گرین بلاگ – تازه‌ترین مطالب وبلاگستان محیط زیست

SURFIRAN is an Iranian tour operator and Iran travel agency in offers Iran tour packages | Iran Tours - Iran DestinationsEvents

خدایا شکرت …دیگه منو نـــزن

 چند روزه خیلی احساس خستگی میکنم.. انگاری یک ماهه که نخوابیدم.  آخه  اخیرا” ناراحتی معده پیدا کردم و کلی دارو مصرف میکنم.. شاید قرص ها باعث خستگی و خواب آلودگی من در طول روز میشه… مدتی قبل بعد از نودواندی با یکی از دوستان قرار گذاشتیم بریم شام رستوران.. تازه سفارش داده بودیم که یکهو قفسه سینه و پشت  اینجانب قفل شد و دو تا دستام بی حس .. رنگ دوستم پرید (فکر کرد سکته قلبی زدم).. بهش گفتم : نازی جون خیلی وضع خرابه نفسم بالا نمیاد ولی نگران نباش چون به احتمال ۹۵٪  قلبم نیست و مربوط میشه به معده.. فقط منو برسان اورژانس بیمارستان..  حدسم درست بود و بعد از گرفتن فشار خون و نوار و …. دکتر تائید کرد به قلب ربطی نداره و مربوط میشه به معده.. از آنزمان دارم درمان میکنم این (رفلاکس) را که فکر نمیکنم دیگه بطور کامل درمان بشه.   


هفته گذشته بد جوری در یکی از فرعی های میرداماد خوردم زمین.. داشتم بروشور (مهربانی با گربه) میانداختم داخل مجتمع ها که ناغافل پام گرفت به چیزی و با صورت محکم خوردم رو سنگ ها.. یعنی پیشانی و بینی و چانه ام همزمان محکم خورد به سنگفرش پیاده رو  و دست راستم هم ماند زیر بدن. وای خدا چه حالی شدم.. دنیا تیره و تار شد.. گفتم الانه که خونریزی مغزی بکنم چون داخل چشمهام رعد و برق شده بود..اینجور مواقع فوری میرم تو فکر ۳ تا گربه هام که خدایا اگر من چیزیم بشه عاقبت اینها چی میشه؟  اون فیلیپ که عاشق منه و از همه میترسه و اگر در خانه بصدا در بیاد میپره زیر تخت قایم میشه…


با سختی خودم را از روی زمین بلند کردم .. خانم جوانی ماشینش را روشن کرده بود بره .. صدا زدم.. خانم کمک کن بدجوری خوردم زمین.. پاسخ داد :  چیزی نیست ۵ دقیقه بشین حالت جا میاد و پاشو گذاشت رو گاز و رفت.. اشکم سرازیر شد.. هم از درد ضربه و هم از درد بی انصافی مردم.. چه پست فطرت .. حتی اینقدر به خودش زحمت نداد پیاده شه یک کلینکس بده دست من… لنگان و آرام شروع کردم رفتن به طرف اتومبیل خودم ولی اشکهام همچنان سرازیر بود.. گویا تمام ناراحتی هائی که در این چند ماهه کشیده بودم و عقده شده بود چسبیده بود تو دلم یکهو سر باز کرد و ریخت بیرون.. یک آقائی ترمز کرد گفت : خانم چی شده؟  گفتم : هیچی خوردم زمین.. گفت : بیا برسونمت . گفتم : نه آقا  خیلی ممنون اتومبیل خودم چند قدم بالاتر پارکه..


بگذریم … با اینکه شدت ضربه خیلی محکم بود ولی شکر خدا عینکم هیچی نشد. بینی ام هم شکر خدا استخوانش نشکست. یک کم چانه ام کبود شد ولی سرم تا ۳ روز درد میکرد و بدتر اینکه دست راستم که باهاش کلی کار دارم بدجوری باد کرد و کار کردن برام خیلی مشکل شد (هنوز هم که هنوزه درد میکنه و بسختی در قفل شده را باز میکنم.. دیگه فک کن چطور باید هر روز ۱۵ کیلو کله مرغ را پاک کنم و بپزم و نوک ها را بکنم برای گربه های خیابانی !!!).. بازهم خدایا شکرت که بلای زیادی سرم نیامد.. چند روز قبلش عصبانی شدم و کلی کفر گفتم به خدا و فکر میکنم این زمین خوردن تنبیه من بود.. خدا خواست بمن اخطار بده که اینقدر بد و بیراه نثار من نکن و به کارت ادامه بده..   خدایا شکرت .. منو ببخش


باز ۳ روز تعطیلی… کیانا گفت بیا با ما بریم ۳ روز شمال گربه ها را هم با خودت بیار.. طفلکی کیانا از وقتی منو شناخته خیلی نگران اینه که من سالیان ساله مسافرت نرفتم و هر وقت میخواد بره شمال دعوت میکنه باهاش برم… ولی فعلا” حالش نیست…   همکارم مرجان هم دعوت کرده فردا از صبح بریم مهمانی در باغ طرف جاجرود… باز هم حالش نیست…. با اینکه دلم لک زده برای مادر طبیعت.. برای کمی سکوت دور از این تهران خاکستری .. آخ چقدر دلم میخواد یکشب هم شده یک چائی بخوابم که شب با صدای لالائی جیر جیرکها خوابم ببره  و صبح با صدای آواز پرنده ها از خواب بیدار بشم… ذهی خیال باطل… ما را چه به این حرفها.. همان کافیست  که از صدای کامیون و تریلر و خاک برداری درکوچه تا صبح ۱۰ بار بالش و لحافم را بزنم زیر بغلم  از این اطاق به آن اطاق برم تا بلکه ۲ ساعت خوابم ببره و صبح هم با صدای ناهنجار دزد گیر ماشین همسایه ها  از خواب بپرم… (تحمل کن.. زن… تحمل کن.. درست میشه..) فقط همین جمله را همیشه با خودم تکرار میکنم.. تحمل کن.. ناشکری نکن.. حتما” یک حکمتی تو کار پروردگار هست … تحمل کن… قوی باش.. خدا هواتو داره.. داری به مخلوقات بی زبانش کمک میکنی.. داری فرهنگ سازی میکنی.. برای گربه ها.. سگ ها.. حیوانات بدبخت اسیر تو قفس باغ وحش…. تحمل کن.


 راستش فردا اگر هم قرار باشه جائی برم دلم میخواد به محل جدیدی برم که چند نفر از حیوان دوستان و مسئولین پناهگاه وفا تازگی  اجاره کردند برای پناه دادن به سگ های ولگرد و گربه های معلول اما بخاطر کمبود بودجه موفق نشدند محل را سروسامان بدهند… بریم ببینیم میشه همکاری کرد ؟؟؟ .. ولی آنجا هم خیلی دوره.. دورتر از کرچ… حالا اگر این هفته نشد .. هفته دیگه میرم..


یک سگ ولگرد خوشگل ۲ هفته ای هست در منطقه میرداماد میگرده. در کوچه های مختلف.. قرار به کمک چند فرد خیر بگیریم ببریمش به پناهگاه جدید ذکر شده .. ولی طفلکی هر بار دیدیم و سعی کردیم بگیریمش فرار کرده.. گویا خیلی کتک خورده که اینقدر از آدم۲پا ها میترسه.. آخه دفعات قبل همیشه با سگ های ولگرد زود دوست شدم و این اولین باره این حیوان اینگونه از من فرار میکنه.. خدا میدونه چه بلاها سرش آوردند که اینطور شده…با عرض معذرت شنیدم کارگرهای ساختمانی از این سگ ها نگهداری میکنند و گاهی بهشون تجاور میکنند بعد که ساختمان تمام شد ولش میکنند به امان خدا که سگه هم به احتمال زیاد بعد از مدتی آوارگی و سنگ و چوب خوردن بدست مامورین شجاع شهرداری تیر باران میشه .  به شهرداری منطقه خبر دادیم تو رو خدا این سگه را که در منطقه میرداماد آواره شده نکشید تا ما بگیریمش.. (حالا ببینیم ترتیب اثر میدن یا نه.. البته آنها مقصر نیستند ولی کافیه یکی دوتا آدم۲پا که فکر میکنند اگر سگ از کوچه شان گذر کنه ملائک فرار میکنند مکرر زنگ بزنند به شهرداری که بابا ملائک چمدانها را بستند برای کوچ از کنار ما…  زود بیائید این موجود نجس را از بین ببرید).  


بگذریم.. دعا کنید موفق بشیم سگه را بگیریم …


خدایا شکرت.. دیگه منو زمین نیانداز..  قول میدم دیگه کفر نگم.. خدایا شکرت..

Tagged →

SURFIRAN is an Iranian tour operator and Iran travel agency in offers Iran tour packages | Iran Tours - Iran DestinationsEvents

پاسخی بگذارید