی که چند ماه قبل از آن، از رشد اقتصادی صفر درصد برای ایران، سخن گفته بود. صندوق، هیچ وظیفه ای هم برای خودش احساس نکرد که جوابگو باشد ، این دو گانگی آمار، چگونه پدید آمده ؟؟؟؟ صندوق در حالی سخن از رشد اقتصادی ایران می گوید که بسیاری از منابع آگاه اقتصادی، رشد اقتصاد ایران را منفی ارائه کرده اند ! خنده آورتر آن هست که خود دولت دهم از تعطیلی گسترده‌ی بخش تولید پس از اجرای طرح هدفمند‌سازی یارانه‌ها می نالد. اما در گزارش صندوق بین المللی پول ، آنها دایه مهربانتر از مادر شده و نظر به رشد اقتصادی ایران پس از هدفمند سازی یارانه ها می دهند !!!!!! خب شاید اینجا بهتر باشد به گزارشی از وبلاگ کانون مدافعان حقوق کارگر اشاره کنم :
    “بر طبق اساس‌نامه‌ی صندوق بین‌المللی پول، وظیفه‌ی اصلی این نهاد بین‌المللی، عبارت است از حفظ ثبات اقتصادی جهان، به ویژه ثبات پولی. تکالیفی چون اعطای وام‌های کوتاه‌مدت و میان‌مدت، برای مقابله با کسری تراز پرداخت‌های خارجی کشورهای عضو و بی‌ثباتی پولی آنها در رابطه با همان وظیفه‌ی اساسی تعیین شده است. به طور ضمنی این وظایف قرار است رشد با دوام را اطمینان‌بخش کنند؛ اما به هیچ وجه، وظیفه‌ی صندوق، تعیین خط مشی رشد و توسعه و کاهش فقر در کشورهای کم‌توسعه نیست. وقتی صندوق، در مداخله‌های خود در امور برنامه‌ریزی توسعه و رشد کشورهای کم توسعه، تردیدی به خود راه نمی‌دهد و در مسایل پیچیده‌ی توسعه، که هم راهبردهای عمومی تخصصی دارند و هم از هر کشوری به کشور دیگر، تفاوت‌های دقیق و ظریفی دارند، وارد می‌شود؛ از سر خیرخواهی نیست. تمام تجربه‌ها و نظریه‌های پشتیبانی‌کننده‌ی روش‌های زمخت و چکشی و جهت و غرض‌دار صندوق، نشان داده‌اند که نه تنها مداخله‌ها به فقرزدایی نینجامیده‌اند، بلکه عامل بی‌ثباتی بلندمدت، فقر بیشتر و توزیع ناعادلانه‌تر ثروت و درآمد هم بوده‌اند. صندوق، برای کشورهای کم توسعه، درست کردن بازارهای مالی و سرمایه، بازار بورس و زیاد شدن تعداد بانک‌ها را، به هر قیمت که باشد، توصیه می‌کند. در سرزمین‌هایی که تولید، به شدت محدود و ناکارآمد است و بازارها و منابع مالی، در دست تنی چند از افراد و چند موسسه‌ی وابسته‌ به دولت‌های به اصطلاح رانتی و غیر دموکراتیک، قرار دارند.
    صندوق می خواهد که انواع اسناد خزانه (یعنی همان اوراق مشارکت در ایران) را به بازارهای خرید و فروش فرستاده و از دست دولت‌های متعهد به برنامه‌های توسعه، خارج کند. واضح است که این اسناد و آن بازارهای مالی پوچ و بی‌پشتوانه و به ویژه با کوچک بودن نسبی حجم کل فعالیت مالی (در مثل، برای اتیوپی به اندازه‌ی یک شهر کوچک آمریکایی و برای ایران، کم‌تر از یکی از تراست‌های متوسط مالی جهان است) نمی‌توانند با موسسات بزرگ داخلی یا خارجی هم آوردی کنند (در حال حاضر، خارجی‌ها در بازار مالی ایران، چندان جایی ندارند، ولی گویا همه‌ی فعالان، دوستان و همکاران و نظریه‌سازان نولیبرال وطنی، منتظر گشایش چنین بازارهایی هستند). چنین موسساتی، طبعا تاب و توان رقابت ندارند و توسط قدرت‌های مالی محبوب ایدئولوژی صندوق، بلعیده می‌شوند. دست دولت کوتاه می‌شود و نمی‌تواند به زارعان، خرده کاسبکاران، نیازمندان و کارگران، برای تولید و مصرف، وام بدهد. این یعنی “توسعه‌ی فلاکت” و صندوق، به گونه‌ای اعلام نشده، مسئول چنین فلاکتی است. همین صندوق که در تأمین منافع امنیت سرمایه‌داری، به ویژه سرمایه‌داران مالی و از ایدئولوژی بازارگرایی افراطی‌اش که با این هدف در هم آمیخته است و از آثار زیان‌باری که در اقتصادهای جهان به بار آورده است، نقل شد؛ سیاست‌های یارانه‌ای دولت دهم را مورد تمجید قرار داده است. صندوق برای آینده‌ی “خوب و روشن” اقتصاد ایران و زندگی بینوایان، پیش‌بینی‌های خوش‌بینانه و امیدبخش نیز دارد: رکود زودگذر، بالا رفتن موقتی نرخ تورم، به مشام رسیدن بوی بهبود اوضاع، کاهش نابرابری، ارتقای سطح زندگی مردم و همه‌ی موهبت‌های وعده و عیدی همیشگی نظریه‌پردازان راست افراطی. اما دست‌کم در ایران، برخی از وابستگان فکری و عملی کارشناسی و دانشگاهی‌ این موسسه و دولت، این روزها از مردم و پرسش‌های دلهره‌آور کارشناسان مستقل در مورد آن وعده‌ها و فریب‌کاری‌ها و خیال‌پردازی‌ها روی می‌پوشانند. صندوق اما، از خیابان نوزدهم واشنگتن همین طور امید واهی است که صادر می‌کند و از در تشویق چنین سیاست‌هایی بر می‌آید.
    اگر دولت‌های پیشین در ایران، از سیاست‌های تعدیل ساختاری صندوق و بانک جهانی الهام می‌گرفتند و خود را به سازمان تجارت جهانی نزدیک می‌کردند، این کار توسط دولت فعلی با شدت بیشتری ادامه یافته است، گیریم نهادهای بین‌المللی بلدند چگونه خود را به قدر کافی دست نیافتنی و ناز کشیدنی کنند، تا متقاضی‌ای مانند ایران، به قدر کافی اقتصادش را به نفع بازار و سرمایه‌داری انحصاری دست کاری کند تا دل آنان را به دست آورد. این کاری بود که سازمان تجارت جهانی با ایران کرد و آنقدر درخواست و کتاب‌چه پرسش‌نامه‌ی ایران را پس فرستاد تا ایران، آن را باب میل سازمان تنظیم و نهایی کرد. حالا نیز همین کار را می‌کنند، اما صندوق بالاخره سرِ رابطه خوب را باز کرده است.
    صندوق می‌خواهد دولت، از صندوق ذخایر ارزی‌اش نه به نفع سیاست‌های به اصطلاح عادلانه ساختن توزیع و خدمات رفاهی، بلکه به نفع فعالیت‌های مالی و تولیدی انحصارهای بخش خصوصی و برخی هزینه‌های سرمایه‌گذاری عمرانی به دست بخش خصوصی، استفاده کند. دولت ایران نیز چنین می‌کند. اخیرا نیز وزیر نفت وابسته به نهادهای نظامی، خواهان استفاده از ذخایر ارزی برای راه اندازی این صنایع انحصاری شده است. صندوق، طرفدار بالا بردن سطح دریافتی مالیات‌ها است. در ایران، مالیات‌ها بالا می‌روند و به ویژه، نسبت انواع مالیات بر حقوق و دستمزد و بر مصرف‌کننده (به نام ارزش افزوده) به مالیات سود فزونی می‌گیرد. صندوق می‌خواهد اگر چیزی برای رفاه و توزیع، خرج می‌شود، اهمیت اصلی را در بودجه نداشته باشد و ثانیا محل آن از مالیات‌ها- به شرط آن‌که سودشکن نباشد- تأمین شود. بودجه‌های 89 و 90 نیز چنین گرایشی را نشان می‌دهند. هم‌چنین در ایران قرار است از محل صرفه‌جویی یارانه‌ها، پرداخت‌های نقدی به عمل آید و این پرداخت‌ها نیز، در ذات خود هم بی‌ثبات‌اند و هم در معرض تابش آفتاب داغ تورم، که آن را تبخیر می‌کند.
    امیدوارم پاسخ به سوال خانم ابتکار داده باشم . هر چند که خود ایشان بهتر از من و دیگران می دانند که به چه سازی باید رقصید ! آخر زمانی ایشان هم خوب با ساز دولت هشتم رقصیدند ! خانم ابتکار بازی بازی ؛ پیش قاضی هم ملق بازی ؟؟؟

    Reply

پاسخی بگذارید