گرین بلاگ – تازه‌ترین مطالب وبلاگستان محیط زیست

SURFIRAN is an Iranian tour operator and Iran travel agency in offers Iran tour packages | Iran Tours - Iran DestinationsEvents

ارتباط بین بیابان زایی و امنیت

 
چون بیابان زایی به مرور با تغییرات منفی زیست محیطی آشکار می شود، از این رو یک پیوندی
 بین تغییرات زیست محیطی و مشکلات اجتماعی
، اقتصادی و همچنین جمعیتی وجود دارد . این ارتباط از آغاز تا دهه 1980 در چهار فاز
تحقیق شده است :
بسیاری از این  عوامل که منجر به خشکسالی ،
مهاجرت ، بحران و درگیری می شود شناخته شده اند اما دانش ما در مورد این پیوندها و
بهم پیچیدگی انها از عواقب فاجعه هنوز هم ناقص است. با این وجود ، ما می دانیم که
بیابان زایی یک چالش برای امنیت و معیشت به ویژه برای جمعیت های فقیر ایجاد می کند.
این چالش در افراد ، خانواده ها ، روستاها و مناطق همجوار و همچنین  امنیت آنها بصورت یک دور  نادرست یا بدسگال بشمار می رود، زیرا تاثیر فقر در  بیابانزایی و کمک به فرایندهای بیابان زایی
دوباره موجب تشدید فقر می شود(Brauch ، 2003). در نتیجه اثرات
آن برای مردم (جمعیت ساکن بصورت های گوناگون بروز می کند و ممکن است کمبود آب ،
سوء تغذیه، گرسنگی ، مهاجرت و بدتر شدن موقعیت اجتماعی را تشدید کند. از آنجا که
این موضوع یکی از عوامل مؤثر برای بی ثباتی سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی است ، از
این نظر بیابان زایی  به برخی از مفاهیم
امنیتی گره خورده است :
*  بیابان زایی روی امنیت غذایی
تاثیر می گذارد ، زیرا ممکن است به علت گرسنگی ، دوباره منجر به مهاجرت شود.
* بیابان زایی  به امنیت سلامت
تاثیر می گذارد ، زیرا ممکن است منجر به سوء تغذیه شود و گرفتاری سوء تغذیه منجر
به افزایش حساسیت نسبت به امراض شود و بیماری ، باعث افزایش مرگ و میر کودکان بشود.

* بیابان زایی  امنیت معیشت را
تحت تاثیر قرار می دهد ، زیرا ممکن است مردم را  به ترک خانه های خود وادار کند و مهاجرت کردن ناشی
از تخریب سرزمین  محسوب شده یعنی جاییکه  نمی تواند بصورت یک پایگاه امرار معاش محسوب
شود.

*بیابان زایی  بر امنیت ملی تاثیر می گذارد زیرا شورش
و آشفتگی ناشی از  گرسنگی خطری برای ثبات
کشورها، حکومت و بقای دولت مطرح می شود.

*بیابان زایی  بر امنیت اجتماعی اثر دارد، زیرا به
دلیل کمبود منابع و مهاجرت در مقیاس وسیع (آب ، خاک و غذا) یک تهدید برای هویت ملی
محسوب می شود.
*بیابان زایی به امنیت بین المللی نیز مرتبط است به دلیل مهاجرت
دسته جمعی اجباری به مرزهای مجاور (کشورهای مجاور)  ناشی از عوامل محیطی ممکن است منجر به درگیری قومی
گردد.
از این رو، می توان گفت که خسارات بیابان زایی و سایر عوامل زیست محیطی  در حاشیه سازی اقتصادی بخش هایی از جمعیت
روستایی مشارکت می کنند و در نتیجه از عوامل تشدید کننده بحران  بشمار می روند

Tagged →

SURFIRAN is an Iranian tour operator and Iran travel agency in offers Iran tour packages | Iran Tours - Iran DestinationsEvents

One thought on “ارتباط بین بیابان زایی و امنیت

  1. میم : پ

    مطلب جالبی بود .البته فکر میکنم واقعا جایش هست که روی تک تک این مفاهیم امنیتی که شما به آنها اشاره نمودید .بطور جداگانه پرانتز باز کرد و مورد تجزیه تحلیل قرار داد . شاید خود شما یا دیگر دوستان همتی کرده و کمی وقت روی این مطالب بگذارند .
    من خصوصا روی مورد امنیت ملی حساس هستم . چون آنطور که از شواهد و قرائن بر میآید .یکی از بزرگ ترین مسائلی که ما اینک و بویژه در آینده مجبوریم (اگر روند بیابان زایی همینطور ادامه پیدا کند ) با آن دست و پنجه نرم کنیم . همین مورد میباشد .جامعه شناسان در این باب خیلی تاکید دارند .آنها معتقدند :
    یکی از نتایج بیابان زایی هجوم گسترده زحمتکشان و بیکاران روستایی به شهرها بوده که طبیعتاً به خاطر عدم جذب آنها به اشتغال در اقتصاد ضعیف و عقب مانده در این جوامع، باعث رشد بادکنکی جمعیت حاشیه نشین در اغلب شهرهای بزرگ گردیده است.این افراد از شهرهای کوچک و روستاها برای پیدا کردن کار ویا بدلیل آوارگی و رانده شدن از شهرهایشان روانه شهرهای بزرگ می شوند، اما مجبور به سکونت در زاغه های غیرقانونی و شبه قانونی پهناور و رو به گسترش می شوند.( حدود 85 درصد ساکنان حلبی آبادها املاک خود را غیرقانونی تصرف کرده اند.)
    شهری شدن فقر در جهان در عین حال به شهری شدن پدیده شورش و قیام منجر می شود.آیاتصور کردن اینکه انبوهی از هلی کوپترهای مسلح و تانک ها و نفربرهای جنگی، در کوچه های تنگ و باریک زاغه ها، در جستجوی افراد شورشی و مبارز، به عملیات نظامی بپردازند ، دور از واقعیت و ذهن است ؟مگر همین چندی پیش در فلوجه و شهرک صدر زد و خوردهای شبانه و حملات روزانه متقابل بین طرفهای درگیر همراه با بمب گذاران انتحاری و انفجارهای پارتیزانی،صورت نگرفت ؟؟؟حوادث خونین شهر موگادیشو را هم که فراموش نکرده یم . آیا جنبشهای سیاسی ونژادی و مذهبی نوظهور بنیادگرایان در بمبیی ، در کازابلانکاو قاهره ، شورشیان خیابانی در کیپ تاون و سان سالوادور، بنیادگرایان کینشازایی و ریودوژانیرو یی و انقلابیون پوپولیستی در کاراکاس و لاپاز بخشهای مهم این موج به شمار نمی آیند ؟ در تمام این قیام های خونین یک عنصر مشترک است .و آن چیزی بجز رنج مشترک این زاغه نشینان و معضل زاغه نشینی نیست .

    Reply

پاسخی بگذارید